ترس هایتان را با تصویر سازی ذهنی، به سرعت از بین ببرید!

ترس هایتان را با تصویر سازی ذهنی، به سرعت از بین ببرید!

 ترس از پرواز

ترس های ما بزرگترین مانع موفقیت ما در زندگی هستند. اگر شما نیز از پرواز کردن ترس دارید، در حالت آرامش قرار بگیرید و به مکان آرمیدگی ذهنی تان بروید و آن جا مقصد نهایی را پیش روی خود ببینید. خود را ببینید که شاد و خوشحال در جایی دیدنی، از هواپپیما پیاده میشوید.( با این کار به ذهن نیمه هوشیار خود طرح واضحی از مقصد میدهید) سپس مسیر دقیق مقصد را به ذهن نیمه هوشیار خود بدهید. ببینید که به آژانس مسافرتی میروید و بلیتی پیش خرید میکنید. آن گاه ببینید که با تاکسی به فرودگاه میروید، چمدان های خود را تحویل میدهید و در سالن انتظار میمانید. بشنوید که شماره پروازتان از بلندگو اعلام میشود و خود را شاد و خوشنود، در حال سوار شدن به هواپیما ببینید. جای شما کنار پنجره است و کنار دست تان مردی خوشرو نشسته است. تمام جزئیات را ببینید کمربند خود را میبندید و هواپیما از زمین بلند میشود . ببینید که هواپیما راه خود را از میان ابر ها باز میکند و شما زیر آسمان آبی و بالای ابر ها در پرواز هستید. به زودی مهماندار با فهرست غذا از راه میرسد . در این حین، گاهی از پنجره نگاهی به بیرون می اندازید. آن پایین، مناظر را در حالی که از زیر پای شما میگذرند، میبینید.

رودخانه ای زیر نور آفتاب برق میزند. از روی شهری عبور میکنید. پس از صرف غذا، یک فنجان قهوه مینوشید و کمی مطالعه میکنید. به زودی به مقصد میرسید، مهماندار از شما میخواهد که کمربند خود را ببندید. کم کم به زمین نزدیک میشوید. به آرامی روی زمین فرود می آیید.عده ای از عزیزان شما به استقبالتان می آیند خود را ببینید که شاد و خوشحال از هواپیما پیاده میشوید و به دوستان سلام میکنید و با شور و شعف درباره پرواز خوبی که داشتید برایشان تعریف میکنید.

اکر شما موقعیتی را که از آن میترسید در حالت آرامش با تمام جزئیات مثبت و جالبش به طور مداوم تصور کنید و آن را با احساس نیرومندی از شعف و شادی همراه کنید؛ در این صورت، ذهن نیمه هوشیار شما می آموزد که دیگر از این موقعیت نهراسد؛ در این صورت شما میتوانید پرواز را در عمل نیز تجربه کنید و شاد و خوشنود باشید؛ زیرا ترس خود را از یاد برده اید.

شما باید نخست مقصد مورد نظر را در برابر خویش ببینید تا به ذهن نیمه هوشیار خود تصویری از آنچه میخواهید به آن برسید، بدهید؛ سپس راه رسیدن به مقصد را با تمام جزئیاتش با احساسی از شور و شعف آمیخته کنید. پرنده خیال خود را آزادانه به پرواز درآورید و این مسیر را با تغییرات جدید ببینید.

 

ترس از زایمان

بسیاری از خانم ها از داشتن فرزند خوشحال میشوند؛ اما از تولد فرزندشان میترسند و همین که متوجه شوند باردار هستند، دچار وحشت و هراس میشوند؛ حال آن که این دوران انتظار، میتواند بهترین دوران زندگی آنها باشد.

اگر در چنین شرایطی قرار دارید، در مکان آرمیدگی ذهنی، خود را پس از تولد فرزندتان  در حالی که فرزند و خویشاوندانتان به شما تبریک میگویند شاد و خوشحال ببینید سپس دوران پیش از زایمان را با تمام جزئیاتش تجربه کنید:

  • شما و همسرتان آرزومند فرزندی هستید
  • پس از معاینه پزشک، این خبر مسرت بخش را به همسرتان بدهید.
  • احساس کنید که همسرتان شما را در آغوش میگیرد و هر دو از تولد فرزندتان ابراز خوشحالی میکنید.
  • خود را ببینید که رفته رفته شکمتان بزرگ تر میشود و وقت زایمان که فرا رسید شاد و خوشحال به بیمارستان میروید.
  • در بیمارستان اتاقی بسیار زیبا داریدو با هم اتاقی خوشرو و مهربانی که او هم مثل شما، با اشتیاق فراوان در انتظار تولد فرزندش است، با هیجان گپ میزنید و نقشه تمام کارهایی را که پس از تولد فرزندتان خواهید کرد میکشید.
  • همه چیز آماده است و شما فارغ میشوید . گرچه فشار بیش از حدی را احساس میکنید اما به آسانی درد را بر خود هموار میکنید.
  • سرانجام فرزندتان را در آغوش میگیرید و کمی بعد همسرتان با دسته گلی از رزهای قرمز از راه میرسد و هر دو باهم شادمانی میکنید.
حتما بخوانید :   چگونه عادت کنیم که برنده باشیم؟!

لازم است ان موقعیت را تا سه ماه آخر بارداری،  چندین بار در روز و با آرامش کامل تمرین کنیید.(روش 3 ماهه)

همیشه در فکر ایجاد تغییرات جدید باشید . یکبار اتاقتان را با یک تخته تصور کنید؛ زیرا میخواهید در افکار خوش خود غرق شوید. بار دیگر، اتاق دو تخته ای دارید؛ زیرا میخواهید با هم اتاقی خود گپ بزنید. گاه ببینید که در بیمارستان وضع حمل میکنید و گاهی در خانه و با کمک ماما؛ اما آنکه همیشه ثابت است آن که خود را شاد و خوشبخت میبینید.

 

ترس همیشگی از پیری

اکنون میدانید که میتوانید با هر ترسی، حتی ترس  قدیمی و همیشگی بشر –ترس از پیری و مرگ– کنار بیایید. این ترس از «ناشناخته ها» ریشه در اعماق وجود بشر دارد. اما همین که به ذهن نیمه هوشیار خود تصویر مثبتی از پیری بدهید، شک و تردید و در پی آن، ترس از بین میرود.

  • اگر هم اکنون 40 سال دارید، خود را در شصتمین سالروز تولدتان تصور کنید.
  • سرشار از شوق به کارهایی هستید که از آن لذت میبرید و درست مثل امروز به نظر میرسید و هنوز هم فعالانه ورزش میکنید. (اگر در حال حاضر ورزش را کنار گذاشته اید ، وقتش است که این وضع را تغییر دهید؛ زیرا خطرناکترین بیماری عصر ما کم تحرکی حاد است)
  • خود را در جمع جوانان شادابی که کارایی شما را تحسین میکننند و از هم صحبتی با شما لذت میبرند ببینید.
  • مثل همیشه با دقت از خودتان مراقبت میکنید. انسان میتواند در هر سنی ظاهر خوبی داشته باشد. اگر در 40 سالگی کمی چاق و سنگین هستید ، خود را در 60 سالگی باریک اندام، شاد و سرشار از عشق به شریک زندگیتان ببینید.
  • خود را محبوب احساس کنید.حس کنید که دیگران هم صحبتی با شما را میطلبند.
  • خود را فردی خوش لباس و سرد و گرم کشیده که همه جا به گرمی استقبال میشود، ببینید.

 

ترس از آب

چندی پیش خانم بیماری نزد من می آمد که از آب میترسید. او ظاهری جذاب داشت و بسیار پرتحرک به نظر میرسید. تنها یک چیز او را ناراحت میکرد و آن ترس از آب بود.

وی در کودکی با پدر و مادرش به کنار دریا سفر کرده بود و قایقی که قرار بود آنها را به جزیره ببرد، در ساحل واژگون شده بود. در آن هنگام کودک دیگری از ترس چنان خود را به آن چسبانده بود که نزدیک بود هر دو غرق شوند. از آن زمان به بعد، او از آب فرار میکرد و هرگز شنا نیاموخته بود؛ زیرا هرگاه چشمش به آب می افتاد، حالش به هم میخورد. وی سر پیری به فکر برطرف کردن این ترس از طریق تصویر سازی ذهنی افتاده بود؛ لذا در یکی از دوره های آموزشی من شرکت کرد. او اکنون 68 ساله است و یکسال پیش شنا کردن را فراگرفته است و هر هفته به طور مرتب به استخر میرود.

 

ترس هایتان را با تصویر سازی ذهنی، به سرعت از بین ببرید!

ترس هایتان را با تصویر سازی ذهنی، به سرعت از بین ببرید!

افسردگی پس از عمل جراحی

دو سال پیش برای زن بیمار جوان تری حادثه ناگواری رخ داد. او به سرطان سینه مبتلا شده بود و لازم بود یکی از سینه هایش را بردارند.البته وی تندرستی خود را بازیافت؛ اما به گفته خودش، خود را انسانی ناقص احساس میکرد و آن قدر افسرده شده بود که همسرش به ناگزیر از او جدا شده بود.پس از آن، افسردگی او مضاعف شد و حتی به معنا و مفهوم زندگی شک و ترید روا داشت. در آن موقعیت ، دوستی به او پیشنهاد کرد که در یکی از دوره های ما شرکت کند. وی امید چندانی به مفید بودن این دوره نداشت اما سرانجام موافقت کرد که دست کم آن را امتحان کند.

او بعدها آنقدر حالش خوب شد که برای دومین بار در این دوره آموزشی شرکت کرد. هفته به هفته بر پیشرفتش افزوده میشد و همسرش که گاهی با او ملاقات میکرد به شگفتی متوجه این تغییر شد. از آن زمان یکسال سپری شده است و آن دو بار دیگر با هم زندگی میکنند و یک هفته پیش خبردار شدم که صاحب فرزندی نیز شده اند.

حتما بخوانید :   نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟

نیروی اعجاب آور تاثیر بر خود، همراه با تصویر سازی ذهنی، ممکن است حتی در لحظات نومیدی ، زندگی شما را به طور تعیین کننده ای متحول کند. گاهی انسان نمیتواند زندگی را تغییر دهد؛ شاید بتواند در نوع نگرش به زندگی تحولی ایجاد کند. وقتی با اتومبیل در راه هستید و اتومبیل دیگری از سمت چپ می آید و حق تقدم را از شما میگیرد؛ به طوری که تنها با ترمز شدیدی میتوانید از بروز تصادف جلوگیری کنید، در آن زمان اندکی بیاندیشید. این موقعیت شما را عصبانی نمیکند؛ اما میتوانید از بابت وضعیت پیش آمده عصبانی شوید؛ همچنین میتوانید برای راننده اتومبیل دیگر احساس تاسف کنید که آیا در چه وضعیت ذهنی بوده که آن قدر بی مبالاتی کرده است. در آن صورت، شاید حتی از آرامش و تعادل خود و داشتن چنین قدرت عکس العمل خوبی خوشحال شوید و از این که توانسته اید از بروز تصادف شدیدی جلوگیری کنید، به خود ببالید.

 

ترس پس از تصادف

گاهی حتی داشتن بهترین قدرت عکس العمل نیز برای جلوگیری از تصادف کفایت نمیکند. یکی از بیمارانم خانمی است که دوازده سال پیش، هنگام سفر با اتومبیلی که همسرش راننده آن بود، دچار سانحه شد. در این تصادف، زن به شدت مجروح شد؛ در حالی که همسرش جان سالم به در برد. از آن زمان به بعد، زن دیگر نتوانست سوار اتومبیل شود.

این سانحه فایده ای داشت و از این که  او دیگر سوار اتومبیل نمیشد ودور و بر محل سکونتش پیاده روی میکرد؛ لذا به زودی تندرستی کامل خود را بازیافت.

وی یکسال پیش چیزهایی درباره روش تصویرسازی ذهنی شنید و در یکی از این دوره ها شرکت کرد. وی مدت هاست که بر ترس خود غلبه کرده است و حتی گواهی نامه رانندگی گرفته است و راننده مینی بوسی است که هرروز صبح کودکان معلول را به مدرسه میبرد و به خانه بازمیگرداند. ترس از تصادف در او به کلی از بین رفته است.

 

ترس هایتان را با تصویر سازی ذهنی، به سرعت از بین ببرید!

ترس هایتان را با تصویر سازی ذهنی، به سرعت از بین ببرید!

ترس از امتحان

روزی مرد جوانی به ملاقات من آمد و از چیز دیگری ترس داشت. وی بسیار زرنگ بود و قصد داشت حقوقدان شود؛ اما مانعی سر راه آن وجود داشت: در تمام امتحان ها مردود میشد، هنگام امتحان احساس خفگی میکرد ، کلمه ای از دهانش خارج نمیشد و نمیتوانست افکارش را متمرکز کند.، ترس از امتحان چیست؟ همه ما کم و بیش از امتحان میترسیم؛ زیرا چه کسی است که  در کمال حون سردی در سر جلسه امتحانی که برایش مهم است، حاضر شود. ترس از ناکامی، در موارد نادری میتواند آن قدر شدید شود که تمام نیروهای ما را از کار بیندازد و به این ترتیب، آنچه که از آن میترسیم به سرمان بیاید؛ یعنی واقعا مردود شویم. در مورد این جریان، وضعیت بسیار جدی بود؛ زیرا 4 روز بعد آخرین بخت خود را در آزمون رسمی امتحان می کرد. او پیش از آن، در بیشتر آزمون ها مردود شده بود. آن روز سه شنبه بود و ما چهار روز تا امتحان وقت داشتیم. در آن فرصت، او شیوه های تصویرسازی ذهنی را آموخت. همیشه تصور میکرد که در کمال آرامش سرجلسه امتحان حاضر شده و با خونسردی به تمام سوالات پاسخ داده است. میدید که نتیجه امتحان اعلام شده و مدیر هیئت ممتحنه قبولی در امتحان را به او تبریک میگوید. او دائما این تصاویر مثبت را در ذهن خود ثبت  و ذهنش را با این تصویر پر میکرد. من نیز به  نتیجه این امتحان حساس شده بودم و هنگامی که چند روز بعد دریافتم که او در امتحانی که آن قدر برایش مهم بود، قبول شده است، در خوشحالی او شریک شدم. او گفت:« باز هم هنگام امتحان هیجان  زده بودم، اما قبول شدم»

 

هرگز دیر نیست

اگر انسان از زمانی که در اختیار دارد، به درستی استفاده کند، گاهی میتواند در عرض چند روز بر ترسی که در اثر تکرار مداوم  به عادت تبدیل شده است؛ غلبه کند یا دست کم آن را تا حدی کاهش دهد؛ بنابراین هرگز نگویید: « خیلی دیر شده است. دیگر نمیتوانم هیچ کاری بکنم.» با این کار بخت موفقیت را از خودتان سلب  میکنید. هرگز دیر نیست.

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *