قدرت ذهن در درمان بیماری

قدرت ذهن در درمان بیماری

درمان هر بیماری

درمان سرطان خون

چندی پیش در یک بیمارستان کودکان در آمریکا  اتفاق شگفتی روی داد. پسر بچه 9 ساله ای مبتلا به سرطان لا علاج خون بود و پزشکان او را جواب کرده بودند، اما به یکباره پیشرفت بیماری متوقف شد و وضع عمومی بیمار رو بهبود نهاد. پس از چند هفته، معاینه نهایی نشان داد که تمام سلول های سرطانی خون ناپدید شده اند. پسر بچه درمان شده بود. او در نهایت سلامت از بیمارستان مرخص شد. چنین معجزه درمانی تا آن روز سابقه نداشت. چه اتفاقی افتاده بود؟

 

او خود را مداوا کرده بود

پسرک تعریف کرد که»:مدتی قبل از بیمار شدن من، پدر و مادرم در یک دوره درمان ذهنی شرکت کرده بودند و چون نمیخواستند مرا تنها یگذارند من نیز همراه انها به کلاس میرفتم. تا این که بیمار شدم و هنگامی که همه نگران بودند، اما هیچ کس نمیتوانست به من کمکی کند، دوره درمان ذهنی را به یاد آوردم و تصور کردم که سلول های سرطانی تعدادی شورشی هستند و افکار من نیروهای پلیس ضد شورش! تعداد زیادی از نیروهای پلیس را تصور میکردم که با شورشیان میجنگیدند و بر آنان پیروز میشدند. در تصور من، آنان همیشه در حال جنگ بودند و همیشه پلیس برنده میدان بود. با شور و شوق فراوان این نبردها ا دنبال میکردم و روز به روز حالم بهتر میشد تا آن که تندرستی خود را به طور کامل  بازیافتم.

 

تاثیر افکار مثبت

به عقیده پزشکان، بهبود این پسر بچه معجزه ای است  که در هر 40 هزار مورد، یکبار اتفاق می افتد، اما به عقیده من، بهبود او تنها نتیجه تاثیر معجزه آسای افکار مثبت او بوده است. او در دوره درمان ذهنی آموخته بود که افکار از چه توان و نیرویی برخوردار هستند و برای درمان خود باید چه روش هایی را به کار گیرد. او بی آنکه به موفقیت خود شک و تردید کند، این آموخته ها را به کار بسته بود و جون نمیتوانست تصور درستی از بیماری خود داشته باشد، از مثال پلیس و شورشیان استفاده کرده بود. ذهن نیمه هوشیار او موقعیت سازواره و به ویژه خون را دریافته و متناسب با آن واکنش نشان داده بود.

 

قدرت ذهن در درمان بیماری

قدرت ذهن در درمان بیماری

ذهن نیمه هوشیار خودکار عمل میکند

در این مورد، هیچ کس نمیتوانست جزئیات آنچه را که ذهن نیمه هوشیار انجام داده بود، تشریح کند، اما نتیجه آن بود که بیماری لاعلاجی درمان شده بود.

با توجه به این نکته، درمیابیم که چون ذهن نیمه هوشیار به آسانی متوجه منظور ما میشود، لذا مهم نیست که تصویر ساخته شده از بیماری درست باشد یا نه، همچنین لازم نیست که به ذهن نیمه هوشیار خود بگوییم که برای درمان چه کاری باید انجام دهد،  بلکه داشتن تصوری روشن از نتیجه دلخواه کفایت میکند.اگر ما تصویر نتیجه دلخواه را همیشه به خاطر د اشته باشیم، ذهن نیمه هوشیار برای تحقق بخشیدن به این تصویر، هر کاری که لازم است انجام خواهد داد.از سوی دیگر محال است که تصویر ذهنی مثبتی عوارض جانبی مضر داشته باشد حال آن که همه دارو ها چنین هسستند.این فقط به طرز تفکر بستگی دارد. افکار منفی ممکن است داروی صد در صد موثری را بی اثر کنند و افکار مثبت نیز آن قدرت را دارد که  حتی از یک داروی دل خوش کنک، معجونی معجزه آسا بسازند.

 

عمل سزارین بدون بی هوشی

روزی یک متخصص بیهوشی درباره بیماری که باید تحت عمل سزارین قرار میگرفت چنین گفت: «بیمار روی تخت جراحی دراز کشیده بود. من ماسک اکسیژن را روی صورتش گذاشته بودم تا هوای معمولی استنشاق کند و هنگام بیهوشی دچار ترس نشود. زن نفس های عمیق و شمرده میکشید و در حالی که من منتظر بودم جراح خود را برای عمل آماده کند، مدتی به زن نگریستم. سرانجام رو به جراح برگرداندم تا بپرسم آیا آماده است یا خیر. با شگفتی دیدم که جراح بچه را بالا آورده و جراحی تقریبا تمام شده  بود!»

حتما بخوانید :   6 گام عملی برای آرامش و زندگی در زمان حال با استفاده از ان ال پی ( NLP )

هنگامی که پزشک متخصص  بیهوشی ماسک اکسیژن را روی صورت زن قرار داده بود تا هوا استنشاق کند، جراح تصور کرده بود که زن در حالت بیهوشی است و شروع به عمل جراحی کرده بود. بیمار در خواب عمیقی فرو رفته و عمل جراحی بدون بیهوشی خاتمه یافته بود. ذهن نیمه هوشیار بیمار تصور کرده بود که داروی بیهوش کننده دریافت کرده است و متناسب با آن واکنش نشان داده بود. زن کم ترین دردی احساس نکرده بود.

هرگاه به ذهن نیمه هوشیار خود دستوری دادید، با اطمینان کامل در انتظار اجرای آن باشید.

 

چنین گوید عیسی مسیح (ع )

تصور کنید که کسی به حضرت عیسی(ع) ایمان نداشته باشد، در آن صورت، چه کمکی از دست او برمی آید، زیرا وی هرگز نگفته است «من این قدرت را دارم که به تو کمک کنم.» یا « من به تو کمک خواهم کرد» بلکه مرتبا میگفت: «ایمان توست که تو را یاری خواهد کرد»

 

قدرت ذهن در درمان بیماری

قدرت ذهن در درمان بیماری

اعتقاد به موثر واقع شدن قطعی این روش

حال دیگر ییقین موثر واقع شدن قطعی این روش است که میتواند به شما کمک کند.

چطور ذهن نیمه هوشیار شما به شما اعتقاد داشته باشد، در حالی که خود دچار شک و تردید هستید؟!

 

آن سوی هر شک و تردید

نیروهای ذهنی شما که تحت حمایت احساسات شما قرار دارند، باید کاملا متوجه هدف و نتیجه دلخواه باشند و این تصور را دائما در ذهن نیمه هوشیار ثبت کنند، زیرا هر گونه شک و تردید، هرچند که کوچک باشد، نتیجه را کمرنگ یا غیرممکن میسازد.

اگر شما در هنگام رانندگی، همزمان پدال گاز و ترمز را فشار دهید، این دو تاثیر یکدیگر را خنثی میکنند، در این حالت، ماشین متوقف میشود و یا به کندی به حرکت خود ادامه میدهد. این درست مثل آن است که بخواهید با نیروی ذهن به هدفی برسید و از سوی دیگر، رسیدن به آن هدف را  با شک کردن در آن  نا ممکن سازید.

 

با تمام وجود و از صمیم قلب

همواره به آن بیندیشید که خواسته ها و امیال نیرومند، نتایج پر ارزش و خواسته ها و امیال ضعیف، نتایج ناپایدار در پی خواهد داشت، بنابراین اگر قصد دارید به هدفی برسید لازم است  آن را با جان و دل بخواهید.

اگر نتیجه مورد نظر، انگیزه ای  نیرومند و پایدار در شما بر نمی انگیزد، به محرک دیگری بیاندیشید که این احساس را در شما به وجود آورد، سپس هنگامی که این احساس به اندازه کافی قدرت گرفت، آن را به هدف تان متوجه کنید. هرگز نگویید که «احتمالا به هدف میرسم.» و یا «احتمالا فلان اتفاق خواهد افتاد.» بلکه تنها تصویر وضعیت مورد نظر را پیش رو ببینید و این تصویر را با احساس تشکر و قدردانی بیامیزید.

 

نان برای یتیم خانه

روزی که پدر مولر- سرپرست یتیم خانه – چیزی برای خوراک بچه هایش نداشت، از آنان خواست که پشت میز بنشینند، دعا کنند و از خدا به خاطر غذا سپاسگزاری کنند. در همین هنگام، ماشین حمل نان جلو یتیم خانه توقف کرد و حامل اعانه نانوایی بود که به درخواست همسرش ، به یتیم خانه نان اهدا کرده بود.

حتما بخوانید :   ثروتمندان با ترس چه رابطه ای دارند؟

همچون گذشته، ایمان پدر مولر در لحظات آخر به دادش رسیده بود. اینها داستان های تخیلی نیست، بلکه واقعیت است.

چون و چرا  را کنار بگذارید

هرگز نگویید: «اگر به این مرد مومن کمک شده است، از کجا معلوم که در مورد من نیز همین طور باشد؟» زیرا در این صورت خود را از نتیجه مورد نظر محروم میسازید. نخست باید به خود و نیروهای بیکران ذهن نیمه هوشیارتان  اعتقاد داشته باشید تا این نیروها بتوانند موثر واقع شوند. اگر شما به این نیروها اندکی معتقد باشید، آن ها نیز میتوانند اندکی کمک کنند!

پیش از هر چیز چون و چرا را کنار بگذارید. همین که فکر کنید:« چه خوب میشد، اما این کار چطور امکان پذیر است؟» دیگر هیچ اتفاقی روی نخواهد داد. با این افکار، خود را از نظر منطقی معقول جلوه میدهید، اما از موفقیت نیز محروم میشوید، بنابراین با اطمینان کامل دست به کار شوید و خود را گرفتار قید و بند نسازید، زیرا ذهن نیمه هوشیار شما هر آن آماده کمک به شماست.

 

گام های سه گانه

  • گام اول، راه یافتن به مکان آرمیدگی ذهنی است. برای مدت کوتاهی غم و غصه های خویش را فراموش کنید، از نظر روحی و جسمی خود را آرام سازید و روش شمارش از 7 تا 1 و رنگ های مربوطه را به کار گیرید. در این میان، لازم است آن قدر به این روش خو بگیرید که برای رسیدن به مکان آرمیدگی ذهنی تنها به یک دقیقه زمان نیاز داشته باشید. اندگی، به خود مجال دهید، کمی به اطراف بنگرید تا با یکرنگی آرامش بخش حاکم بر آن، یکی شوید.
  • گام دوم، به کار گیری مداوم روش انتخاب شده است. این روش، اغلب «روش تخته» است، بنابراین در مکان آرمیدگی ذهنی به سراغ هر دو تخته بروید و مشکل را با تمام جزئیاتش روی تخته سیاه بنویسید. اگر راه حل را میدانید، آن را نیز روی تخته سفید بنویسید، اما اگر نمیدانید، تصویر راه حل  مشکل را در حالی که صبح روز بعد، روی تخته نوشته شده  مجسم و تا آن زمان مشکل را به کلی فراموش کنید. هرگاه راه حل را یافتید، تصویر آشکاری از نتیجه مورد نظر را بقه ذهن نیمه هوشیار خود بدهید. آن را با افکار مثبت و نیرومند همراهی کنید و خوب به خاطر بسپارید. اگر از ذهن نیمه هوشیار خود انتظار درمان بیماری خاصی رادارید، خود را سالم و خوشحال ببینید و اندکی مجال دهید تا این تصویر  تاثیر خود را بگذارد.
  • حال به عنوان گام سوم« روش 21 روزه» را به کار بگیرید. هرگز اجازه ندهید که تصویر بیماری در برابر دیدگان ذهنی شما ظاهر شود. بلکه تنها تصویر مثبت هدف مورد نظر را ببینید.

در طول این 21 روز ، از تاثیر تنفس منظم و هدف دار که برای درمان ظروری است، بهره بگیرید. یقین داشته باشید که  ذهن نمه هوشیار حتما به یاری شما خواهد شتافت. با این کار، سهم خود را در درمان ایفا کرده اید و میتوانید بقیه کار را بی دغدغه به نیروهای خارق العاده ذهن نیمه هوشیار خود واگذار کنید.

همان گونه که گیاه از دانه به وجود می آید، درمان بیماری نیز نتیجه تصویر مثبت افکار شماست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *