گروه مشاورین خود باور

w w w . k h o d b a v a r . c o m

کسب ثروت

راز موفقیت

مقالات رایگان

عضویت در خبرنامه

اگر میخواهید از آخرین خبر ها و مقالات و محصولات ما با خبر شوید میتوانید در خبرنامه ما عضو شوید ایمیل شما برای ما محفوظ میباشد

Please wait...

Thank you for signing up!

محصولات خود باور آرشیو محصولات

  • ژرف بین و ژرف اندیش (رایگان)

    ژرف بین و ژرف اندیش باشیم : ژرف به معنای عمیق، گود، دور و دراز است و ژرف بین کسی است که در امور زندگی تعمق می کند و به علل، عوامل، آثار و نتایج پدیده ها حساسیت دارد. ژرف بینی نوعی قابلیت و مهارت برای یافتن ...

    خرید این محصول

با اندیشه آگاهانه موفقیت را تجربه کنید!
بازدید : 98

استفاده از قدرت تفکر منطقی و اندیشه برای تغییر خود

بسیاری از مردم، وقتی موضوع ساده ای چون استفاده از قدرت خدادادی اندیشه و استدلال را به عنوان روشی برای تغییر باورهای منفی و رفتارشان به آنها پیشنهاد می کنید هاج و واج می مانند. به نظر بعضی از آنها، استفاده از اندیشه آگاهانه روشی ابلهانه و غیرعملی است. با این حال این روش مزیتی دارد، موثر واقع می شود و همانطورکه بعداً خواهیم دید، علمی نیز هست.

بعضی به غلط تصور می کنند که تفکر منطقی و آگاهانه روی فرآیند ها یا مکانیزم های ناخودآگاه اثری ندارد. به اعتقاد این عده، برای تغییر احساس و رفتار و باورهای منفی باید تا اعماق وجود نفوذ کرد و «ضمیر ناخودآگاه» را زیر و رونمود.

استفاده از قدرت تفکر منطقی و اندیشه برای تغییر خود

استفاده از قدرت تفکر منطقی و اندیشه برای تغییر خود

مکانیزم خودکار شما، و یا آنچه طرفداران مکتب فروید به آن «ناخودآگاه» می گویند مانند ماشین کار می کند و اراده ای از خود ندارد. همیشه با توجه به باورها و برداشتی که نسبت به محیط و اطراف دارید واکنش نشان می دهد. همیشه به دنبال آن است که در شما احساسات مناسب را ایجاد کند و شما را به هدف های مورد نظرتان برساند. مکانیزم خودکار صرفاً براساس داده های اطلاعاتی که شما به شکل برداشت ها، باور ها ، تغییرها و عقاید به او تغذیه می کنید کار می کند.

اندیشه آگاهانه

اندیشه و تفکر آگاهانه «کلید کنترل» ماشین ناخودآگاه شماست. بر اثر اندیشه آگاهانه و هرچند احتمالاً غیر منطقی و غیر واقع بینانه بوده که ماشین ناخودآگاه شما باور های منفی و نامناسب را پذیرفته و تنها با تفکر منطقی است که می توانید باور ها و واکنش های خودکارتان را تغییر دهید.

دکتر جان شیندلر عضو برجسته کلینیک مونرو در ویسکانسین از جمله کسانی است که به خاطر موفقیت چشمگیری که در کمک به افراد بدبخت و دارای رنجش های روانی برای برگشتن به لذت های زندگی و تجربه یک زندگی شاد داشته، در میان مردم اعتبار و شهرتی کسب کرده است. درصد کسانی که با روش او معالجه شدند، در مقایسه با بیمارانی که از طریق روانکاوی به سلامت روانی رسیدند، بسیار بیشتر بود. یکی از نکات مهم روش درمان او چیزی بود که خودش آن را «کنترل تفکر آگاهانه» می نامید.

به اعتقاد او بدون توجه به کمبود ها و دوره های زمانی گذشته، شخص باید در حال حاضر صاحب نگرش، اندیشه و طرز فکر جدیدی بشود تا امکان آینده بهتر در مقایسه با آنچه در گذشته داشته فراهم شود. حال و آینده، همه اش بستگی به یاد گرفتن عادات جدید و نگرش تازه نسبت به مسائل قدیمی دارد. با زندگی کردن دائمی در مسایل گذشته نمی توان به آینده ای روشن رسید.

مسئله اساسی در هر بیمار دارای مشکلات مشابه این است که بیمار یا فراموش کرده، و یا هرگز یاد نگرفته که چگونه تفکر و اندیشه فعلی خود را برای رسیدن به لذت و شادمانی کنترل کند.

اندیشه تان را از تجارب ناخوشایند گذشته پاک کنید

این حقیقت که در ناخودآگاه انسان خاطرات شکست ها و تجربه های تلخ و ناخوشایند گذشته انبار شده است، به این معنا نیست که باید آن ها را بیرون کشید، دوباره مطرحشان کرد و به بررسیشان نشست تا تغییراتی در شخصیتمان به وجود آوریم. یادگیری هر مهارتی از طریق آزمایش و خطا صورت می گیرد، به این صورت که پس از انجام هر آزمایش میزان اشتباه به خاطر سپرده می شود، بعد با تکرار آزمایش عمل اصلاح می گردد تا اینکه سرانجام عمل صحیح انجام می شود. تصویری از واکنش موفق به خاطر سپرده می شود و در موقعیت های بعدی مورد استفاده قرار می گیرد. این فرآیند را در مقاله “هدف و موفقیت غریزی در انسان!” به طور کامل شرح داده ایم.

حتما بخوانید :   ضمیر ناخودآگاه و تولید انرژی برای ادامه حیات!

این امر در یادگیری انواع مهارت ها، مانند پرتاب دارت، خواندن آواز، رانندگی، بازی فوتبال، معاشرت با سایر انسان ها، یا هر مهارت دیگر صادق است. پس به این ترتیب تمام مکانیزم ها، به صورت طبیعی، پرونده ای از اشتباهات، ناکامی ها و تجارب تلخ را نگهداری می کنند. این تجربه های منفی مزاحم فرایند یادگیری نیستند بلکه برعکس به آن کمک هم می کنند و مادامی که بتوان به درستی از آن ها استفاده کرد، مؤثر واقع می شوند.

اما پس از آن که عمل اشتباه شناخته می شود و آن عمل اصلاح می گردد، مهم این است که اشتباه آگاهانه فراموش شده و عمل موفقیت آمیز به خاطر سپرده می شود.

خاطرات ناکامی های گذشته، مادامی که اندیشه آگاه و دقت ما متوجه هدف مثبتی باشد که باید تحقق یابد، به ما لطمه ای نمی زند. بنابراین بهترین کار این است که تجارب ناخوشایند گذشته را فراموش کنیم.

اشتباهات، ناکامی ها و حتی گاهی اوقات حقارت هایمان، قدم های لازم برای فرایند یادگیری بوده اند. اما این ها، نه خود هدف، بلکه وسیله رسیدن به هدف بوده اند. پس از آن که وظیفه خود را انجام دادند باید فراموش شوند اگر آگاهانه با اشتباهاتمان زندگی بکنیم، یا آگاهانه به خاطر ارتکاب این اشتباه احساس گناه بکنیم و مرتب خود را بابت آن سرزنش نماییم بدون آن که بخواهیم اشتباه یا شکستمان تبدیل به «هدفی» می شود که آگاهانه در حافظه یا تصور ما باقی می ماند.

مصیبتی از این بالاتر نیست که انسان دائما با یادآوری گذشته ها، خودش را به خاطر اشتباهات یا گناهانی که مرتکب شده سرزنش کند.

اندیشه تان را از تجارب ناخوشایند گذشته پاک کنید

اندیشه تان را از تجارب ناخوشایند گذشته پاک کنید

هرگز بکی از خانم های بیمارم را فراموش نمی کنم که به خاطر گذشته تلخش، آنقدر خود را عذاب می داد که هرگونه امکان خوشبخت شدن را از بین می برد.
به خاطر داشتن لب شکری، سال ها از اجتماع کنار کشیده و در رنج و سختی زندگی کرده بود. به مرور برای خودش شخصیتی درست کرده بود که از همه چیز در دنیا بدش می آمد، از همه چیز انتقاد می کرد، با همه چیزش دشمنی داشت. دوستی نداشت زیرا خیال می کرد کسی حاضر نیست با همچین آدم بدشکل و زننده ای دوست باشد. عمداً از مردم دوری می کرد و از همه بدتر، به خاطر نگرش تدافعی همه را با خود دشمن کرده بود. با یک عمل جراحی ناراحتی جسمی او از میان رفت، سعی کرد خود را با قیافه جدید تطبیق دهد، با مردم بسازد و کنار آن ها زندگی کند، اما می دید که گذشته دست از سرش بر نمی دارد. احساس می کرد که حتی با قیافه جدیدش هم نمی تواند با دیگران دوستی کند و خوشبخت شود چون هیچ کس رفتار گذشته او را فراموش نمی کند. با تکرار اشتباه گذشته، بدبخت باقی مانده بود. در عمل، تا زمانی که حوادث ناخوشایند گذشته را فراموش نکرد، نتوانست خوشبختی را در آغوش بکشد.

حتما بخوانید :   6تمرین جذاب تمرکز حواس که می تواند به خاص تر بودن شما کمک کند.

اگر خودتان را پیوسته به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش کنید، نه تنها به جایی نمی رسید بلکه اشتباه را در ذهنتان جاودانه می کنید. خاطرات گذشته می تواند بر عملکرد امروزتان اثر بگذارد. اگر با بیاد آوردن ناکامی های گذشته، از روی نادانی نتیجه بگیریم که چون دیروز شکست خوردم پس امروز هم شکست خواهم خورد، کار امروزمان را هم خراب خواهیم کرد. اما، این به این معنی نیست که تصاویر موجود در ناخودآگاه چنان قدرتی دارند که می توانند همواره تکرار شوند و همیشگی باقی بمانند. به این معنی هم نیست که برای تغییر رفتارمان اول باید همه ی خاطرات شکست و ناکامی گذشته را ریشه کن کنیم. دلیل ناراحتی ما، ضمیر ناخودآگاه ما نیست، مسئولیت به عهده اندیشه های ضمیر خودآگاه است زیرا در اثر اندیشیدن نتیجه گیری کرده و تصاویر هدف را انتخاب می کنیم. در همان لحظه ای که ذهنمان را تغییر می دهیم و برای گذشته قدرتی قائل نمی شویم، قدرت را از گذشته و اشتباهاتش می گیریم.

ناکامی های گذشته را فراموش کنید و به آینده بیاندیشید

وقتی در حالت هیپنوتیزم به یک شخص خجالتی و کمرو می گویند که او «باور» دارد و «فکر» می کند که سخنران پردل و جرأت و با اعتماد به نفسی است، تصمیمات واکنشی اش فوراً تغییر می کند. در آن لحظه با توجه به باور جدیدش عمل میکند. حواسش کاملا در خدمت هدف مطلوب مثبتش قرار می گیرد، و شکست های گذشته را به هر شکل که بوده اند فراموش می کند.

ناکامی های گذشته را فراموش کنید و به آینده بیاندیشید

ناکامی های گذشته را فراموش کنید و به آینده بیاندیشید

دورتئا براند در کتاب خود « بیدار شوید و زندگی کنید » شرح می دهد که چگونه به کمک این طرز نگرش و تفکر توانسته در کار نویسندگی به موفقیت بیشتری دست یابد و از استعدادها و توانائی هایی که هرگز از وجودشان خبر نداشت استفاده کند.
او که از تماشای یک برنامه هیپنوتیزم حیرت کرده و کنجکاویش برانگیخته شده بود، بر حسب اتفاق جمله ای از نوشته های اف ام اچ میرز روانشناس را خواند و معتقد است که همین جمله زندگی او را تغییر داده است. بر اساس جمله میرز، استعدادها و توانائی هایی که شخص هیپنوتیزم شده نشان می دهد، به خاطر کنار رفتن خاطرات شکست های گذشته در حالت هیپنوتیزم است.

خانم براند از خود پرسید، اگر بتوان در شرایط هیپنوتیزم چنین کاری کرد، اگر مردم معمولی صرفاً به دلیل خاطره شکست های گذشته نتوانند، استعداد، لیاقت و توانائیشان را بروز دهند، چرا نتوان در وضعیت بیداری، با فراموش کردن شکست های گذشته و با این باور که هرگز ناکام نمی شویم، به موفقیت دست یابیم. بنابراین مصمم شد که این را در مورد خودش آزمایش کند،
فرض کرد که شخص توانا و پرقدرتی است و می تواند از این توانایی و قدرت استفاده کند. ظرف یک سال، نوشته هایش چند برابر شد، فروشش هم چند برابر گردید. با تعجب دید که می تواند در مقابل جمع صحبت کند، بنابراین صحبت هایش هم خواستاران فراوانی پیدا کرد و این در شرایطی بود که قبلاً نه تنها کمترین استعدادی برای صحبت در خودش ندیده بود، بلکه این کار را اصلا دوست نداشت.

ارسال نظرو پرسش و پاسخ در مورد این مطلب


فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!