لذت کمک به دیگران

لذت کمک به دیگران

در مسیر یافتن خوشبختی درمیابیم که کمک به دیگران بیشتر از کارهایی که برای راضی کردن خودمان می کنیم، خوشحالمان می کند.

بگذارید خاطره ای را برایتان تعریف کنم.

روزی کنار رود چارلز در ماساچوست، با دوستانم میان وعده می خوردیم. در رستورانی که از آزمایشگاه دوستانم در MIT زیاد دور نبود. مثل همیشه درباره کارشان گپ می زدیم اما برخلاف معمول، آنها مدام از این بحث طفره می رفتند.

این 2 دوست جایزه نوبلی من، حالا در پنجمین دهه زندگی شان قرار گرفته اند؛ و همیشه در این سالها همان نگاه نافذ ، با اعتماد به نفس و موفق را با خود به دوش کشیده اند. آن ها اعتراف می کنند که آن بلند پروازی قدیمشان را از دست داده اند. آنها می گویند: “بعد از مدتی، آدم می فهمد که یک مقاله دیگر در مجلات علمی منتشر کردن، دنیا را عوض نمی کند؛ و در پایان هر روز جایزه ها، پاداش ها یا شهرت در کنفرانس های جهانی همه پوچ به نظر می آیند. این چیزها روح آدمی را تغذیه نمی کند. شاید برای فهمیدن این موضوع، الان دیر شده باشد. ولی ما به دنبال راهی برای پیشرفت و موفقیت هرچه بیشتر خودمان هستیم. ”

یکی از وظایف آنها (مثل همه مدیران آزمایشگاه ها) که هنوز آنها را سر ذوق می آورد، وقت گذراندن با دانشجوهای کارآموز مقطع دکتری است. آنها باید همه آموخته هایشان را به جوانان انتقال دهند و کمکشان کنند خلاق و خلاق تر باشند. جسارت، شجاعت و سخت کوشی را باید هر چه بیشتر در آنها تقویت کنند. و این کار را لذت بخش ترین قسمت کارشان می دانند. آنها می گویند:” شاید الان زمانی است که بابد خودمان را وقف این کار کنیم.”

حتما بخوانید :   علم چگونه ساختار موفقیت را توجیه می کند؟

هیچ کدام از این حرف هایی که دوستانم برایم گفتند، مرا متعجب نکرد. به خاطر دارم که روزی استادی به من گفت: “مردم در کاری خوشحال تر اند که در آن می توانند مستقیما به دیگران کمک کنند.” درست مثل همه آتش نشان ها، روانشناسان، وزرا، پزشکان و مددکاران اجتماعی. حتی خود من هم کارهای مطالعاتی ام را متوقف کردم تا بتوانم زمان بیشتری را برای کار در کلینیک های رایگان (برای افراد بی بضاعت) اختصاص بدهم. من می خواستم به جای سر و کله زدن با دستگاه های مرکز تحقیقات، در ارتباط مستقیم با مردم باشم.

یک فیلسوف و راهب مکتب بودا به پیروان خود می گوید: “تنها راه قابل اعتماد رسیدن به خوشبختی، کارهایی نیست که برای خوشحالی خودمان انجام می دهیم، بلکه کارهایی است که برای خوشحالی اطرافیانمان انجام می دهیم.”  بنابر این همه ما ظرفیت دست گیری از دیگران را داریم، حتی اگر محرک اصلی این کارمان خودخواهانه باشد.(چون در نهایت می خواهیم حال خودمان را خوب کنیم.)

در یک تحقیقات دانشگاهی به 2 گروه از دانشجویان مقداری پول داده شد. گروه اول فقط می توانستند پول را برای خودشان خرج کنند.(مثلا قبض هایشان را بپردازند، یا چیزی برای خودشان بخرند) و گروه دوم حتما باید پول را صرف خرید هدیه ای زیبا برای دیگران یا کمک به موسسه های خیریه می کردند. در پایان روز، آنهایی که برای خودشان لباس یا وسیله الکترونیکی و.. خریده بودند برای لحظاتی شادی را تجربه کرده بودند اما رضایت بادوام را به دست نیاورده بودند.

گروه دوم با اینکه پولشان را صرف خوشحال کردن دیگران کرده بودند ، با روحیه ای سرشار از خوشحالی برگشتند. به این موضوع در ادیان مختلف اشاره شده است و حتی برخی مذهبیان آیین مسیحیت معتقدند :”چیزی که نمی بخشیم، از دست رفته و بیهوده است.”.

حتما بخوانید :   زندگی مالی تان به کدام سو می رود؟

البته در این بحث، به این موضوعات وارد نمی شوم و هیچ چیز را انقدر سفت و سخت توصیه نمی کنم. اما حرف من با شما این است. دفعه بعد که کمی ناراحت بودید، به جای خرید کردن یا غرق کردن خودتان با بستنی، می توانید به دیگران کمک کنید. اگر همه ما عادت کنیم که از راه نوع دوستی، شادی زندگی مان را تامین کنیم، دنیا گلستان خواهد شد؛ چه در بحران باشیم و چه در آرامش باشیم، همه چیز بهتر خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *