ترس هایمان را درک کنیم

ترس هایمان را درک کنیم

ما ترس هایمان را از اطرافیانمان یاد می گیریم و به دیگران انتقال می دهیم. اما می توانیم اعتماد را هم یاد بگیریم. فرض کنید در کافه ای با فرزند 2 ساله تان که روی پایتان نشسته است، باشید و ناگهان یک گدا سمت میز شما بیاید و طلب پول کند؛ فرزندتان متعجبانه به شما چشم می دوزد. اگر با ناراحتی صندلی تان را به عقب هل دهید، فرزندتان شروع به گریه خواهد کرد.

بیایید موقعیت دیگری را تجسم کنیم. در شهربازی با دخترتان، در حال تماشای میمون ها هستید که بینی شان را به قفس می چسبانند. ناگهان یکی از آن ها از یک شاخه می جهد و سیم زنگوله بالای سرشان را به صدا در می آورد. دخترتان با نگرانی شما را نگاه می کند؛ اگر بخندید، او هم با شما میخندد.

 

ترس هایمان را درک کنیم

ترس هایمان را درک کنیم

 

ما همه پر از ترسهای مختلفیم. ترس از تونل، پرواز و … . این ترسها از کجا آمده اند؟ آیا همه این ترس ها فقط میراث ژنتیکی ما هستند؟ یعنی ما بالقوه از نیش حشرات فرار می کنیم، از محیط های تنگ و بسته و یا مثلا ارتفاعات بلند می ترسیم؟

میمون ها در حیات وحش با ترس از مارها متولد می شوند. ترسی که برای بقایشان بسیار مفید است. اما میمون های آزمایشگاهی به مارها هیچ واکنشی نشان نمی دهند. خواه مار سمی باشد، خواه بی خطر، آن ها نمی ترسند. پس می توان نتیجه گرفت که ترس ها نمی توانند ژنتیکی باشند.

تحقیقات جالبی در خصوص این موضوع انجام شده؛ نهایتا ثابت شد که میمون های نترس هم به سرعت ترس از مارها را فرا می گیرند. کافی است که تنها یکبار ببینند ، میمون دیگری ترسیده است.

حتما بخوانید :   استرس چیست و چه تاثیری بر بدن ما دارد؟

 

 

ترس هایمان را درک کنیم

ترس هایمان را درک کنیم

 

 

ما همه از والدینمان، خواهر و برادر هایمان و دوستانمان یاد می گیریم که باید از چه چیزهایی ترسید. حتی اگر خودمان تجربه نزدیکی از خطر فرضی نداشته باشیم. ما اعتماد را هم می آموزیم. کسانی که برای اولین بار باردار می شوند و در کلاس های قبل تولد کودک شرکت می کنند، اغلب این کار را با امید غلبه بر اضطرابشان برای تولد بچه انجام می دهند. اغلب آنها معتقدند که هرگز تصور نمی کردند چنین قدرتی را در خود بیابند.

ترس ها و قدرت های ما، شخصیت ما را تعریف می کنند. ما با آنها متولد نمی شویم بلکه آنها را از دیگران می آموزیم و به فرزندانمان انتقال می دهیم. کودکان ما همواره به عنوان راهنمای دنیای پیرامونشان به ما مینگرند. این به خودمان بستگی دارد که  تا می توانیم، ترس کمتر و اعتماد بیشتر را انتقال بدهیم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *