3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!

3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!

در این مقاله به بررسی سه عامل اصلی برای احساس خوشبختی خواهیم پرداخت و همچنین تاثیر نیروی قدرتمند اندیشه را در جذب سه عامل اصلی برای خوشبختی بررسی خواهیم کرد.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” و “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه مقاله “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” را مشاهده کنید.

خلاصه

  • تصور و تجسم شکلی از یک اندیشه سازنده است، نوری که به کمک آن به دنیاهای جدید اندیشه و تجربه نفوذ می کنیم، این ابزار قدرتمندی است که به وسیله آن هر مخترع یا کاشف راه را از سابقه و گذشته به تجربه شدن باز کرد. پرورش تصور و تجسم منجر به شکل گیری ایده آل می شود که از آن آینده پدیدار می گردد.
  • تصور با تمرین شکل می گیرد اما برای آنکه زندگی می کند به تغذیه شدن احتیاج دارد.
  • رؤیا پردازی نوعی تبذیر ذهنی است اما تجسم کردن نوعی اندیشه سازنده است که از آن هر اقدام سازنده نشأت می گیرد.
  • اندیشه تجسمی نیروی محرکی که زنان و مردان موفق با اشخاص و شرایط ارتباط برقرار می کنند تا برنامه هایشان را کامل کنند.
  •  ایده آلی که مدتی در ذهن باقی بماند شرایط لازم برای تحقق خود فراهم می آورد.
  •  یک مشاهده و ملاحظه دقیق تولید تصور، بینش، و ادراکی می کند که به سرشاری و هماهنگی منجر می گردد.

 

سلامتی، ثروت و عشق

عمل شکوفه اندیشه است و شرایط حاصل عملند، از این رو شما همیشه در تملک خود ابزاری را دارید که می توانید به وسیله آن خود را بسازید یا نسازید و از زندگی لذت ببرید یا نبرید.
همه اشتباهات اقداماتی هستند که در شرایط جهل صورت خارجی پیدا می کنند. از این رو کسب دانش و قدرت برای خلق کردن جوهر رشد و تکامل است. وقتی اشخاص از اعتلا و پیشبرد اندیشه ها و ایده آل های خود باز می مانند، نیروهای حیاتی آنها بلافاصله متلاشی و تجزیه می شود و این تغییر شرایط در چهره ها و بدن هایشان به نمایش گذاشته می شود. برعکس، اندیشه جوهر تکامل هشیاری انسان است و بنابراین اندیشه نتیجه توانایی انسان در فکر کردن است.
به نمایش گذاشتن دانش در بر گیرنده “قدرت معنوی” است و “قدرت معنوی” آن قدرتی است که در دل همه چیزی وجود دارد. این “روح عالم هستی” است، وقتی به درستی بدانید که “ذهن” تنها اصل خلاق است، توانای مطلق است و قادر بی چون و چراست و می توانید به عمد و قصد با این “توانای مطلق” از طریق نیروی فکری شخصی به هماهنگی برسید، قدم بلندی در مسیر درست برداشته اید. قدم بعدی این است که خود را در موقعیتی قرار دهید که این قدرت را دریافت کنید. از آنجایی که این نیرو در همه جا حضور دارد، باید در درون شما هم باشد. می دانیم که اینگونه است زیرا می دانیم که همه قدرت ها از درون نشأت می گیرد، اما باید رشد و توسعه پیدا کند. برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید پذیرا باشیم و این پذیرا بودن با تمرین به دست می آید.

 

3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!

3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!

تغییر دادن شرایط با تغییر دادن ذهن

اگر می خواهید شرایط را تغییر دهید، باید ذهنتان را تغییر بدهید، باید آرزو و امیالتان را تغییر دهید.
اندیشه علت است و شرایط معلول. این منشأ شر و خیر است. اندیشه خلاق است و به طور خودکار با هدف خود همبستگی پیدا می کند. این “قانون کائنات” است، قانون جذب، قانون علت و معلول. شناسایی این قانون و به کار بردن آن در هر موقعیتی شروع و ختم را مشخص می سازد. این قانونی است که مردم را در همه اعصار و همه زمان ها راهنما شده است تا به قدرت نیایش ایمان بیاورند.
با این حساب چگونه شرایط را تغییر می دهیم؟ جواب ساده ای دارد: با به کار بردن “قانون عالم هستی“.
ما می دانیم که قانون علت و معلول هم در قلمرو پنهان اندیشه و هم در دنیای مادی حالت مطلق دارند. از این رو اگر ترسو هستید، اگر کم رو و خجالتی هستید و یا اگر بیش از حد مشتاق و مشوش هستید، بدانید که دو چیز نمی توانند در آن واحد در یکجا قرار بگیرند. بنابراین از آنجایی که این مطلب در دنیای معنوی و ذهنی مصداق دارد، راه علاج این است که اندیشه های شجاعت، قدرت، اتکای به نفس و اعتماد به نفس را به جای هراس، کمبود و محدودیت قرار دهید. اندیشه مثبت، اندیشه منفی را نابود می کند. همانطور که نور تاریکی را از میان بر می دارد.
ساده ترین و طبیعی ترین راه انجام دادن این کار انتخاب تائید مثبت است که با مورد شما همخوانی داشته باشد.
شرایط مطلوب را در ذهن خود حفظ کنید و بعد آن را به عنوان چیزی که وجود دارد مورد تائید مثبت قرار بدهید.
یکی جایگزین دیگری می شود و بعد از طریق قانون رشد، فضایی را که زمانی با اندیشه منفی پر شده بود رشد و ترقی می دهد. و چون هرچه را تکرار کنیم بخشی از وجود ما می شود، در عمل خود را تغییر می دهیم و خود را به کسی تبدیل می کنیم که می خواهیم او باشیم.

حتما بخوانید :   درمان ترس و افسردگی

 

سه لازمه

در دنیای بیرون تنها سه چیز می تواند مطلوب باشد و هر کدام از آنها را می توانیم در دنیای درون بیابیم. راز و رمز پیدا کردن اینها این است که مکانیزم درست و مناسب را ضمیمه “منبع قادر مطلق” بکنیم. چیزی که همه به آن دسترسی دارند.
آن سه چیزی که همه انسانها خواهان آن هستند و برای رسیدن به رشد و تعالی به آن احتیاج داریم، سلامتی و ثروت و عشق هستند. همه بی چون وچرا قبول دارند که سلامتی ضروری است. کسی با درد و تألم جسمانی رو به رو باشد نمی تواند شاد و خوشبخت باشد. همه لزوما تائید نمی کنند که ثروت ضرورت دارد؛ اما همه باید قبول داشته باشند که ثروتی مکفی لازم و ضروری است. اما ثروتی که ممکن است برای کسی کافی باشد، احتمالاً در نظر دیگری کافی نیست. از آنجایی که طبیعت فراوانی و سرشاری را عرضه می کند، به این نتیجه می رسیم که هر کمبود یا محدودیتی، تنها محدودیتی است که از طریق شرایط توزیع نادرست ایجاد شده است.

تقریباً همه قبول دارند که عشق سومین و به زعم بعضی اولین لازمه خوشبختی است. آنهایی که این هرسه “سلامتی و ثروت و عشق” را دارند، احساس می کنند فنجان خوشبختی شان پر و سرشار است. ما به این نتیجه رسیده ایم که ماده عالم هستی هر چیزی است که معنایش سلامتی و ثروت و عشق است. ما می دانیم مکانیزمی که می توانیم از طریق آن با این عرصه بی انتها در تماس باشیم، اندیشه ماست.

 

حقیقت و اندیشه

برای اینکه درست و دقیق بیندیشیم و با منبع قدرت در ارتباط باشیم، باید حقیقت را بشناسیم. شناختن حقیقت (اطمینان حاصل کردن از آن) رضایت خاطری غیر قابل قیاس با چیزهای دیگر ایجاد می کند. این تنها زمین مطمئن و محکم در دنیای تردید، تعارض و خطر است. دانستن حقیقت اصل زیر بنای هر تجارت یا رابطه اجتماعی است. این شرایط مقدم بر هر عمل درست است.
برای شناخت حقیقت باید با قدرت مطلق و بی انتهای حقیقت در هماهنگی به سر ببریم. بنابراین دانستن حقیقت مستلزم آن است که با قدرتی در ارتباط باشیم که مقاومت ناکردنی است و هرگونه ناهماهنگی، تردید و اشتباه را از میان بر می دارد.  “حقیقت زورمند است و حاکمیت پیدا می کند.” ساده ترین ذهن ها می تواند نتایج هر عملی را که می داند مبتنی بر حقیقت است بیان کند. اما زورمند ترین شعورها با ناامیدی راهش را از دست می دهد.
هر اقدامی که با حقیقت هماهنگ نباشد منجر به ناهماهنگی می شود. بنابراین چگونه می توانیم حقیقت را بشناسیم و با قدرت بی انتهای حقیقت ارتباط برقرار کنیم؟
زمانی در مسیر درست قرار می گیریم که بدانیم حقیقت اصل حیاتی ذهن کیهانی است و بنابراین قادر مطلق است. هیچ چیز و هیچ ایده ای جای آن را نمی گیرد.
برای مثال، اگر مترصد سلامت کامل هستید، باید بدانید که “من” در شما معنوی است، که همه روح ها یکی هستند. و هرجایی که بخشی وجود دارد کل هم وجود دارد. هر سلولی در بدن شما باید آن حقیقتی را به نمایش بگذارد که شما می بینید. اگر شما بیماری ببینید، سلول هایتان بیماری را به نمایش می گذارند. اگر شما کمال و بی کم و کاستی را ببینید، سلولهایتان کمال و بی کم و کاستی را به نمایش می گذارند.

از آنجایی که “من” معنوی است، هرگز نباید کمتر از کامل باشد. این اندیشه که “من کامل، عالی، قدرتمند، دوست داشتنی، هماهنگ و شاد هستم” به لحاظ منطقی بیان درستی است. اندیشه یک فعالیت معنوی و روحانی و روح خلاق است. بنابراین نگه داشتن این اندیشه در ذهن باید لزوماً شرایطی را همخوان با اندیشه فراهم آورد.
اگر خواهان ثروت هستید و می دانید که “من” در وجود شما با ذهن “کیهانی” یکی و در وحدت است، می توانید از “قانون جذب” استفاده کنید. این قانون به سهم خود شما را با نیروهای موفقیت ارتباط می دهد و قدرت و فراوانی را به نسبت و تناسب با منش و مقصود و منظور شما در تأثیرات مثبت برایتان به ارمغان می آورد.
تصویر سازی و تجسم همان مکانیزم است: آنچه را تصور کرده اید صورت خارجی پیدا می کند.
اگر خواهان عشق هستید، بدانید که تنها راه به دست آوردن عشق، دادن عشق است. اینکه هرچه بیشتر عشق بدهید عشق بیشتری دریافت می کنید و برای اینکه عشق بدهید باید خود را از آن پر کنید تا تبدیل به یک مغناطیس و جذب کننده بشوید. این روش را در درس دیگر توضیح داده ایم.
هرکس آموخته باشد که بزرگترین حقایق معنوی و روحانی در زندگی را کشف کند، به این نتیجه رسیده که می تواند راه حل همه مسایل را پیدا کند. ما همیشه در اثر در تماس قرار گرفتن با ایده ها، حوادث و چیزهای طبیعی و با آدم های بزرگ انرژی می گیریم.
سیزده ساله بودم که دکتر مارسی به مادرم گفت: “خانم اندروز، شانسی وجود ندارد. من هم پسرم را به همین شکل از دست دادم. هرکاری از دستم ساخته بود انجام دادم. در این زمینه ها بررسی فراوان کردم و می دانم امکان خوب شدنش وجود ندارد.  مادرم رو به او کرد و گفت:
– دکتر، اگر پسر شما بود چه می کردید؟

حتما بخوانید :   چگونه دیگران شانسی ثروتمند میشوند؟

و او جواب داد:
– می جنگیدم، تا نفس در کار است باید جنگید.”
این شروع یک مبارزه جدی بود که فراز و نشیب فراوان داشت. دکترها جملگی معتقد بودند که امکان بهبودی وجود ندارد، هر چند سعی می کردند هرطور شده به ما روحیه بدهند. اما سرانجام پیروزی از راه رسید. من از یک کودک که جز چهار دست وپا طور دیگری نمی توانست راه برود به مردی راست قامت و قدرتمند تبدیل شدم.

می دانم که فرمول کار را می خواهید. من به سرعت و به خلاصه ترین شکل ممکن این فرمول را در اختیار شما می گذارم. من تإیید مثبتی
برای خودم درست کردم. کیفیاتی را که بیش از هر چیز به آن احتیاج داشتم در نظر گرفتم و آنها را مورد تأیید مثبت قرار دادم. “من کامل،
عالی، قدرتمند، دوست داشتنی، هماهنگ و شاد هستم.” سعی کردم این تأیید مثبت را همیشه به همین شکل نگه دارم. هرگز آن را تغییر ندادم. گاه در دل شب از خواب بیدار می شدم و این تأیید مثبت را به زبان جاری می کردم. شب که می خوابیدم این آخرین جمله ای بود که تکرار می کردم. صبح هم که از خواب بیدار می شدم این اولین جمله ای بود که می گفتم.
من نه تنها از این جمله تاکیدی برای خودم استفاده می کردم، بلکه برای هر کسی که می شناختم به این تأیید احتیاج دارد آن را به زبان می آوردم.
آنچه را برای خود می خواهید، برای دیگران هم بخواهید. این خواسته به هر دو شما کمک می کند. ما هرچه را بکاریم همان را برداشت می کنیم. اگر به عشق و سلامتی بیندیشیم، عشق و سلامتی نصیب ما می شود. اما اگر اندیشه، هراس، نگرانی، حسادت، خشم، و تنفر و چیزهایی از این قبیل در سر داشته باشیم، از نتایج آن در زندگی برخوردار خواهیم شد.
قبلاً شنیده بودم که می گفتند بدن انسان هر هفت سال یک بار به کل بازسازی می شود. اما برخی از بیولوژیستها حالا می گویند بدن انسان هر یازده ماه یک بار سلولهایش شکل عوض می کند. بنابراین می توان گفت که بدن ما همیشه یازده ماهه است. اگر ما پیوسته عیب و ایراد را در بدنهای خود بکاریم، جز خودمان نمی توانیم شخص دیگری را مقصر بدانیم.

ما دقیقاً جمع کل اندیشه های خود هستیم. بنابراین این سؤال مطرح می شود که چگونه می توانیم تنها به اندیشه های هماهنگ روی آوریم و اندیشه های ناهماهنگ را از خود دور کنیم؟ در شروع نمی توانیم مانع شویم که اندیشه های ناخواسته به سراغ ما نیایند. اما می توانیم پذیرای آنها نشویم. تنها راه انجام دادن این کار این است که آنها را فراموش کنیم و معنایش این است که اندیشه های جدیدی را به جای آنها برگزینیم.
اینجاست که پای تأیید مثبت حاضر و آماده به میان می آید: وقتی اندیشه خشم، حسادت، هراس یا نگرانی به وجود ما راه پیدا می کند، باید از تأیید مثبت استفاده کنیم. راه برخورد با تاریکی، استفاده از روشنایی است. راه برخورد با سرما، استفاده از حرارت است. راه برخورد با شر، استفاده از خیر است.
بعضی ها با تأکید فراوان می خواهند حقیقتی را منکر شوند. اما این انکار کمکی به ما نمی کند. خوب و خیر را تأیید کنید تا آنچه نامطلوب است از میان برود.
اگر در هر لحظه ای احساس کردید که به چیزی احتیاج دارید، از این تأیید مثبت استفاده کنید: من کامل، قوی، قدرتمند، دوست داشتنی و هماهنگ و شاد هستم. این عبارت را با خود در سکوت تکرار کنید تا در ذهن ناهشیار شما حک شود.

 

به کار بردن اصل

گیاهی را در نظر مجسم کنید که می روید، رشد می کند و شکوفه می دهد:

  1.  گلی را که خیلی دوست دارید در نظر بگیرید.
  2. بذر آن را بکارید، به آن توجه کنید، آن را در جایی قرار دهید که نورخورشید به آن بتابد. ببینید که دانه می شکفد و به موجود زنده ای تبدیل می شود.
  3.  ریشه های آن را ببینید که در زمین نفوذ می کنند، آنها را ببینید که در هر سمت از خاک پخش می شوند.
  4.  حالا ساقه گیاه را ببینید که از زمین سر بیرون می کشد و از خاک فاصله می گیرد. ببینید که ساقه شاخه می دهد. به زیبایی و شکیل بودن شاخه ها توجه کنید.
  5.  برگها را در نظر مجسم کنید که از شاخه ها می رویند. ببینید که در جای جای شاخه ها غنچه شکوفه ای می کند.
  6. حالا غنچه ها را ببینید که به گل و شکوفه تبدیل شده اند و در معرض وزش باد زیبایی خاصی را به نمایش می گذارند.

وقتی می توانید پنداره خود را تا این اندازه شفاف و روشن ببینید، برایتان شکل حقیقت پیدا می کند. می آموزید که تمرکز کنید و فرایند مشابهی شکل می گیرد. هر موفقیتی با تمرکز مستمر روی موضوعی که در نظر دارید صورت خارجی پیدا می کند.

اندیشه یعنی زندگی، زیرا آنهایی که فکر نمی کنند، به معنای واقعی زندگی نمی کنند. اندیشیدن است که انسان را می سازد.
-برونسون الکوت

 

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *