قانون بخشش و جذب پول و موفقیت

قانون بخشش و جذب پول و موفقیت

مورگان، راک فلر، کارنگی، وارن بافت و بیل گیتس از آن جهت پولدار نشدند که پول دیگران را بر باد داده باشند. برعکس آنها به دیگران پول رساندند و در عوض خودشان پولدار شدند.

چه رازی در پس کمک به بهبود کیفیت زندگی دیگران نهفته است؟ در ادامه با وبسایت خودباور همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” ،”3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!“، “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” ، “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟“، “قانون جذب و عصر قدرتمندی انسان!“، “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!“، “آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟“، “ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟“، “قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟“، “چگونه می توانیم اندیشه خود را کنترل کنیم؟“، “جادوی ذهن متمرکز“، “قدرت بی انتها چگونه از طریق قانون جذب متجلی میشود؟“، “آیا تغییر دنیای اطرافمان به علت تغییر ذهن ماست؟“، “چگونه روح درون خود را برای دریافت الهام فعال کنیم؟” ، “قدرت نیایش در جذب هدف” و “تغییر ذهن و اندیشه چگونه باعث تغییر سلامتی انسان میشود؟” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه  مقاله “تغییر ذهن و اندیشه چگونه باعث تغییر سلامتی انسان میشود؟”  را مشاهده کنید.

خلاصه

  •  اگر خود را با قانون طبیعی همه جا موجود و هماهنگ کنیم، بیماری را از خود دور می کنیم.
  • این رویکرد در صورتی اتفاق می افتد که بدانیم انسان موجودی معنوی است.
  • توجه آگاهانه به این کامل بودن، به آن صورت خارجی می بخشد.
  • این رویکرد از آن جهت اتفاق می افتد زیرا اندیشه معنوی است و بنابراین خلاقیت دارد. با شیء ارتباط حاصل می کند و به کمک قانون ارتعاش به آن صورت خارجی می دهد.
  • میلیونها نفر از این نظام التیام ذهنی بهره می گیرند.
  • علم واقعی و دین واقعی خواهران دو قلو هستند، هرجا یکی از آنها برود، دیگری هم به همان جا می رود.

موفقیت در خدمت کردن

در این مطلب می خوانید که پول خود را در تار و پود ما بافته است، می خوانید که قانون موفقیت در خدمت کردن خلاصه می شود، می خواهید که آنچه را با یک دست بدهیم با دست دیگر می گیریم و با این حساب امتیاز بزرگی است اگر دست بده داشته باشیم و خدمت کنیم.
ما به این نتیجه رسیده ایم که اندیشه فعالیت خلاق واقع در پس هر اقدام سازنده است. بنابراین چیزی ارزشمندتر از اندیشه مان برای اهدا کردن نداریم.
اندیشه خلاق نیازمند توجه است و قدرت توجه همانطور که دیدیم ابرانسانی است.
توجه تولید تمرکز می کند و تمرکز قدرت معنوی را افزایش می دهد که این یکی قدرتمندترین نیروی موجود در جهان است.
این علمی است که سایر علوم را در بر می گیرد. این هنری والاتر از همه هنرهاست که با زندگی انسان در ارتباط است. با احاطه بر این علم و این هنر، فرصتی برای پیشرفت تمام نشدنی فراهم می آید. کامل شدن در این زمینه در شش روز، شش هفته، یا حتی شش ماه حاصل نمی شود. این موضوعی مربوط به همه مدت عمر است. اگر به جلو نرویم، به عقب قدم بر میداریم.
میل و آرزو نیروی جذابی است که جریان را به حرکت می اندازد و هراس مانع بزرگی است که جریان متوقف می شود و یا به سوی ما بر می گردد. ترس نقطه مقابل آگاهی پولی است که تولید فقر می کند. و از آنجایی که این قانون تغییر ناپذیر است ما دقیقاً هرچه را بدهیم دریافت می کنیم، اگر بترسیم آنچه را از آن ترسیده بودیم به دست می آوریم.

حتما بخوانید :   لذت کمک به دیگران

 

هرچه را بدهیم می گیریم

بنابراین مشخص است که افکار مثبت، سازنده و غیر خودخواهانه تأثیرات مطلوب بر جای می گذارند. جبران یکی از قوانین اصلی عالم هستی است. طبیعت پیوسته خواهان تعادل است. وقتی چیزی را از خود دور می کنیم، باید چیز دیگری را برای پر کردن خلئی که ایجاد شده دریافت کنیم.
به خاطر این قانون و قاعده، وقتی از آن استفاده می کنید هرجه تلاش کنید به همان اندازه سود می کنید. آگاهی پولی یکی از نگرش های ذهن است. پول خود را در تمام نسوج وجود ما می بافد. بهترین اندیشه های بهترین ذهن ها را به کار می گیرد. ما با دوستی ها به پول می رسیم و با فراهم آوردن پول برای آنها و با خدمت کردن و کمک نمودن به دوستانمان بر دایره دوستان خود می افزاییم.
بنابراین قانون موفقیت خدمت است که این نیز مبتنی بر استحکام شخصیت و عدالت می باشد. کسی که منصف نباشد، جاهل است و چنین شخصی قانون اصلی و اساسی مبادله را درک نکرده است. هدفش غیر ممکن است و مطمئناً بازنده می شود. ممکن است این را نداند و فکر کند که برنده می شود، اما او محکوم به شکست است. او نمی تواند کسی را فریب دهد. قانون جبران می گوید چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان.
اندیشه سخاوتمند پر از قدرت و نشاط و سرزندگی است، اما اندیشه خودخواهانه فروپاشی را به همراه می آورد. نیروهای حیات از اندیشه ها و ایده آل های ما تشکیل می شوند که بعداٌ صورت عینی پیدا می کنند و متجلی می گردند. مسئله ما این است که ذهن باز داشته باشیم. پیوسته به دنبال چیزهای جدید برویم، فرصت های مناسب را درک کنیم، به جای هدف به فرایند رسیدن به هدف علاقه مند باشیم زیرا لذت در دنبال کردن است نه در دست یابی به هدف.
می توانید تبدیل به مغناطیسی برای جذب پول بشوید، اما برای اینکه این کار را بکنید، لازم است ابتدا برای دیگران پول تأمین کنید.
وقتی به قدرت مطلق که منبع همه عرضه ها و ذخیره هاست توجه می کنیم، آگاهی خود را با این عرضه تطبیق می دهیم به طوریکه پیوسته آنچه را نیاز دارد جلب کند. ما به این نتیجه می رسیم که هرچه بیشتر بدهیم، بیشتر دریافت می کنیم.
کارفرمایان موفق از آن جهت دریافت خوب دارند زیرا پرداختشان خوب است. آنها اجازه نمی دهند دیگران به جای آنها فکر کنند. آنها می خواهند بدانند چگونه می توانند به نتیجه برسند. شما باید این را برای آنها توضیح دهید. مورگان، راک فلر، کارنگی، وارن بافت و بیل گیتس از آن جهت پولدار نشدند که پول دیگران را بر باد داده باشند. برعکس آنها به دیگران پول رساندند و در عوض خودشان پولدار شدند.
قدرت توجه تمرکز نامیده می شود که اراده انسان آن را هدایت می کند. به همین دلیل تنها روی آنچه می خواهیم باید تمرکز کنیم. بسیاری از مردم به اندوه، ضایعات و ناهماهنگی های زندگی خود فکر می کنند و در نتیجه همین ها را به دست می آوردند. توجه داشته باشید که اندیشه خلاق است. به هرچه فکر کنیم به همان می رسیم.

 

روح در پول و تجارت تأثیر می گذارد

اینکه چگونه می توانیم از این اصل در تجارت استفاده کنیم، به خوبی از سوی یکی از همکاران من توضیح داده شده است.
روح جوهر آگاهی است، ماده و جوهر ذهن و واقعیت در پس اندیشه است.
و از آنجایی که همه ایده ها و مراحلی از فعالیت آگاهی ذهن یا اندیشه هستند،
می توان نتیجه گرفت که روح همان واقعیت غایی، موضوع حقیقی یا ایده است.
با عنوان کردن این مطلب آیا منطقی نیست که درک کاملی از روح داشته باشیم؟ آیا به نظرتان نمی رسد اگر اشخاص عمل گرای دنیا این حقیقت را درک کنند، بخواهند در این باره آگاهی بیشتری به دست آورند؟ این افراد احمق نیستند، تنها باید این واقعیت اصولی را درک کنند تا به جوهر همه موفقیت ها برسند.
اجازه بدهید مثالی بزنم. مردی را در شیکاگو می شناسم که همیشه او را به شدت مادی تصور می کردم. او در زندگی چند بار به موفقیت های شایان توجه دست یافته و چندین بارهم ناکام مانده است. آخرین باری که با او حرف زدم روحیه اش بسیار ضعیف بود. انگار به پایان همه امید هایش رسیده بود. از آنجایی که دوران میانسالی را می گذارند، ایده های جدید کمتر از گذشته به سر وقتش می آمدند.
او گفت: – می دانم آنچه در تجارت نصیب می شود از اندیشه نشأت می گیرد. هر احمقی این را می داند. در حال حاضر با کمبود اندیشه و ایده های خوب رو به رو هستم، اما اگر این حرفهای مربوط به ذهن درست باشد، باید بتوان با ذهن بی انتها در تماس بود و این ذهن بی انتها باید بتواند ایده های خوبی در اختیار بگذارد تا موفقیتی برزگ به دست آید.-
این موضوع مربوط به چندین سال قبل است. چند روز پیش درباره او مطلبی شنیدم. با یکی از دوستانم صحبت می کردم و سراغ او را گرفتم. پرسیدم: – آیا توانسته دوباره روی پاهای خود بایستد؟ دوستم با شگفتی به من نگاه کرد: ” چطور مگر؟ آیا موفقیت بزرگ او را نشنیده ای؟ او مرد اول شرکت بزرگ خود است. او ایده های بزرگی ارائه داد. او نیم میلیون دلار پول اندوخته دارد و حالا می رود تا به رقم یک میلیون برسد. همه اینها در مدت 18 ماه اتفاق افتاد.”
شما چه نظری دارید؟ من فکر می کنم او توانست با ذهن بی انتها در تماس باشد و از آن به سود خود استفاده کند. او از این نیرو در تجارت خود استفاده کرد.
آیا به نظر شما غیر ممکن می رسد؟ امیدوارم که اینطور نباشد.
با او درباره روشش مشورت نکرده ام. هرچند قصد دارم در نخستین فرصتی که دست بدهد این کار را بکنم. من مطئنم او نه تنها برای ایده هایی که احتیاج داشت به ذخیره بی انتهایی دست یافت، بلکه برای ایجاد انگاره ایده آلی که امیدوار بود به شکل مادی در زندگیش متجلی سازد، از قدرت خلاق اندیشه استفاده نمود.
کسانی که برای کمک کردن به کسی در دنیای مادیات از قدرت بی پایان استفاده نمی کند باید این مطلب را فراموش نکنند که اگر قدرت بی انتها نخواست، هرگز چیزی تجلی پیدا نمی کند.
معنویت کاملاً عملی است، به شدت عملی است. می گوید روح واقعیت است و می تواند خلق کند. بنابراین معنویت عملی ترین موضوعات در جهان است. این تنها موضوع عملی در دنیاست.

حتما بخوانید :   ‫عادت هایی که عادت های دیگر را تغییر میدهند

 

به کار بردن اصل

این هفته:

1 . روی این حقیقت متمرکز شوید که انسان بدنی یا روح نیست، بلکه روحی با یک بدن است. بنابراین پول ارزشی جز این ندارد که شرایطی را که ما می خواهیم ایجاد کند و این شرایط لزوماً هماهنگ هستند.
2 . شرایط هماهنگ به عرضه کافی نیاز دارد، از این رو اگر به نظر می رسد کمبود و فقدانی وجود داشته باشد، باید بدانیم ایده یا روح پول خدمت است. با تجلی این اندیشه، کانالهای عرضه گشوده می شود و شما به این نتیجه می رسید که روشهای معنوی و روحانی کاملاً عملی هستند.

ما به این نتیجه رسیده ایم که اندیشه نظام مند و از روی قاعده برای رسیدن به یک هدف، هدف را متکامل و متجلی می سازد.
می توانیم از این حیث کاملاً مطمئن باشیم.
-فرانسیس لاری مر وارنر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *