چرا میخواهید ثروتمند شوید؟

چرا میخواهید ثروتمند شوید؟

مهم نيست شما چه می خواهيد و منطقتان چه می گوید ٬ این ناخودآگاه و احساس عميق شما نسبت به پول است که حرف آخر را می زند .

قسمت های قبل این سری مقالات را میتوانید به ترتیب در لینک های “ثروتمندی را از اینجا شروع کنید!“، “قوانين مالی بيرونی و درونی“، “طرح کلی یک ذهن موفق“، “چهار گام برای داشتن یک ذهن ثروتمند“، “برای ثروتمند شدن چه چیزهایی لازم است؟“، “هفت الگوی ذهنی مانع کسب پول و ثروت” و “کلید تغییر دادن خود چیست؟” مشاهده کنید.

افراد زیادی سعی می کنند رویکردهای ماليشان دقيقا بر عکس آن چيزی باشد که از پدر ٬ مادر یا هر دو آنها به یاد دارند زیرا رویکردهای مالی آنها را مسبب محدودیت ها و شکست هایشان می دانند . اما گاه این تغيير رویکرد ٬ با ” خشم ” یا “نفرت نسبت به رفتار پدر و یا مادر همراه است . حسی که این افراد نسبت به پول دارند با آن خشم نهفته ٬ درهم آميخته است . شخصی که پول ٬ در ناخودآگاهش با خشم گره خورده باشد ٬ یا در نگاه داشتن پول به مشکل بر خواهد خورد و یا برای داشتن احساس خوشبختی . اگر انگيزه شما برای رسيدن به پول و موفقيت ٬ ریشه ای چون ترس ( عدم احساس امنيت ) و خشم داشته باشد و یا برای اثبات خودتان باشد ٬ بعيد است بتوانيد با ثروت و موفقيتتان احساس خوشبختی کنيد . و این ٬ نگهداری پول را برای شما سخت خواهد کرد چون حس ترس باعث می شود رویکردها و عملکردهای اشتباهی را برگزینيد که در نهایت می تواند منجر به شکست مالی شود . پس شناسایی حس درونيتان نسبت به ثروت و موفقيت ٬ گام اول در مسير برنامه ریزی مجدد ضمير ناخودآگاه است تا کنون دو گام عملی معرفی شده است :
گام اول : شناسایی الگوی ذهنی هر فرد در رابطه با مسایل مالی و پول .
(هفت الگوی ذهنی مانع کسب پول و ثروت)
گام دوم : شناسایی اینکه مانع ذهنی فرد در ثروتمند و موفق شدن ریشه در کدام یک از احساسات عميق او دارد .
(که این مطلب در ابتدای همین مقاله بیان شد)
شاید بتوان تمام مقالات کسب ثروت را در چند جمله ساده خلاصه نمود اما پيچيدگی کار در تشخيص جزیيات است . تفاوت اصلی ٬ در “دانستن” و “درک کردن” است  . همه تفاوت دریا و اقيانوس را ميدانيم اما اگر ناگهان چشمانتان را باز کنيد و خود را شناور در ميان پهنه وسيعی از آب ببينيد ٬ آیا ميتوانيد بگویيد که در دریا هستيد یا اقيانوس ؟
بسياری از ما مطالعات زیادی در شناخت ذهن و روان و مباحثی از این دست داشته ایم و اصطلاحا خيلی می دانيم اما آیا شناخت و درک ما به همان اندازه دانشمان است؟ دانش و دانستن بخودی خود تغيير چندانی در ما به وجود نمی آورد مگر اینکه به شناخت و ادراک تبدیل شود . می توان غذای یک هفته را در یک روز خورد اما نمیتوان آنرا هضم و جذب نمود .
برای تبدیل “دانش” به “شناخت” و “ادراک ٬ باید آرام پيش رفت و هر قدم را “تجربه” کرد .

حتما بخوانید :   استقلال مالی چیست؟

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “تنها نکته کلیدی برای کسب مهارت” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *