درمان ترس و افسردگی

درمان ترس و افسردگی

 یکی از علائم ترس

چرا انسان خود را گرفتار سردرد میکند؟ گاهی به دلیل مشکلات مالی،خشم، شکست در عشق،زیاده روی و بلند پروازی یا بیماری؛ اما اغلب سردرد های ما ناشی از ترس است. ترس از وظیفه ای که خود را از انجام ان عاجز میبینیم،ترس از ناکامی، ترس از حوادث ناشناخته و ساده تر از همه، ترس از برنیامدن از عهده انتظارات و توقعات در زندگی. ترس بر نیرو های ما چنگ می اندازد .

« ترس را بکش، قبل از آنکه ترس تو را بکشد.»

همین که بر ترس خود غلبه کنید، سردرد شما نیز احتمالا برطرف میشود؛ اما چگونه میتوان بر ترس غلبه کرد؟ با تقویت اعتماد به نفس.

 

کشف علت

از خود بپرسید: در بدترین حالت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پی خواهید برد که خطر آن اندازه که شما دائما از آن میترسید، جدی نیست.

بپذیرد که پیش از این توانسته اید با دشوار ترین وضعیت کنار بیایید. به آن بیندیشید که به ندرت ممکن است کاری به همان سختی باشد که در نگاه اول به نظر می آید. اگر بتوانید بر وضعیت پیچیده ای فائق آیید، لازم نیست که از آن بترسید. دنیا پر از مشکلات است؛ اما پر از راه حل نیز میباشد. در همین باور، نخست برررسی کنید که چرا به سردرد مبتلا میشوید. اگر از این کار نتیجه ای نگرفتید، روش تخته را به کار ببندید. این پرسش را روی تخته سیاه بنویسید، کشف علت را به ذهن نیمه هوشیار خود واگذارید و صبح روز بعد منتظر راه حل روی تخته سفید باشید.

گاهی پاسخ، شما را به تعجب وا میدارد؛زیرا ممکن است ذهن نیمه هوشیار، شما را با سردرد مجازات کند؛ چون به عقیده ذهن نیمه هوشیار، از شما رفتار نادرستی سر زده است!

 

نمونه ای از مجازات خود

علت بیماری ممکن است ریشه در کودکی داشته باشد. بیماری داشتم که هر بار هنگام خواندن هر مطلبی دچار سردرد خارج از تحمل میشد، به طوری که مجبور بود مطلب را به دیگران بدهد تا برایش بخوانند. چون او به روش درمان ذهنی تسلط نداشت، با استفاده از هیپنوتیزم، او را به دوران کودکی بازگردانم تا علت را کشف کنم. معلوم شد که در سن 12 سالگی، یکبار رساله دکترای پدرش را خوانده بود و هنگامی که پدر به طور اتفاقی او را هنگام خواندن او دیده بود، وی را روی زانویش نشانده و خواندن کتب بزرگترها را برای همیشه برایش ممنوع کرده بود. این کار در اعماق ذهن نیمه هوشیار او ثبت شده بود و هر بار که این ممنوعیت را نادیده میگرفت، ذهن نیمه هوشیارش او را با ر سردرد مجازات میکرد وقتی به این ارتباط پی برد سردردش خود به خود مداوا شد و از آن زمان تاکتون دیگر سر درد نداشته است.

هنگام کشف علت، سردرد به طور شگفت آوری و اغلب خودبه خود از بین می رود. در صورت تمایل، میتوانید علت را با دقت بسیار دنبال کنید. اگر میخواهید از سردرد خلاص شوید، این اولین گام راه رسیدن به مقصود است. ارتباط پی برد، سردردش خود به خود مداوا شد.

حتما بخوانید :   چرا ذهن شرطی میشود؟

درمان ترس و افسردگی

درمان ترس و افسردگی

برقرای هماهنگی میان خود و محیط اطراف

(به عنوان مقدمه، مطاله مقاله “درمان چند بیماری متداول به کمک تنفس” به شما همراه عزیز و محترم وبسایت خودباور پیشنهاد میشود)

اگر نمیتوانید علت را کشف کنید، با تکرار تنفس هماهنگ و هدف دار، به سرعت و به طور قطع موفق خواهید شد. همین امر، در مورد میگرن نیز صدق میکند. نباید سعی کنید فقط هنگام میگرن این روش ها را به کار ببندید. افزون بر این، میتوانید همیشه از «روش 21 روزه» نیز استفاده کنید. اگر برایتان دشوار است که خود را بدون سردرد و میگرن تصور کنید،«روش تصاویر مثبت» را به کار بگیرید. یکی از عکسهای روزگار شادی وتندرستی خود را بردارید و ضمن تمرین تنفسی آن را تماشا کنید.

تصور کنید که با هر تنفس، بار دیگر همانی میشوید که در عکس پیش روی خود میبینید.«روش تنفس» دست کم باید روزی سه بار تکرار شود. اگر هنگام تمرین، تنفس هماهنگ و هدف دار را همراه با «روش 21 روزه» به کار بگیریدئ، به این معنی است که 21 روز تمام، روزانه دست کم سه بار، این تمرین تنفسی را انجام میدهید و در کنار آن تصویر مثبت روزگار خوش را تماشا میکنید.

همیشه به آن بیندیشید که انسان سردرد و میگرن را خودش ایجاد میکند؛ لذا میتواند دوباره از شر آنها خلاص شود. مطمئن ترین وسیله برای جلوگیری از ابتلا به سردرد و میگرن آن است که همیشه با خود و حتی الامکان با محیط اطرافتان در هماهنگی کامل به سر ببرید.

اگر همت بر این کار بگمارید، خواهید دید که ساده تر از آن است که فکرش را میکردید. اگر هنگام دعوا یا سو تفاهمی  حق با شما باشد، حتی اگر به شما اهانت شده باشد، بهتر است کوتاه بیایید. این را علامت ضعف ندانید؛ زیرا صبر و بردباری نشانه بزرگواری است، نه انعطاف پذیری؛ از سوی دیگر، خاتمه دادن به نزاع و سروسامان دادن به اوضاع، بهترین پاداش است؛ زیرا پاداش هر عمل خوبی، در خود آن عمل است. اگر چنین باشد که گفته شد، پس از مدتی با تعجب درخواهید یافت که سر درد و میگرن نیز از بین رفته است.

 

درمان ترس و افسردگی

در تلویزیون فیلمی دیدم درباره زن جوانی که به شدت از گربه میترسید. یک گربه اسباب بازی بی خطر یا حتی عکس گربه ای کافی بود که ترس و     وحشت او را برانگیزد.

 

ترس از گربه

برای آزمایش این زن را به اتاقی بردند که در آن، پزشک معالج به فاصله 5 متر از گربه ای که زانو زده بود ، انتظار میکشید. زن جوان وحشت زده کنار در ایستاده بود، با دستپاچگی با انگشتانش بازی میکرد و نمیدانست چه رفتاری باید از خود نشان بدهد. هنگامی که پزشک معالج از او خواست که قدم پیش بگذارد، اعصابش به هم ریخت و در حالی که فریاد میکشید، از اتاق خارج شد.

حتما بخوانید :   نقش موثر هیپنوتیزم در تغییر باور ها و تصویر از خود

در گفت و گو با وی، مشخص شد که از کودکی از گربه نفرت داشته و تا میتوانسته از گربه ها دوری میجسته است.این ترس برایش مشکلی فراهم نمیکرد تا آن که در سن 14 سالگیش در دوره آموزشی شرکت کرد و همکلاسی هایش خیلی زود متوجه این نقطه ضعف او شدند.

روزی یکی از همکلاسی ها گربه ای به صورت او پرت کرد. از آن روز به بعد ترس زندگی او را دگرگون کرد. گاهی نمیتوانست کار کند؛ زیرا در راه محل کار گربه ای دیده بود.این گونه، وی در شرف ابتلا به بیماری عصبی بود.

سرانجام وی تحت روان درمانی قرار گرفت. پس از 12 مرحله درمان، تا حدی پیشرفت کرده بود و میتوانست عکس گربه را بی ترس تماشا کند و حتی گربه ای پارچه ای را با نوک انگشت و همراه با تردید، لمس کند. پس از چند هفته، ترس او از گربه به کلی از بین رفت. میتوانست به گربه زنده هم دست بزند بی آن که حتی نیمی از نفرتی را که از پیش داشت، احساس کند.

 

از یاد بردن ترس

این داستان واقعی نشان میدهد که انسان میتواند ترس را همان گونه که فراگرفته است، از یاد ببرد در این مورد، روانکاو از«روش تصویرسازی ذهنی» استفاده کرده بود. او ابتدا از بیمار خواهش کرد که راحت دراز بکشد و کاملا در حالت آرامش قرار بگیرد. در این حالت انسان نمیتواند ترس را احساس کند. آن گاه لازم بود تصور کند که در خیابان به گربه ای برخوردمیکند؛ نخست در فاصله ای دور و سپس هر لحظه نزدیکتر. اگر در حالت عادی بود، از مدت ها پیش ترس بر او غلبه می کرد؛ اما چون در حالت آرامش کامل قرار داشت، نمیتوانست ترس را احساس کند.

ذهن نیمه هوشیار نمیتواند تفاوت بین واقعیت و مجاز را تمیز بدهد؛ بنابراین او یاد گرفت که در این وضعیت، دیگر نترسد و به زودی توانست در عالم واقع نیز با گربه رو به رو شود بی آن که بترسد. رفته رفته موقعیت هایی که تصور میکرد، دشوارتر میشدند و همین که به این موقعیت ها عادت میکرد، در عمل نیز با همین موقعیت ها رو به رو میشد تا جایی که پس از گذشت چند هفته توانست به گربه ای دست بزند و ان را نوازش کند. او بر ترس خود غلبه کرده بود!

میبینید که چطور انسان ترس خود را از یاد میبرد فرقی هم نمیکند که از چه چیز ترسیده باشد؛ مثلا برخی از مردم از پرواز میترسند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *