5 دقیقه تا تسلط بر ذهن نیمه هوشیار

5 دقیقه تا تسلط بر الفبای زبان ذهن نیمه هوشیار

قوه تخیل، زبان تسلط بر ذهن نیمه هوشیار

برای تسلط بر ذهن چه باید کرد؟ یک تصویر گویا تر از هزار حرف است. اگر کسی بخواهد مقصود و منظورش را به دیگری تفهیم کند. باید به زبان او آگاه باشد. زبانِ لازم برای تسلط بر ذهن نیمه هوشیار، قوه تخیل یا همان تصویر سازی ذهنی است. پیش از پرداختن به چند و چون تسلط بر ذهن نیمه هوشیار، بهتر است زبان آن را بیاموزیم. بیشتر آنانی که در این راه از من پیروی کرده اند، به آسانی به این زبان گفت و گو می کنند.

کافی است  چشمانتان را ببندید و هر تصویری را که دلتان بخواهد  در برابر خود ببینید. هر کودکی فطرتا به این کار تواناست. دریغ و درد که ما بزرگ ترها آن را از یاد برده ایم.

 

الفبای تسلط بر ذهن نیمه هوشیار

بهتر است از مثال های ساده شروع کنیم. در آغاز تصاویر بسیار ساده، آشنا و شناخته شده را تصور میکنیم : مثلا، یک موز؛ چشم ها را ببندید و یک موز را در برابر خود ببینید. این تصویر را در برابر دیدگان ذهنی خویش ، چندان ثابت نگه دارید تا کاملا آشکار و شفاف شود.

پس از آن بکوشید که تصویر را رنگی ببینید. این کار را چند بار تکرار کنید تا سر انجام بتوانید موز را آشکارا به رنگ زرد ببینید. آن گاه چشم ها را باز کرده و بکوشید بار دیگر که  چشم ها را می بندید، فورا تصویر را واضح و رنگی در برابر خویش ببینید. این کار را بار ها و بار ها تکرار کنید تا هر زمان که اراده کردید، همان دم موفق به این تصویر سازی ذهنی شوید.

در نوبت دیگر تمرین، تصویر را عوض کنید و مثلا سیبی را تصور کنید و بکوشید تا شکل خاص و رنگ سبزش را ببینید یا اینکه پرتقالی را ببینید، طوری که شکل و رنگ آن آشکارا در برابر دیدگان ذهنی شما قرار گیرد، آن گاه با چشمان بسته تصاویر را جا به جا کنید. تا آن جا که هر زمان اراده کردید به آسانی موفق به انجام این کار شوید. اکنون بر الفبای زبان ذهن نیمه هوشیار، تسلط یافته ایم، بنابراین می توانیم پا را از این فراتر بگذاریم و به گشت و گذار در این دنیای شگفت بپردازیم.

حتما بخوانید :   چگونه با تصویر سازی ذهنی لاغر و خوش اندام شویم؟

 

5 دقیقه تا تسلط بر الفبای زبان ذهن نیمه هوشیار

5 دقیقه تا تسلط بر الفبای زبان ذهن نیمه هوشیار

تسلط بر ذهن مانند دیدار با یک دوست

بهتر است با یک مثال ملموس آغاز کنیم. دوستی با اشاره دست به شما سلام می کند و با چشمان بسته آشکارا می بینید که او نزد شما می آید و دستش را به سوی شما دراز میکند. در آن حال، شما به چهره و چشمان وی می نگرید و آن دوست را شناسایی می کنید. مهم آن است که تنها یک تصویر مبهم نبینید و بتوانید به تمام جزییات آشکارا پی ببرید، بنابراین بگذارید این تصویر بارها و بارها از برابر دیدگان ذهنی شما بگذرد تا بتوانید تمام جزییات را ببینید.

آن دوست چه قیافه ای به خود میگیرد؟

چه لباسی میپوشد؟

آیا دستان شما را به گرمی میفشارد؟ یا با سردی سلام میکند؟

بکوشید با تمام حواس خود، این حالات را حس کنید. اگر او احوال پرسی هم میکند، میتوانید بشنوید که چه میگوید؟

این تمرین، را تکرار کنید به طوری که بتوانید تمام جزییات را کاملا حس کنید. اگر از همان ابتدا موفق به این کار نشدید، دلسرد نشوید. به یاد داشته باشید که شما می خواهید به تسلط بر ذهن برسید و به کمک این زبان، با ذهن نیمه هوشیار خویش صحبت کنید و کسی که سخنش گنگ باشد، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به منظورش پی ببرند.

 

خود را ببینید

برخی از مردم به سختی می توانند خود را ببینید. اگر شما نیز چنین هستید، چند تا از عکس های خود را به دست گرفته، به مدت طولانی به یک یک آنها بنگرید و سعی کنید تمام جزیات را به خاطر بسپارید، سپس چشم ها را ببندید و جزییات آن عکس ها را آشکارا در برابر دیدگان ذهنی خویش نصویر کنید. با این روش، اغلب بار اول میتوانید موفق به دیدن خود شوید.

 

برای تسلط بر ذهن باید رنگی ببینید

مشکل برخی دیگر در دیدن رنگ ها است. آنان اغلب می توانند هر تصویر و رویدادی را آشکارا در برابر دیدگان ذهنی خویش آورند. همواره فقط سیاه و سفید میبینند.

حتما بخوانید :   قانون بخشش و جذب پول و موفقیت

در این موارد، روش زیر، کارایی خود را به اثبات رسانده است.

دیوار سفیدی را در ذهن تصور کنید. سطلی حاوی رنگ دلخواه و یک فرچه بردارید. آنگاه تمام سطح دیوار را رنگ کنید تا جایی که دیوار کاملا به آن رنگ دراید. رنگ کاری را تا آن جا ادامه دهید که سرانجام بتوانید تمام دیوار را در برابر خویش به آن رنگ ببینید.

روش دیگر آن است که چیزی را به رنگ دلخواه تصور کنید و سپس آن را به آهستگی به چشمانتان نزدیک کنید تا جایی که میدان دید شما را کاملا پر کند و فقط همان رنگ را ببینید.

هر یک از این دو روش را به کار می برید، تکرار و تمرین کنید تا بتوانید هر رنگی را بی درنگ و آشکارا در برابر خویش ببینید و تسلط بر ذهن را لمس کنید. به زودی در خواهید یافت که این کار چندان هم دشوار نیست و هر کس با کمی صبر و تحمل می تواند آن را فرا گیرد.

 

نقش شدت اطلاعات در تسلط بر ذهن

اکنون که نوانسته اید به خوبی به زبان ذهن نیمه هوشیار صحبت کنید، نوبت میرسد به تمرین «تکیه کلام» که بسیار مهم است، زیرا برخی از آن چه را که میخواهید. به ذهن نیمه هوشیار خود بگویید، فقط در همان لحظه مهم است، اما برخی دیگر، چندان اهمیت دارد که باید آنها را در ذهن نیمه هوشیار خود ماندگار کنید.

کافی است شما آنچه را که باید در یک لحظه ارزش و اعتبار داشته باشد، یک بار و به دور از هیجانات خاص روحی تصور کنید، اما آنچه را که میخواهید در ذهن نیمه هشیار خویش ثبت کنید، بیشتر تکرار کنید، و با استفاده از «روش 21 روزه» که در مقالات آینده شرح داده خواهد شد آن را ملکه ذهن خود نمایید، به هنگام تخیل، آن را با احساسات شدید و عمیق همراهی کنید و تمام هوش و احساس خویش را معطوف به آن تصویر کنید. این احساس قوی را تا جایی که میتوانید، با تصویر مورد نظر پیوند دهید. شدت احساس شما، تعیین کننده عمق و دوام جای گیری تصویر مذکور در ذهن نیمه هوشیار شماست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *