گروه مشاورین خود باور

w w w . k h o d b a v a r . c o m

کسب ثروت

راز موفقیت

مقالات رایگان

عضویت در خبرنامه

اگر میخواهید از آخرین خبر ها و مقالات و محصولات ما با خبر شوید میتوانید در خبرنامه ما عضو شوید ایمیل شما برای ما محفوظ میباشد

Please wait...

Thank you for signing up!

محصولات خود باور آرشیو محصولات

  • ژرف بین و ژرف اندیش (رایگان)

    ژرف بین و ژرف اندیش باشیم : ژرف به معنای عمیق، گود، دور و دراز است و ژرف بین کسی است که در امور زندگی تعمق می کند و به علل، عوامل، آثار و نتایج پدیده ها حساسیت دارد. ژرف بینی نوعی قابلیت و مهارت برای یافتن ...

    خرید این محصول

آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟
بازدید : 55

اندیشه یک فعالیت معنوی است و بنابراین خلاق است. اما اشتباه نکنید: اندیشه چیزی خلق نمی کند مگر آنکه با آن به درستی رفتار و برخورد شود. در ادامه این مطلب با وبسایت خودباور همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” ،”۳ لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!“، “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” ، “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟“، “قانون جذب و عصر قدرتمندی انسان!” و “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه  مقاله “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!” را مشاهده کنید.

خلاصه

  •  هر مقصودی در زندگی از طریق درک علمی طبیعت معنوی اندیشه حاصل می شود.
  • به سه چیز احتیاج داریم: دانش درباره قدرت خود، شجاعت جرأت کردن و ایمان به عمل نمودن.
  •  دانش عملی درباره کار با درک کردن قانون طبیعی حاصل می شود.
  •  پاداش این درک، درک هوشیارانه توانایی خود برای تطبیق دادن خویشتن به اصل تغییر ناپدیر است.
  •  هرچه بیشتر بفهمیم که نمی توانیم بی انتهایی را تغییر بدهیم بلکه باید با آن همکاری بکنیم، میزان موفقیت ما را افزایش می دهد.
  •  اصلی که قدرت پویای اندیشه را به آن داد، قانون جذب است که متکی بر ارتعاش است که این خود متکی بر قانون عشق است. وقتی اندیشه با عشق در هم ادغام می شوند، آسیب ناپذیر می گردند.
  •  همه قوانین طبیعی مقاومت ناپذیرند و نمی توان آنها را تغییر داد.
  •  گاه به نظر دشوار می رسد که راه حل مسایل خود را در زندگی پیدا کنیم، درست به همان شکل که گاه پیدا کردن یک راه حل برای یک مسئله ریاضی دشوار است.
  •  برای مغز غیرممکن است که یک ایده جدید را درک کند.
  • درایت ناشی از تمرکز است و موضوعی مربوط به درون می باشد

 

 

فرآیند

علم فیزیک مسئول عصر اختراعات و اکتشافاتی است که در آن زندگی می کنیم. اما حالا علم معنوی جدیدی پدیدار می شود که امکانات آن را کسی نمی تواند پیش بینی بکند. ما به این نتیجه رسیده ایم که فکر کردن یک فرایند معنوی است، اینکه پنداره و تجسم مقدم بر عمل هستند و اینکه دوران رویا پردازی فرا رسیده است.

 

استدلال و واقعیتها

روش علمی کلاسیک بر اساس اندازه گیری، مشاهده و تکرار تجربه استوار است. این فرایندی است که به پس زدن خرافات و رسم و روال عادت و عرف کمک کرده است. به لحاظ تاریخی علم واقعیات روزانه را با ایجاد اصولی عینی بر اساس استثناها توضیح داده است. بنابراین فوران گهگاهی آتش فشان نشانه گرمای زیاد واقع در زیرزمین است که سیاره ما شکل و نوع خود را تا حدود زیاد مدیون آن است. تعمیم دادن آنچه کمیاب، عجیب و غریب یا استثناست، راهنمای همه کشفیات علم استقرایی به شمار می رود. چند صد سالی می شود که فرانسیس بیکن این روش مطالعه را توصیه کرده و اغلب کشورهای پیشرفته بخش اعظم موفقیت و بخش مهمی از دانش خود را مدیون آن هستند. روش بیکن با تغییر جهت دادن توجه انسان از اعتقاد به ماوراءالطبیعه توانست موفقیت فراوان بشر را به دنبال آورد. این روشنگری سبب شد که کشفیات و اختراعات فراوانی صورت بگیرد.
روش بیکن، یا روش علمی، گفته های فیلسوفان بزرگ یونانی را تحقق بخشید. این باورها در دنیای شگفت انگیز ستاره شناسی به کشفیات فراوان نایل آمد.
این روش طول عمر انسان ها را افزایش داد، از شدت درد و رنج و بیماری کاست، برحاصلخیزی خاک افزود، و سبب شد رودخانه های ما به پل هایی تجهیز شوند که اجداد و نیاکان ما از آن کمترین اطلاعی نداشتند. تاریکی شب را از بین برد تا روشنایی بسان روز بر آن حاکم گردد. بر دامنه پنداره های انسانی افزود و قدرت
بازوان انسانها را چند برابر کرد. حرکت را سرعت بخشید و فاصله ها را از بین برد. گفتگو را ساده کرد و برقراری ارتباط را تسهیل نمود. فعالیت های دوستانه را سبب گردید و کار تجارت را ساده کرد. به انسان امکان داد تا در قعر اقیانوس ها به جستجو بپردازد. در هوا گردش کند، به غنای زمین دست یابد و روی ماه راه برود. این قدرت استدلال استقرایی است. هرچه علم بیشتر پیشرفت می کند، ما بیشتر به این نتیجه می رسیم که باید بیشتر و دقیق تر مشاهده کنیم، صبر و دقت داشته باشیم و قبل از اینکه به شکل گیری قانون، اشاره کنیم، واقعیت ها را به گونه ای که هست تماشا کنیم.
از این رو با ارزشی که برای حقیقت قایل می شویم و با امیدی که به پیشرفت جهانی داریم، نمی توانیم به تعصبات دیگران اجازه دهیم که سبب شوند حقایق را در نظر نگیریم. می توان با مشاهده به اطلاعات جامعی دست یافت اما این واقعیات انباشت شده ارزشهای متفاوتی دارند. و به کمک علم می توانیم این واقعیت ها را ارزشیابی و طبقه بندی کنیم.
بنابراین اگر ببینیم که بعضی ها از قدرت غیر متعارف برخوردارند، چه باید بگوییم و چه باید بکنیم؟ ممکن است بگوییم که چنین چیزی وجود ندارد که در این صورت بی اطلاعی خود را یادآور می شویم زیرا هر ناظر دقیقی می بیند پدیده های جدیدی که قبلاً وجود خارجی نداشتند متجلی می شوند. و یا ممکن است بگوییم که این چیزی فراطبیعی است اما درک علمی قانون طبیعی ما را متقاعد می کند. این هرگز فراطبیعی نیست. هر پدیده ای علتی دارد و این علت یک اصل و یک قانون خدشه ناپذیر است که با دقت تمام کارش را می کند، خواه این قانون را آگاهانه به کار بگیریم یا ناآگاهانه.
ممکن است بگوییم که ما در زمین ممنوعه هستیم و اینکه چیزهایی وجود دارند که نباید آنها را بدانیم و بشناسیم. این دام اعتراضی است که پیش روی هر پیشرفتی در زمینه دانش انسانی گسترده شده است. هر کسی که ایده جدیدی ارائه داد، خواه داروین بود، یا کریستف کلمب یا گالیله، امرسون بود یا انیشتن، مورد تمسخر یا
مجازات قرار گرفت. بنابراین این اعتراض نباید آنقدرها مورد توجه قرار گیرد. بدون توجه به اینکه از چه روشی استفاده می کنیم، متوجه می شویم که اصل قدرت خلاق اندیشه می تواند همه تجربه ها را توضیح دهد، خواه این تجربه فیزیکی، ذهنی یا معنوی باشد.

حتما بخوانید :   قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!

 

آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟

آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟

اندیشه سازنده نیازمند بسط و گسترش است

اندیشه یک فعالیت معنوی است و بنابراین خلاق است. اما اشتباه نکنید: اندیشه چیزی خلق نمی کند مگر آنکه با آن به درستی رفتار و برخورد شود. باید توجه داشت که میان اندیشه سازنده و غیر سازنده تفاوت بزرگی وجود دارد.
اندیشه با توجه به ذهنیت ما می تواند چیزی خلق کند. از این رو اگر از بروز یک فاجعه بترسیم، زیرا ترس شکل قدرتمندی از اندیشه است، فاجعه و مصیبت نتیجه اندیشه ما خواهد بود. متأسفانه این اندیشه سبب می شود که حاصل دسترنج چندین ساله ما بر باد برود. از سوی دیگر اگر با احساس درباره خلق مادیات فکر کنیم، ثروت و مکنتی که انتظارش را می کشیم در زندگی ما متجلی می شود. اما اغلب می بینیم که در حالیکه به آنچه می خواهیم می اندیشیم، در زندگیمان متجلی نمی شود. به عبارت دیگر رضایت خاطر ما موقتی است و یا نتیجه کار عکس آن چیزی است که انتظارش را داشته ایم.

بنابراین در این شرایط چه باید بکنیم تا به خواسته خود برسیم؟

آنچه همه ما می خواهیم و آرزو می کنیم رسیدن به خوشبختی و هماهنگی است. اگر به راستی خوشبخت باشیم، می توانیم به آنچه در زندگی می خواهیم دست یابیم. اگر شاد و خوشبخت باشیم، می توانیم دیگران را هم شاد و خوشبخت کنیم. اما تنها در صورتی می توانیم خوشبخت باشیم که از ثروت، قدرت، دوستان خوب، محیط زندگی خوشایند و منابع کافی برخوردار باشیم. این کاملاً مغایر طرز اندیشه معمول و پذیرفته شده است که معتقد به وجود سلسله مراتب است.
ما به این نتیجه رسیده ایم که آنچه به دست ما می رسد از طریق قانون جذب است. اندیشه شاد نمی تواند در هشیاری ناشاد صورت خاصی پیدا کند. از این رو آگاهی و هشیاری باید تغییر کنند. وقتی هشیاری تغییر کرد، همه شرایط لازم باید به تدریج تغییر پیدا کنند. تا به خواسته خود برسیم. از اینرو باید دانش خود را به کار بگیریم. چیزی جز به این شکل نمی تواند به دست آید. ممکن است ورزشکاری همه عمرش را کتاب ورزشی بخواند اما تا زمانی که عملاً ورزش نکند نمی تواند به مقام قهرمانی برسد. باید چیزی داد تا چیزی گرفت. اما همیشه دادن مقدم بر گرفتن است. این مطلبی است که در مورد همه ما انسانها صدق می کند. ابتدا باید بدهیم و بعد چند برابر دریافت کنیم.

حتما بخوانید :   زبان بدن و ارتباط غیر کلامی در کودکان دبستانی

 

توجه به توانمند مطلق

دادن یک فرایند ذهنی است. زیرا اندیشه علت است و شرایط معلول. وقتی اندیشه شجاعانه و الهام بخش داشته باشیم، وقتی از سلامتی برخوردار باشیم و یا به دیگران کمک کنیم، علت را به حرکت در می آوریم تا منشأ اثر گردد. ما اندیشه ای را به ماده جهانی و کیهانی فرافکن می کنیم که هر چیزی از آن نشأت می گیرد.
این ماده کیهانی را نمی توان از خرد عالم هستی مجزا کرد. آیا ما که محدود و یتناهی هستیم می توانیم نامحدود و لایتناهی را راهنمایی کنیم؟
این علت شکست است، علت همه شکست ها. شمار کثیری از ما اغلب می دانیم که ماده کیهانی همیشه حضور دارد، اما متوجه نیستیم که نه تنها همیشه وجود دارد بلکه توانمند مطلق و دانای کل هم هست. اندیشه های ما حوادثی را به جریان می اندازند که ما هیچ اطلاعی درباره آنها نداریم. ما در صورتی می توانیم به خواسته های خود برسیم که بدانیم قدرت بی انتها و درایت بی کران خرد کیهانی وجود دارند و بی جهت به چگونگی آن فکر نکنیم. اینگونه تبدیل به کانالی می شویم که از طریق آن این بی انتهایی می تواند خواسته های ما را تحقق بخشد.

 

به کار بردن اصل

برای تمرین درباره این درس به اصول زیر توجه کنید:

  1.  به این حقیقت توجه کنید که شما جزئی از کل هستید و اینکه این جزء از کیفیت کل بهره دارد.
  2. وقتی این حقیقت بزرگ را کشف کردید و آن را به آگاهی خود راه دادید که شما بخشی از کل هستید، و وقتی به این توجه کردید که خالق شما را از جنس خود خلق کرده است، از زیبایی و عظمتی که در اختیار شماست استفاده می کنید.

آن فراست را در من افزایش بده
که علایق راستین مرا کشف می کند.
تصمیم مرا محکم گردان
تا آنچه را فراست می گوید انجام دهم.
بنجامین فرانکلین

 

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟” مشاهده کنید.

ارسال نظرو پرسش و پاسخ در مورد این مطلب