قدرت تلقین چقدر است؟

قدرت تلقین چقدر است؟

خودت را بشناس

حال میعاد گاه ذهن نیمه هوشیار خود را یافته اید و به زبان آن تسلط دارید. استفاده صحیح از این دانسته ها بسیار مهم است. پیش از آنکه تغییر در خود را آغاز کنید، لازم است خودتان را بهتر بشناسید و با شگفتی ای به نام تلقین آشنا شوید.

برای شروع، آزمون شخصیت انجام دهید، در خود به جست و جو بپردازید و جمع بندی کنید. ضمن این کار، علت ناهماهنگی بین جسم و روحتان را  -که تمام بیماری ها نتیجه آن است- شناسایی کنید.

 

3: روان شناسی تصویر ذهنی

بیماری خیالی

چند سال پیش در کتابی مربوط به هیپنوتیزم، مطلبی درباره آزمایشی جالب خواندم. یک هیپنوتیزور به دختر دانشجویی که تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار داشت، تلقین کرد که تکه یخی پشت دستش میگذارد و او به وضوح سرمای یخ را احساس خواهد کرد، اما در واقع پشت دست دختر دانشجو سکه ای گذاشته بود.

 

قدرت تلقین چقدر است؟

قدرت تلقین چقدر است؟

ایجاد تاول بر اثر تلقین

سپس هیپنوتیزور سکه را برداشت و به دختر تلقین کرد که تکه فلزی داغ پشت دست دیگرش خواهد گذاشت و در واقع، همان سکه را پشت دست دیگر دختر دانشجو قرار داد. دخترگ بر اثر سوزش شدید تکانی خورد و چهره در هم کشید گویی که دستش سوخته باشد. پس از چند دقیقه پشت دست دختر مانند زخم سوختگی، تاول زده بود. وقتی پس از بیداری از دختر دانشجو، درباره حالات او سوال شد، نمیتوانست به درستی سرمای یخ و سوزش فلز داغ را به خاطر آورد، حتی باور نمیکرد که در هر دو مورد، از سکه ای واحد استفاده شده است. چه توجیهی برای این حالات وجود دارد؟

ذهن نیمه هوشیار پیامی را که از فلز داغ فرستاده شده بود باور کرده، آن را کاملا دریافت داشته و با زدن تاول، مانند سوختگی واقعی، عکس العمل نشان داده بود. به این ترتیب، میتوان پی برد که تصور ذهنی تا چه حد میتواند روی جسم تاثیر بگذارد، البته بیماری را نیز میتوان به همین صورت به خود «تلقین» کرد.

فکر کردن دائم به بیماری، به راستی سبب بروز آن بیماری میشود. پزشک نیز بیماری را تشخیص خواهد داد و تمام علائم بیماری مشهود و عوارض بیماری نیز کاملا واقعی خواهد بود، پزشک علت را خواهد یافت و تنها در رفع علائم بیماری با دارو خواهد کوشید. گاه دیده میشود که بیمار سرسختانه در برابر دارو مقاومت میکند.  اگر در چنین وضعیتی قرار دارید، تنها راه درمان قطعی ایجاد تغییر در نحوه نگرش ذهنی شماست. اگر افکار بیماری زا را از سر به در کنید، علائم بیماری نیز به سرعت و بدون نیاز به دارو ناپدید میشوند. این پدیده، نشان میدهد که باید از منفی بافی، ساختن تصاویر مخرب و تلقین بیماری به خود اجتناب کنیم، میتوان با تلقین مثبت این تندرستی را به جسم بیمار باز آورد.

 

تلقین مثبت: من تندرست هستم

اگر خود را عادت دهید که افکار منفی را با تمام نیرو از خود برانید و در برابر دیدگان ذهنی خویش، خود را دائما  مثبت و سالم ببینید، این تصور به تدریج چای خود را باز میکند، زیرا ذهن نیمه هوشیار شما نیز آن را به همان صورت دریافت کرده، تصور تندرستی گامل را میپذیرد  و از بیماری رهایی یافته، دیگر بیمار نخواهید شد.

تاثیر پذیری ذهن نیمه هوشیار، زمانی بیشتر میشود که تصویر ذهنی مورد نظر را در مکان آرمیدگی ذهنی به آن بدهید. برای این کار، توصیه های زیر مفید به نظر میرسد:

  • دو بار در روز هر بار به مدت 10 دقیقه به ذهنتان استراحت بدهید و خود را تندرست ببینید.
  • از نگرش های منفی اجتناب کنید.
  • به بهود تدریجی بیماری نیندیشید، بلکه نتیجه را در پیش روی خود ببینید انگار که از یقین به هدف رسیده اید.
  • خود را صحیح و سالم و سرشار از شور و نشاط ببینید.( همین طور هم خواهد بود)
  • انسان همان چیزی است که فکر میکند باید باشد.
حتما بخوانید :   برای ثروتمند شدن چه چیزهایی لازم است؟

 

در مکان آرمیدگی ذهنی، خود را تندرست ببینید

بد نیست بدانید که  80 درصد از بیماری ها ریشه روان-تنی دارند، یعنی در اثر جریانات روحی پدید می آیند، پس امکانات بسیار زیاد تصویر سازی ذهنی را در مهاار بیماری ها فراموش نکنید.

با این اوصاف هنگام بیماری نزد پزشک بروید، اما بدانید که طول مدت بیماری به خودتان بستگی دارد، افزون بر آن، میتوانید از بروز بسیاری از بیماری ها جلوگیری کنید.

به  یاد دارم که همسرم چند سال پیش، ناگزیر از عمل جراحی دشواری بود و محل بریدگی در مدت اندکی بهبود یافت. شگفتی پزشکان روز به روز برانگیخته تر میشد. آنان باور نمیکردند که این معجزه آن باشد که او هر روز خود را در مکان آرمیدگی ذهنی تندرست میدید. به این ترتیب، زخم او 4 تا 5 بار سریعتر مداوا شد !

 

تاثیر داروهای دل خوش کنک  و راه انداز

مسهل به جای قرص خواب

مدتی پیش خانم بیماری داستان زیر را برایم تعریف کرد. او از بی خوابی مزمن رنج میبرد و مجبور به استفاده دائم از دارو بود. وی شبی 4 قرص خواب آور میخورد. شبی به اشتباه، به جای قرص خواب، مسهل مصرف کرد و درست مثل هر شب به خواب رفت. وی روز بعد دچار اسهال شد، این موضوع تعجب او را برانگیخت، اما توجه چندانی به آن نکرد. شب بعد نیز از همان شیشه 4 قرص خواب آور برداشت و فردای آن روز دچار اسهال شدید تری شد. پس از بررسی های لازم، پی به اشتباهش برد. او پی برد که  بدون داروی خواب آور، به همان خوبی خوابیده است  و از آن روز به بعد، مصرف قرص خواب آور را قطع کرد.

در مورد او، داروی دل خوش کنک تاثیر خود را کرده بود. بیمار یا به عبارتی ذهن نیمه هوشیار او، باور کرده بود که قرص خواب آور مصرف کرده است و متناسب با آن عکس العمل نشان داده بود.

 

آزمون بی نام مضاعف

در یک آزمون بی نام مضاعف در کلینیکی مشهور، بیماران به دو دسته تقسیم شدند. به گروه اول داروهای معمولی و به گروه دوم، قرص هایی کاملا  مشابه به آنچه مصرف میکردند. اما بدون تاثیر دارویی داده شد. پزشک و بیماران نمیدانستند که از گروه اول هستند یا از گروه دوم، موفقیت گروه اول 70 درصد و موفقیت گروه دوم -که از داروهای دل خوش کنک استفاده میکردند- نیز 70 درصد بود.

این آزمایش ثابت میکند که دارو تنها نقش راه انداز دارد و مداوا بر عهده ذهن نیمه هوشیار است. ضرب المثل قدیمی چه خوب گفته است که: «دوره سرما خوردگی بدون درمان پزشکی 14 روز و با درمان پزشکی 2 هفته است.»

 

مفهوم راه انداز

بی شک ذهن نیمه هوشیار شما در برابر دارو، به عنوان عاملی راه انداز، عکس العمل نشان میدهد، افزون بر آن، میتوانید هر جریان دلخواهی را به عنوان راه انداز به کار گیرید، به عنوان مثال، من ذهن نیمه هوشیار خود را آموخته ام که هر بار دراز کشیدم، بی درنگ در آرامش مطلق فرو روم، تمام مشکلات از من دور شوند و در حالت  وانهادگی کامل قرار بگیرم. عاملا راه انداز در این دراز کشیدن است. همین که دراز میکشم، تمام این روند رفتاری همچون بازتابی مشروط تکرار میشود (اشاره به آزمایش معروف پاولوف که پیش از غذا دادن به سگی، همیشه زنگی را به صدا در می آورد، به طوری که سرانجام به محض به صدا درآوردن زنگ، آب دهان سگ راه می افتاد.در واقع، دو عامل در ذهن نیمه هوشیار، با ترتیبی خاص با یکدیگر پیوند خورده اند که هیچ ربطی به هم ندارند، زیرا مسلما میتوان به سگ به جای صدای زنگ با علائم نوری تعلیم داد. عکس العمل سگ همان خواهد بود).

حتما بخوانید :   چگونه انرژی ذهنی و انرژی جنسی را به هم تبدیل کنیم؟

نشان دادن واکنش مناسب در برابر حالات مختلف، در مکان آرمیدگی ذهنی آموزش داده میشود، زیرا در آن جا ذهن نیمه هوشیار آسان تر میتواند واکنش نشان دهد. اگر موضوع مربوط به عملی باشد که یک بار اتفاق می افتد، (مثلا واکنش نسبت به یک امتحان) در آن صورت، به کارگیری «روش تخته» کفایت میکند. اما اگر قصد تغییر دائمی واکنشی را داشته باشید، «روش 21 روزه» را به کار بگیرید. برای مطالعه توضیح این دو روش بر روی آنها کلیک کنید.

 

به گزینی راه  انداز

به گزینی راه انداز بسیار مهم است. ذهن نیمه هوشیار به هر راه انداز دلخواهی واکنش نشان میدهد، اما این واکنش همیشه بهترین واکنش نیست، مثلا این که عادت کنید به محض شنیدن موسیقی، تمایل به رقصیدن در شما ایجاد شود راه انداز موسیقی غالبا وجود دارد. چنین واکنشی ممکن است بسیار درد آفرین باشد اگر شما هنگام کار، صدای موسیقی را بشنوید، ناگزیر خواهید شد میل به رقصیدن را در خود سرکوب کنید. بر همین باور، بهتر است راه اندازی را انتخاب کنید که بتوانید آن را در هر زمان بنا به میل و اراده خود به کار گیرید یا از کار بیندازید.

 

راه انداز آزموده شده

در این قسمت، چند تلقین راه انداز آزموده شده –که من نمیز آن ها را به کار گرفته ام– به شما آموخته میشود. اگر این عوامل راه انداز را به کار ببرید، میتوانید از نتیجه آن مطمئن باشید:

  • همین که دراز میکشم، در آرامش مطلق فرو میروم. تمام مشکلات از من دور میشوند و اعصابم در آرامش کامل قرار میگیرد.
  • هرگاه از من سوالی پرسیده شود، بی درنگ جواب صحیح میدهم.
  • اگر بخواهم مشکلی را حل کنم، شب هنگام آن را با تمام جزئیاتش و با استفاده از روش «تخته» به ذهن نیمه هوشیارم میدهم و روز بعد، همین که چشمانم را باز میکنم سر میز صبحانه، راه حل آن را میابم.
  • وقتی با دهان سه نفس عمیق میکشم، همان دم، برای کارهای عملی با بیشترین بازده آماده میشوم.(در این جا مهم آن است که به خود بگویید «هربار که با دهان نفس میکشم» در غیر این صورت ذهن نیمه هوشیار شما هر بار که چند نفس عمیق بکشید، تمام نیروهای ذخیره بدن را بسیج میکند و جون ممکن است در طول روز چندین بار از راه بینی نفس عمیق بکشید، لذا آمادگی نیروهای ذخیره بدن، غیر ضروری مینماید و ذهن نیمه هوشیار شما، پس از مدتی دیگر به این راه انداز توجهی نشان نمیدهد)
  • هرگاه سر جلسه امتحان حاضر میشوم، در آرامش مطلق فرو میروم، در عین حال ذهنی هوشیار دارم.
  • هر گاه انگشتان شست و سبابه هر دو دست را روی هم تا میکنم، هر آنچه در آن لحظه گفته شود، در حافظه ام بایگانی  میشود و من هر زمان که بخواهم آن را با تمام جزئیاتش به خاطر می آورم. (این نکته  به ویژه در سخنرانی ها و جلسات دروس نظری بسیار کارآمد است.)
  • هرگاه شریک زندگی ام مرا به نرمی نوازش میکند، همان دم غم و غصه هایم را فراموش میکنم و سرشار از عشق و محبت میشوم.
  • هرگاه پشت فرمان اتومبیل مینشینم، در آرامش مطلق فرو میروم و عصبانیت از من دور میشود و با تسلط کامل عکس العمل نشان میدهم.
  • همین که به رخت خواب میرم، خوابم میبرد.

این ترتیب را میتوانید به اختیار خودتان تغییر دهید.

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *