تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!

تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!

با تصویر سازی ، کارگردان فیلم آینده زندگی خود باشید. بی شک تصویر سازی قدرتمند ترین ابزار خلق کننده ایست که خداوند در وجود انسان به ودیعه نهاده است. در این مقاله به بررسی مفصل تصویر سازی ذهتی خواهیم پرداخت.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!” و “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه مقاله “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“را مشاهده کنید.

خلاصه

  •  اثرات تولید شده از ناحیه الکتریسیته شامل گرما، نور، نیرو و موسیقی بستگی به مکانیزمی دارد که الکتریسیته به آن منظم است.
  •  شرایط و تجرب هایی که با آنها رو به رو می شویم نتیجه عمل و عمل متقابل ذهن فردی در عالم هستی است.
  • با تغییر دادن مغز، مکانیزمی که از طریق آن کائنات شکل می گیرد، شرایط می تواند تغییر کند.
  • شرایط می تواند با فرایندی که آن را اندیشیدن می نامیم تغییر کند. اندیشه سلول های مغزی را تولید می کند و این سلول ها به اندیشه در عالم هستی واکنش نشان می دهند.
  • قدرت تمرکز بزرگترین دستاوردی است که می توان آن را کسب کرد. این وژگی بارز هر مرد یا زن موفق است.
  • تمرکز را می توان با تمرین کردن در این سیستم افزایش داد.
  • تمرین بسیار مهم است زیرا به ما امکان می دهد که اندیشه های خود را کنترل کنیم و از آنجایی که فکر علت و شرایط معلول است، با کنترل کردن علت می توان معلول را کنترل نمود.

 

آرمان سازی ، تصویر سازی ، تحقق

هریک از ما امکان انتخاب داریم که یا به اراده انسان با همه محدودیتها و سوء برداشتهایش متکی شویم یا به امکانات بی انتهایی از طریق ذهن ناهشیار دست پیدا کنیم . اما برای استفاده از قدرت مطلق که ذهن ناهشیار است باید با ذهن هشیار وارد عمل شویم. روشی برای استفاده آگاهانه از این قدرت مطلق تصویر سازی و تجسم است. تصویر سازی فرایند ایجاد تصاویر ذهنی است که به کمک انگاره ها و قالبهای آینده صورت خارجی پیدا می کند. این نگاره را شفاف و زیبا کنید و از با شکوه کردن آن بیمی به خود راه ندهید. به خاطر داشته باشید کسی جز خود شما نمی تواند محدودیتی را بر شما تحمیل کند. شما برای چیزهایی که که به آن احتیاج دارید با هیچ محدودیتی رو به رو نیستید. برای اینکه چیزی را صورت خارجی بدهید ابتدا باید آن را در ذهن خود تجسم کنید.
سعی کنید تصویری که در ذهنتان می سازید شفاف، روشن و دقیق باشد. اینگونه به تدریج آنچه را میخواهید به خود نزدیکتر می کنید. می توانید به آن کسی که می خواهید تبدیل شوید. این واقعیت روانی دیگری است که به خوبی شناخته شده است، اما متأسفانه تنها خواندن این مطلب نتیجه ای را حاصل نمی کند، حتی به شما کمک نمی کند که آن را تصویر سازی کنید. چه رسد که بخواهید به آن تحقق
ببخشید. باید در این زمینه کار و تلاش کنید.
قدم اول آرمان سازی است شما بذر را می کارید اما قبل از کاشتن بذر می خواهید بدانید چه برداشت خواهید کرد. این مهم ترین قدم است زیرا این برنامه ای است که بر اساس آن می خواهید سازندگی کنید. برنامه شما باید مستحکم و دائمی باشد. مهندس آرشتیکت وقتی یک ساختمان سی طبقه را برنامه ریزی می کند، همه جزئیات و خطوط کار را از قبل طراحی می کند. مهندسی که می خواهد پل بسازد، باید از قبل استحکام میلیونها قطعه ای را که کنار هم قرار می دهد بسنجد. این اشخاص قبل از اینکه دست به کار شوتد نتیجه را در ذهن خود می بینند. شما هم آنچه را می خواهید باید در ذهنتان تصویر سازی کنید. اگر مطمئن نیستید، همه روزه به صندلی خود بازگردید و آنقدر تمرین کنید تا به خواسته خود برسید. در شروع تصویر محو و کمرنگ است، اما به تدریج شکل پیدا می کند. بعد جزئیاتش مشخص می شود، به تدریج نقشه ها مشخص می شوند، تا آنچه را می خواهید صورت بیرونی پیدا کند. اینگونه آینده خود را رقم می زنید.
بعد نوبت به فرایند تصویر سازی می رسد. باید بتوانید تصویر را به روشنی ببینید. باید جزئیات آن را ببینید و به این نتیجه برسید که چگونه می خواهید به آن تحقق بخشید. اندیشه منتهی به عمل می شود، عمل روش ها را مشخص می کند، روش ها دوستان را فراهم می آورند و دوستان شرایط را شکل می دهند.
و سرانجام به مرحله تحقق می رسیم. عالم هستی قبل از اینکه صورت واقع به خود بگیرد، یک اندیشه بود. توجه داشته باشید همان ذهنی که عالم را خلق کرد در افراد هم عمل می کند. به لحاظ نوع و کیفیت تفاوتی وجود ندارد. تنها تفاوت بر سر درجه است.

حتما بخوانید :   برای ثروتمند شدن چه چیزهایی لازم است؟

 

تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!

تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!

تصویر سازی و تجسم خلاق

تصویرسازی فرآیند متفاوتی از دیدن است. دیدن موضوعی فیزیکی است و بنابراین با دنیای عینی سروکار دارد. چیزی را در دنیای بیرون در نظر می گیرد. اما تصویر سازی محصول تجسم و تصور است، یک پدیده ذهنی است. این یکی با دنیای درون در رابطه است.

آرشیتکت ساختمان خود را تصویر سازی و مجسم می کند. او این ساختمان را آنطور که می خواهد می بیند. اندیشه او قالبی را در نظر می گیرد که بالاخره تجسم پیدا می کند. پنداره او روی کاغذ شکل می گیرد. برای این شکل گیری از مواد لازم استفاده می شود و سرانجام ساختمان کامل می گردد.
مخترع هم ایده خود را دقیقاً به همین شکل تصویر سازی می کند. برای مثال نیکولا تسلا، یکی از بزرگترین مخترعین همه دوران ها، همیشه قبل از اینکه به ایده خود شکل دهد آن را در ذهنش مجسم می کرد. او هرگز شکلی را خلق نمی کرد. که بعداً اشکالات آن ا اصلاح کند. او ابتدا ایده خود را در ذهنش تصویر سازی می کرد، آن را به عنوان یک تصویر ذهنی حفظ می نمود، عملکرد آن را می دید و بعد اقدام به بازسازی آن می نمود. او در جایی می نویسد:

من این توانایی را دارم که بدون اینکه دست به چیزی بزنم، مفهومی را صورت خارجی ببخشم. وقتی به این نتیجه رسیدم که دیگر اشکالی در کار نیست، محصول ذهن خودم را صورت خارجی می بخشم. بدون استثنا آنچه را در ذهن مجسم کرده ام کار می کند. در بیست سال گذشته حتی یک استثناء وجود نداشته است.

اگر بتوانید هشیارانه این مسیر را طی کنید، به ایمان و باور می رسید، به همان گفته ویلیام بلیک می رسید که روزی می گفت: “آنچه حالا به اثبات رسید، زمانی تنها یک تصور بود”. اینگونه است که به اعتماد به نفس می رسید، اعتماد به نفسی که تداوم و شجاعت را به همراه دارد. قدرت تمرکز را در خود ایجاد می کنید، می توانید همه اندیشه های زائد را از ذهن بزدایید و تنها اندیشه ای را حفظ کنید که
می خواهید.
روشنی و وضوح با تکرار دیدن تصویر در ذهن ایجاد می شود. هر دیدن بیشتر تصویر را روشن تر از تصویر قبلی نشان می دهد. هرچه تصویر ذهنی روشن تر باشد، تحقق بیرونی آن تصویر مشخص تر و روشن تر می گردد. قبل از اینکه بتوانید چیزی را در دنیای بیرون تحقق بخشید، باید بتوانید آن را در دنیای درون ببینید. وقتی مواد لازم را داشتید، می توانید هر چیزی را بسازید. در نهایت سعی کنید مواد شما از کیفیت مرغوب برخوردار باشد. به این موضوع فکر کنید. شما دارای بیش از 5 میلیون کارگر ذهنی هستید، همه آنها آماده اند و فعال می باشند.
اسم اینها را سلول های مغزی گذاشته اند. سوای اینها، به همین تعداد نیروی ذخیره دارید که اگر نیاز داشتید بلافاصله در خدمت شما قرار می گیرند. بنابراین قدرت شما در فکر کردن تقریباً نامحدود است و معنای این حرف این است که قدرت شما در خلق کردن هم عملاً نامحدود است. علاوه بر این میلیون ها کارگر ذهنی، شما دارای میلیاردها کارگر ذهنی در بدن خود هستید که هر کدام آنها از هوش و فراستی برخوردارند و می توانند روی هر پیامی که برایشان می فرستید اقدام کنند.
این کار بر اساس همان قانونی صورت می گیرد که هر شکلی از زندگی می تواند آنچه را برای رشد الزام دارد به خود جلب کند. درخت کاج، بوته رز و گیاهان دیگر، هر کدام برای اینکه بتوانند در بهترین شکل خود ظاهر شوند، به موادی احتیاج دارند. همه اینها از طریق قانون جذب صورت می گیرد. این مطمئن ترین راهی است که آنچه را برای رشد و اعتلای خود می خواهید به دست آورید.

حتما بخوانید :   شما وارث قدرت هستید!

تصویر ذهنی را ایجاد کنید، تصویرتان را روشن و واضح کنید، از آن شکلی کامل بسازید. عرضه از تقاضا تبعیت می کند و شما در شرایطی قرار می گیرید که کار درست انجام دهید. خیلی ها هستند که این قدرت شگفت انگیز را درک می کنند و می کوشند که سلامتی و سایر شرایط را بشناسند اما موفق نمی شوند. به نظر می رسد که نمی توانند این قانون را به اجرا بگذارند. مشکل در تمامی موارد این است که آنها با بیرون از خود کار می کنند. آنها خواهان پول، قدرت، سلامتی و فراوانی هستند اما متوجه نیستند که اینها معلول هایی هستند که تنها وقتی علت یافت می شود وجود خارجی پیدا می کنند مکانیزم کار عالی و کامل است.این را  “استاد معمار” که هم کارهایش بی کم و کاست است درست کرده است. اما متأسفانه گاه عمل کننده که ما هستیم  از تجربه و کارایی بهره نداریم. عزم راسخ و عمل و اقدام بر این عیب غلبه می کند.
آنهایی که هیچ توجهی به دنیای بیرون ندارند، آنهایی که دنبال حقیقت می گردند و خواهان درایت و فراست هستند، به این نتیجه می رسند که تنها با عمل و رفتار شجاعانه می توانند کاری صورت دهند. دنبال ایده آل باشید، به شرایط بیرونی بهایی ندهید. دنیای درون را زیبا کنید. اینگونه دنیای بیرون به تأسی از آنچه در درون ایجاد کرده اید شکل خواهد گرفت.
برای مثال مردی را در نظر بگیرید که مدیون و بدهکار است. او پیوسته به بدهی خود توجه می کند، روی آن متمرکز می شود و چون اندیشه ها علت هستند، نتیجه آن می شود که او نه تنها بدهکاری را بیشتر به خود می چسباند، بلکه بدهی اش بیشتر می شود. او قانون بزرگ جذب را به کار می اندازد و نتیجه ای که الزامی است به دست می آید. اگر به ضایعه و از دست دادن توجه کنید، بیشتر ضایعه پیدا می کنید و بیشتر از دست می دهید. با این حساب اصل درست کدام است؟ روی آن چیزهایی تمرکز کنید که می خواهید. به آن چیزهایی که نمی خواهید کاری نداشته باشی . د به سرشاری فراوانی فکر کنید. قانون فراوانی را در زندگی خود به اجرا
بگذارید. شرایطی را که قانون فراوانی ایجاد می کند در نظر مجسم نمایید.

اینگونه آنچه می خواهید تجلی خارجی پیدا می کند. اگر به فقر و تنگدستی فکر کنید، فقر و تنگدستی نصیبتان می شود و اگر به سرشاری و ثروت و تنعم بیندیشید، همین ها را نصیب می برید.
قبول این مطلب برای خیلی ها دشوار است. ما بیش از حد مشتاق هستیم، ما اضطراب، هراس و پریشانی را به نمایش می گذاریم، می خواهیم کاری صورت دهیم، می خواهیم کمک کنیم.

ما شبیه کودکی هستیم که بذری کاشته است و بعد هر 15 دقیقه یک بار به سراغ باغچه می رود، خاک ها را کنار می زند تا ببیند آیا بذرش روییده است! و البته این بذر رویشی نخواهد داشت.

نیروی اندیشه مهم ترین وسیله و ابزار کسب دانش است و اگر روی هر چیزی متمرکز شود، مسئله را حل می کند. چیزی در فرادست قدرت درک انسان قرار ندارد. اما برای اینکه نیروی اندیشه را به کار بگیرید و از آن به سود خود استفاده کنید، به کار احتیاج دارید.

 

به کار بردن اصل

چند سؤال از خود بکنید و بعد منتظر بمانید تا جواب ها به شما برسند. آیا خود درونتان یا ضمیرتان را احساس می کنید؟ آیا این ضمیر را قاطعیت می بخشید یا به دنبال اکثریت می روید؟ به خاطر داشته باشید که اکثریت همیشه پیرو هستند و راهنمایی می شوند. آن ها هرگز رهبری نمی کنند. این اکثریت بودند که با چنگ و دندان با دمکراسی، با کامپیوتر و تلفن همراه جنگیدند.

برای انجام دادن تمرینات این قسمت:

  1. دوستتان را مجسم کنید، او را دقیقاً به همان شکلی ببینید که قبلاً بود. اتاق و مبلمان اتاق را ببینید، حالا به چهره دوستتان نگاه کنید.
  2. گفت و گوی با او را به خاطر آورید.
  3. حالا درباره موضوعی که مورد علاقه هر دو شما هست صحبت کنید. بیینید که حالتش تغییر می کند، او را ببینید که تبسم می کند.
  4.  برایش ماجرایی را تعریف کنید، ببینید که چشمانش برق می زند و هیجانی بر او غالب می گردد. آیا می توانید همه این کارها را بکنید؟ اگر می توانید از قوه تخیل و تجسم خوبی برخوردارید و پیشرفت فراوانی می کنید.

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *