قوانين مالی بيرونی و درونی

قوانين مالی بيرونی و قوانين مالی درونی

قوانین مالی بیرونی ٬شامل مواردی مانند: داشتن دانش تجارت ٬مدیریت مالی ٬ و شيوه های سرمایه گذاری است که به طور خلاصه به آن ” مدیریت کسب و کار ” ميگویيم یا همان MBA  ( ام بی ای ) و  قوانين مالی درونی که دقيقا به همان اندازه قوانين بيرونی مهم هستند ، یعنی داشتن شم اقتصادی و تجاری ، داشتن باور به موفقيت ، ریسک پذیری و شجاعت و یک ضمير ناخودآگاه تربيت شده که ظرفيت و قابليت بالایی برای خلق ثروت دارد.

قسمت اول این سری مقالات را میتوانید در لینک “ثروتمندی را از اینجا شروع کنید!” مشاهده کنید.

این بخش درونی در NLP  ( ان ال پی ) و روانشناسی موفقيت آموزش داده ميشود ( پیشنهاد میکنیم مقاله ادامه دار “مقدمه ای بر ان ال پی ( NLP )” را مشاهده کنید)  ميتوان گفت رمز موفقيت مالی در ترکيب این دو است ؛ NLP و MBA  .ثروت مانند هر واژه مفهومی دیگر ٬ تعاریف متفاوتی نزد اشخاص مختلف دارد.

قوانين مالی بيرونی و قوانين مالی درونی

قوانين مالی بيرونی و قوانين مالی درونی

ثروت چیست؟

تعریفی که در روانشناسی موفقيت می توان بر آن توافق داشت این است : پول + اعتبار+ احساس خوشبختی و نيز ثروتمند کسی است که احساس نياز به پول نمی کند . چرا؟ چون پول را دارد. او از کار خود و از پول خود لذت می برد اما فقر ٬ تعریف فقر ، گاهی نداشتن پول است . اما فقر ذهنی یعنی احساس نياز به پول چه بسيار افراد پولداری که همواره احساس نياز به پول ميکنند ، برای پول کار ميکنند و برای پول زندگی ميکنند . این است تفاوت ميان ذهن ثروتمند و ذهن فقير  . پس هر پولداری ، ثروتمند نيست و هر پولداری شایسته الگوی ذهنی شدن نيست . از ریشه و ميوه صحبت کردیم ، از رابطه علت و معلول این ما را به قانون عمل و عکس العمل ميرساند و به قانون جذب . درک اینکه وضعيت مالی ما نتيجه طرح کلی ذهنی ما در مورد پول است  ، کليد شروع تغيير است . این طرح کلی مالی برنامه ای از پيش تعيين شده در رابطه با پول در ذهن ناخودآگاه ماست . در واقع همه ما یک ذهن شرطی شده داریم ، با برنامه ها یا باورهایی محدود کننده مثل : “پول درآوردن سخت است آدمی با موقعيت سواد یا مهارت های من این ميزان بيشتر نميتواند درآمد داشته باشد ……… ” و یا برعکس با باورها و برنامه های رشد دهنده شرطی شده ایم . تصور کنيد در سطح خودآگاه بسيار مثبت بيندیشيم و چشم انداز روشنی از وضعيت مالی خود ترسيم کنيم تلاش و فعاليت ما نيز در راستای چشم اندازهایمان باشد  ، اما در سطح ناخودآگاه یک ذهن شرطی شده و برنامه ریزی شده بر خلاف خواسته های خودآگاهمان داشته باشيم ، یک ذهن با باور به محدودیت ها ، وضعيت ما مثل کسی خواهد بود که برای رفتن گام بر ميدارد اما شخصی بسيار قوی تر ٬ محکم دست او را گرفته است  . آنکه می خواهد رو به جلو گام بردارد ذهن خودآگاه ماست و آنکه محکم ما را نگاه داشته ضمير ناخودآگاه  ماست.

حتما بخوانید :   7 باور ذهن ثروتمند

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “طرح کلی یک ذهن موفق” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *