رازها و راه های رهایی از کینه

ارتباط کینه توزی با وسواس فکری

کینه

وقتی از کسی خشمگین میشویم، اگر خشم خود را به شکل ناراحتی نشان دهیم، مثلا با حرف زدن، اعتراض کردن یا با حرکات بدن، این ناراحتی تبدیل به کینه نمیشود؛ چون طرف مقابل هم در مورد کاری که موجب ناراحتی ما شده است، صحبت میکند، دلیل می آورد یا کارش را توجیه میکند و هر دو نفرمان فرصت پیدا میکنیم تا در مورد مشکل رخ داده صحبت کنیم و دیگر ناراحتی ما تبدیل به کینه نمیشود، اما وقتی خشمگین میشویم و به دلایل مختلف خشم خود را سرکوب میکنیم، در ما عقده ای ایجاد میشود که آن عقده تبدیل به کینه خواهد شد.

 

برخی افراد کینه ای هستند و برخی دیگر نه

اینکه چرا برخی افراد کینه ای هستند و برخی نیستند، مستقیما به بحث تربیت بازمی‌گردد. کینه اکتسابی است؛ یعنی هیچ نوزادی به صورت مادرزادی این حس را با خودش نمی آورد بلکه از راه تربیتی حاصل میشود؛ یعنی ممکن است فردی در زندگی اش سرزنش شده باشد و در سنین 3 تا 5 سالگی که حسادت رشد میکند و باید به شیوه ای درست برطرف شود، این امر به توسط والدین به درستی انجام نگرفته باشد و آنان به درستی حسادت را در فرزندشان برطرف نکرده باشند؛ بنابراین این حس که در وجود فرد باقی مانده است یا تبعیض هایی که والدین بین فرزندان قائل میشوند و حتی تحقیر فرد، روگردانی والدین از کودک، تنبیهات بدنی و …. میتوانند موجب ایجاد حس کینه در فرد شوند؛ یعنی وقتی فرد از مسئله ای آزرده باشد، آن را تبدیل به عقده های فروخورده کرده و آن را با خودش حمل میکند، این حس در وجودش ریشه میدواند.

 

کودکان از کسی کینه به دل نمیگیرند، انسان ها وقتی بزرگ و بالغ میشوند، کینه ای میشوند

در کودکی اعتراض، خشم و … بارزتر نشان داده میشوند، اما در بزرگسالی این گونه نیست و ما ناچاریم برخی احساساتمان را پنهان کنیم؛ چون یکی از مکانیزم های دفاعی ما این است که در مقابل دیگران نقاب بزنیم. در کودکی نقابی وجود ندارد و کودک، بی پروا و راحت احساساتش را نشان میدهد. در واقع کودک خودش است، رهاست، او گریه میکند، فریاد میکشد، اما به مرور یاد میگیرد باید نقاب بزند؛ چون زشت است که همه احساساتش را به راحتی نشان بدهد؛ به همین دلیل فرو دادن خشم که یکی از آن احساسات است، کم کم به کینه تبدیل میشود.

 

ارتباط کینه توزی با وسواس فکری

کینه و وسواس فکری وجه مشترکی دارند و آن، تکرار افکار منفی است. فرد کینه ای در اوقات فراغتش به افکار منفی که در مورد ناراحتی از دیگران است، میپردازد. او صدای احساسش را بزرگ میکند. در افراد وسواسی دغدغه یک فکر مدام می آید و میرود که البته در کینه هم همینطور است. همین که فرد یک جا مینشیند، یادش می افتد که فلانی به من بدی کرد. اگر فردی در مورد ناراحتیش از دیگران صحبت کند، خیلی بهتر است؛ اما بیشتر وقت ها این صدا در ذهن فرد طنین میندازد و فرد در افکارش ناراحتی از دیگران را مدام تکرار میکند و همین گفت و گوی ذهنی و بیرون نریختن ناراحتی ها، مشکل او را دو چندان میکند. تدوام کینه گاهی میتواند موجب وسواس شود، در وسواس فکری تعادل هورمون های مغز به هم میریزد. گاهی بر هم خوردن تعادل هورمون های مغزی موجب بیماری روانی میشود و گاهی برعکس، یک بیماری روانی ممکن است تعادل هورمون های مغزی را به هم بریزد که میتوان گفت این، یک رابطه دوسویه است. کینه موجب ناراحتی قلب و عروق، ناراحتی گوارش و معده و حتی منجر به اختلال در تنفس میشود و در نهایت روی کارکرد مغز تاثیر منفی می‌گذارد. برای رهایی از این تاثیرات منفی باید هر مسئله ای در جای خودش حل شود، حالا یا منجر به بخشش شود یا کنار گذاشته و پرونده آن بسته شود.

حتما بخوانید :   شرط سلامتی انسان چیست؟

 

شیوه تربیتی صحیح برای جلوگیری از ایجاد حس کینه توزی در کودکان

والدین، خودشان باید یک نمونه عملی برای فرزندانشان باشند و به او مدیریت هیجانات و خشم را بیاموزند و هر جایی هم که کودک خشمگین بود، اجازه بدهند او خشم خود را به شیوه ای صحیح بیرون بریزد؛ یعنی یادشان باشد هرگز خشم کودک را سرکوب نکنند تا این خشم در آینده تبدیل به تنفر و عقده نشود. هر جایی هم میبینند فرزندشان در مورد یک نفر با توهین و تحقیر حرف میزند و اسرار او را فاش میکند، باید فورا جلوی این رفتار او را بگیرند و در عوض راه حل منطقی و درست را به کودک معرفی کنند و به او بگویند:«به جای این که اسرار فلانی را آشکار کنی یا او را تحقیر کنی، باید به شیوه ای صحیح با همان فرد در مورد کاری که کرده و تو را ناراحت کرده صحبت کنی و باید از او بپرسی که از چه چیزی ناراحت است و بدین ترتیب مشکلت را با او حل کنی.» در واقع باید به کودک راه حل مسئله را بیاموزیم. حتی خودمان باید راه حل های فرزند پروری را بیاموزیم و رفتار درستی با فرزندمان داشته باشیم.

 

پیامدهای کینه توزی

کینه عواقب بسیار بدی دارد که اولین آن حسد است. حسادت باعث میشود آرامش فرد گرفته و او خودش را با دیگری مقایسه کند. مورد بعدی این است که ارتباط فرد با دیگران تحت تاثیر قرار میگیرد، فرد با کسی که از او کینه به دل دارد، ارتباط خوبی نخواهد داشت، به علاوه او حتی با اطرافیان کسی که از او کینه دارد هم نمیتواند ارتباط خوبی داشته باشد. مسئله بعدی افشای اسرار است؛ یعنی وقتی از یک نفر کینه داریم، ناخودآگاه به او صدمه میزنیم و این صدمه زدن بسیاری اوقات به شکل افشای اسرار آن فرد اتفاق می افتد. اگر این حس برطرف نشود، ممکن است اختلاف بین دو نفر شدت بیشتری پیدا کند و یک مشکل کوچک هر روز بزرگتر و جدی شود.

حتما بخوانید :   جملات انرژی دهنده برای صبح

 

راهکار های ترک کینه توزی

وقتی صدای کینه را بیش از حد بلند کنیم، درون ما بزرگ میشود و قوت میگیرد؛ پس باید صدای آن را خاموش کنیم. وقتی یاد موضوعی می افتیم که موجب می‌شود ما از کسی کینه ای به دل بگیریم و صدای آن را درونمان بشنویم، باید فعالیت مثبتی را شروع کنیم؛ مثلا اگر کینه ناشی از شکست مالی باشد، سعی کنیم فعالیت اقتصادی دیگری را شروع کرده و شکست را جبران کنیم و در عزای آن ننشینیم. اگر شکستمان عاطفی بوده، خودشناسی کنیم تا شکست عاطفی رخ داده جبران شود.

گاهی بعضی کینه ها صدمه بزرگی به افراد میزنند و قابل فراموشی نیستند؛ مثلا تجاوز جنسی یا مواردی از این دست که در این مورد حتما باید با مشاور و روان‌شناس مشورت کرد و در حل مشکل کوشید. فرد کینه ای باید برون ریزی کند و در مورد احساسش با کسی حرف بزند. مخفی کردن به این حس، عمق می‌دهد. ما باید قاب دیدمان را بزرگتر کنیم. اگر از کسی کینه داریم، باید شرایط زندگی او را بررسی کنیم و خودمان را جای او بگذاریم و فکر کنیم اگر ما جای او بودیم، شاید صدمه ای به مراتب بزرگتر به طرف مقابلمان میزدیم.

نکته بعدی این است که باید صبوری را تمرین کنیم ؛ چون صبوری یک مهارت است و مادرزادی نیست. ما باید به فرزندمان صبوری را بیاموزیم تا بدانند که وقتی چیزی را میخواهند، نمیتوانند همان لحظه به خواسته شان برسند.

فراموش نکنیم در بزرگسالی باید مهارت بخشش و صبر را بیشتر تمرین کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *