3 نکته برای جلوگیری از احساس ناراحتی

سه نکته برای محافظت از احساس

1-احساس تهدید نکنید!

خیلی ها به هر بهانه ای ناراحت می شوند و کنترل اعصابشان را از دست می دهند. هرکسی در خانواده، اداره، یا در میان دوستانش آدمهای نازک نارنجی و حساسی را می شناسد که دیگران، برای آنکه مبادا این افراد احساس ناراحتی کنند، باید دائما حواسشان به آنها باشد.

از جمله واقعیات روانشناسی یکی این است که اشخاص زود رنج و آنهایی که از موارد جزئی رنجیده خاطر می شوند، از عزت نفس ضعیفی برخوردارند. از هر چه عزت نفس ما را تهدید کند صدمه روحی می خوریم. اما حتی جراحات واقعا عمیقی که روی آدمهای با عزت نفس پایین اثرات وحشتناکی برجای می گذارد، روی کسی که خودش را بر حق می داند و دربارۀ خودش درست فکر می کند، کمترین اثری به جا نمی گذارد. اما کسی که خود را بی صلاحیت می داند، کسی که به توانائیهای خودش شک دارد و خودش را دست کم می گیرد، به هر چیز جزئی حسادت می کند. شخصی که در باطن به ارزشهای خود شک دارد و در دلش احساس ناامنی می کند، بی مورد خود را در خطر می بیند، از کاه کوهی می سازد و ناراحتی های جزئی را بزرگ جلوه می دهد.

احساس تهدید نکنید!

احساس تهدید نکنید!

همه ما، برای محافظت از خطرهای حقیقی و خیالی روحی به نوعی سپر و پوسته حفاظتی نیاز داریم. البته لازم نیست که سپری به سختی لاک لاک پشت داشته باشیم. اینطوری لذت را بر خودمان حرام می کنیم. وظیفه بخش خارجی پوست بدن است که ما را از آسیب میکروبها و باکتریها حفظ کند. پوسته استحفاظی روان آدمی باید آنقدر محکم و مقاوم باشد که ما را از آسیبها و جراحات مختصر حفظ کند، اما لازم نیست چنان دیوار مستحکمی اطراف وجود خودمان بکشیم که درتمامی امور احساسی ما دخالت کند.

بسیاری از مردم فاقد هر نوع پوسته حفاظتی روانی هستند. هرچه دارند دیواری نازک و حساس است. این عده برای در امان ماندن از جراحات ساده نفسانی باید این پوسته نازک را تقویت کنند. تقویت عزت نفس، هم لازم است. باید تصویر ذهنی بهتری برای خود بسازد تا تحت تأثیر حوادث جزئی، احساس خطر نکنند. انسان نیرومند در رویارویی با هر پیش آمد جزیی احساس خطر نمی کند.

تصویر ذهنی سالم به راحتی خراب نمی شود

کسی که احساس می کند ارزش او با کوچکترین بادی به خطر می افتد، عزت نفس ضعیفی دارد، اعتماد به نفس او کم است. آدم خود محوری است، خودخواه است، با او کنار آمدن دشوار است و به عبارت دیگر انسان خود پرستی است.

حتما بخوانید :   آشنایی با دنیای درون

اما راه درمان عزت نفس ضعیف، کوبیدن آن نیست، بی تفاوتی هم فایده ای ندارد. عزت نفس برای روان به همان اندازه غذا برای بدن لازم است. درمان خود محوری، خودبینی و تمامی امراض مشابه، ایجاد تصویر از خود سالم و قوی از طریق پرورش عزت نفس است. انسان دارای عزت نفس کافی ناراحتی های جزئی را تحمل کرده، ندیده از کنارشان عبور می کند. انسان دارای عزت نفس، جراحات عمیق تر را هم آسانتر از سر می گذراند و اجازه نمی دهد که زندگیش را مسموم و خوشبختی اش را فاسد کند.

2-اعتماد به نفس و نگرش مسئولانه آسیب پذیری احساس را کاهش می دهد

به گفته فروشنده ها، کسی که در برخوردهای اولیه در برابر فروش مقاومت بیشتری می کند، پس از آنکه از دیوار دفاعیش گذشتید، آدم نرم و راحتی می شود. خریداری که تابلو «ورود فروشنده ممنوع» را بر سر درب خویش نصب کرده می داند که آدم کم مقاومتی است، با نصب این تابلو در واقع می خواهد از خودش حفاظت کرده باشد. اشخاصی که در ظاهر از خود سختی نشان می دهند و قیافه می گیرند به طور ناخودآگاه می دانند که دل نازکشان محتاج محافظت است.

اعتماد به نفس و نگرش مسئولانه آسیب پذیری احساس را کاهش می دهد

اعتماد به نفس و نگرش مسئولانه آسیب پذیری احساس را کاهش می دهد

کسی که اعتماد به نفس ندارد و اگر دارد کم دارد و خود را به لحاظ احساس وابسته به دیگران احساس می کند، در معرض آسیبهای احساسی قرار می گیرد. همه انسانها به عشق و محبت احتیاج دارند، اما شخص خلاق و با اعتماد به نفس نیاز محبت به دیگران را هم در خود احساس می کند. به همان اندازه یا بیش از آنچه محبت می بیند محبت می کند. انتظار ندارد که عشق را روی سینی نقره ای تقدیمش کنند و در عین حال فکر نمی کنند که همۀ، حتی به زور باید دوستش بدارند و کارهایش را تایید کنند. خیلی راحت قبول می کند که ممکن است بعضی ها از او خوششان نیاید. در قبال زندگی خود احساس مسئولیت می کند، خود را مرد عمل می داند که با عزمی راسخ دنبال خواسته های خود می رود، شخص منفعلی نیست که همۀ خوبیهای زندگی را برای خود بخواهد. انسان منفعل وابسته، سرنوشتش را به دست دیگران، به دست شرایط و شانس و اتفاق می سپارد. زندگی مدیون اوست و سایرین باید رعایت او را بکنند، قدرش را بدانند و عشق و خوشبختی را تقدیمش کنند. خواسته های غیر منطقی دارد، از دیگران طلبکار است و هرگاه که به این خواسته های غیرمنطقی نمی رسد، احساس می کند سرش کلاه رفته و مظلوم واقع شده است. و چون زندگی را بر این اساس نساخته اند، چنین شخصی دنبال غیر ممکن می گردد و در نتیجه در معرض صدمات و لطمات احساسی قرار می گیرد.

سعی کنید اعتماد به نفس بیشتری بدست آورید. در قبال زندگی و نیازهای احساسی خود مسئولیت پذیر شوید. به دیگران بیشتر محبت کنید، دوستشان بدارید، تصدیق و تائیدشان کنید، خواهید دید که آنها هم متقابلاً با شما همین رفتار را خواهند کرد.

حتما بخوانید :   جراحت احساس چیست و چه عواقبی دارد؟

3-صدمات احساسی را معالجه کنید

اگر تنشی وجود نداشته باشد، اثر زخم روی احساس باقی نمی ماند. آیا هرگز متوجه شده اید که وقتی در اثر شکست، ترس، عصبانیت، یا کسالت روحی ناراحت هستید، چه آسان احساسات شما جریحه دار می شود، چه آسان از ناملایمات جزئی ناراحت هستید، به فرض که از چیزی ناراحت هستیم و با همین روحیه باید سرکار هم برویم. دوستی از راه می رسد و لطیفه ای تعریف می کند. معمولاً با شنیدن لطیفه خنده مان می گیرد، فکر می کنیم داستان خنده داری تعریف کرده است. چه بسا خود ما هم برای خالی نبودن عریضه لطیفه ای تعریف کنیم. اما امروز وضع فرق می کند امروز با تردید و احساس عدم امنیت و نگرانی سرکار آمده ایم. خیال تراشی می کنیم. پیش خود می گوئیم که حتماً قصد دیگری داشته، حتماً می خواسته مرا تحقیر کند. در نتیجه جراحت احساس شروع می شود و همانطور که می بینید احساسمان جریحه دار می شود. در اینجا دیگران، مقصر نیستند، تقصیر از طرز برداشت، نگرش و واکنش خود ماست.

آرامش ، جراحات احساسی را کاهش می دهد.

وقتی احساسمان جریحه دار می شود، وقتی احساس می کنیم که تحقیر شده ایم، در واقع همه اش ناشی از واکنش خود ماست و به عبارت دیگر این احساس واکنش خود ماست. باید مواظب این واکنش باشیم، واکنش دیگران مهم نیست. ممکن است عصبانی، نگران یا آزرده خاطر باشیم و احساس ناراحتی بکنیم. یا اینکه می توانیم اصلاً واکنشی نشان ندهیم، آرامش وجود خود را حفظ کنیم و ناراحتی به دل راه ندهیم. ثابت شده است که اگر عضلات بدن در حالت آرامش کامل (ریلکس) قرار داشته باشند، احساس ترس، عصبانیت، نگرانی و یا بطور کلی هر نوع احساس منفی، مطلقاً غیر ممکن می شود.

دیوگنز می گفت:« کسی به خودی خود ناراحت نمی شود.»
سینت برنارد معتقد بود: «کسی جز خودم نمی تواند به من صدمه بزند. هرچیز که به من لطمه بزند مقصرش خودم هستم.»

تنها خود شما مسئول واکنشهایتان هستید. مجبور نیستید از خود واکنشی نشان دهید می توانید با حفظ آرامش خود را از هر نوع آسیب حفاظت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *