چند نکته کلیدی برای موفقیت در زندگی

چند نکته کلیدی برای موفقیت در زندگی

تدریج رمز موفقیت است

وزنه برداران با وزنه‌های سبک شروع می‌کنند و تدریجاً بر آن می‌افزایند. مربیان با تجربه بوکس برای شاگردان مبتدی ابتدا حریفان آسانی انتخاب می‌کنند و تدریجاً آنها را به جنگ بوکسورهای با تجربه‌تر می‌فرستند. می‌توانیم همین اصول کلی را تقریباً در هر فعالیتی رعایت کنیم. بر این اساس باید با حریفی شروع کنید که امکان پیروزی و موفقیت برای شما فراهم باشد و تدریجاً سراغ حریفان قوی و قوی‌تر بروید.

در حالی که پاولف در بستر مرگ آخرین روزهای عمرش را می‌گذراند از او خواستند در زمینه موفق شدن نصیحتی بکند و جواب او این بود: «اشتیاق و تدریج.»

تدریج رمز موفقیت است

تدریج رمز موفقیت است

گاه بد نیست حتی در زمینه‌هایی که قبلاً مهارت زیادی پیدا کرده‌ایم به عقب برگردیم و کار ساده‌ای را انجام دهیم. این امر، بخصوص در زمینه‌هایی که انسان به سطحی از پیشرفت می‌رسد که تلاش برای پیشرفت بیشتر میسر نیست، بسیار سودمند است. در واقع پس از رسیدن به این مرحله تلاش بی‌وقفه برای برداشتن قدم‌های بعدی، احتمالاً « عادات احساسی» ناراحتی و دشواری را در وجود انسان می‌کارد. در چنین شرایطی وزنه برداران از وزنه‌های خود می‌کاهند و مدتی را به تمرینات سبک می‌گذرانند. بوکسوری که نشانه‌هایی از موفقیت را بروز می‌دهد به جنگ حریفان ساده‌تر می‌رود. آلبرت تانگورا، کسی که سالیان دراز در مسابقات تایپ با ماشین تحریر به مقام نخست دست می‌یافت، به مجردی که به نظر می‌رسید نمی‌تواند بر سرعت کار خود بیافزاید، مدتی را با سرعت آهسته تایپ می‌کرد. فروشنده موفقی را سراغ دارم که از همین روش استفاده می‌کرد. دست از فروش کلان می‌کشید. سراغ خریداران سرسخت نمی‌رفت و به فروش‌های کوچک به مشتریان راحت که از نتیجه کار صد در صد مطمئن بود اکتفا می‌کرد.

تصاویر موفقیت تجربه شده را به جریان بیاندازید

هرکس با رجوع به گذشته خود می‌بیند که موفقیت‌ هایی داشته‌است. لازم نیست که موفقیت‌ های بزرگی باشد، می‌تواند به کم اهمیتی ایستادگی در برابر گردن کلفت مدرسه یا موفقیت و پیروزی در یک مسابقه ورزش داخل دبیرستان یا پیدا کردن دوستان باشد. می‌تواند خاطره فروش کلان و شاید هم موفقیتی تجاری باشد. زمینه موفقیت نیست که اهمیت دارد، آنچه مهم است احساس موفقیتی است که در اثر موفقیت بدست می‌دهد، مهم موفقیتی است که داشته‌اید، مهم این است که می‌خواستید کاری بکنید و موفق شدید. می‌خواستید به جایی برسید و رسیدید، مهم احساس موفقیت کردن است.

تصاویر موفقیت تجربه شده را به جریان بیاندازید

تصاویر موفقیت تجربه شده را به جریان بیاندازید

به حافظه‌تان رجوع کنید، تجربه‌های موفقیت گذشته را در یاد زنده نمائید. در تصور، تصور موفقیت را با تمام جزئیاتش احیاء کنید. در چشم ذهن تنها به سخنرانی، معامله بازرگانی، مسابقه ورزشی و یا هر آنچه محصول موفقیت بود اکتفا نکیند. چه صدایی بود؟ هوا چگونه بود، سرد بود یا گرم و …
هرچه جزئیات بیشتری را به یاد آورید بهتر است. اگر جزئیات موفقیت را در ذهن زنده کردید خواهید دید که احساس موفقیت گذشته را دوباره لمس می‌کنید. بخصوص سعی کنید احساس زمان موفقیت را به یاد آورید. اگر بتوانید احساسات گذشته را به یاد آورید، طعم شیرین موفقیت را دوباره احساس خواهید کرد. اعتماد به نفس دوباره پیدا می‌کنید، زیرا اعتماد به نفس حاصل خاطرات موفقیت‌ های گذشته‌است. حال، بعد از بیدار کردن این احساس موفقیت عمومی، یاد فروش مهم، کنفرانس سخنرانی، معامله تجاری، مسابقه ورزشی و هر چیزی که می‌خواهید فعلاً در آن موفق شوید بیفتید. از تصور خلاق خود استفاده کنید. اگر موفق شده بودید چه حالتی داشتید احساس لذت موفقیت را در ذهن تصویر کنید.

نگرانی مثبت و سازنده

ذهن را متوجه موفقیتی بی‌چون و چرا کنید. به خودتان فشار نیاورید، ذهن خود را بی‌مورد خسته نکیند. صرفاً کاری کنید که اگر نگران یک هدف مثبت و نتیجه مطلوب بودید می‌کردید. نگرانی برای هدف منفی و نتیجه نامطلوب، نگرانی خوبی نیست. موفقیت صددرصد لازم نیست. برای شروع این خیلی زیاد است. از تدریج غافل نشوید. درباره نتیجه مطلوب، به همان نگرانی از نوع نگرانی برای آینده اکتفا کنید. اینطوری نتیجه را نامطلوب نمی‌بینید. به تدریج شروع می‌کنید.

کارتان معمولاً با «فرض» همراه است. در ذهن فرض می‌کنید که چنین و چنان می‌شود . این را چندین بار تکرار می‌کنید. با آن بازی می‌کنید. بعد نوبت به احتمال بروز حادثه می‌رسد. می‌گوئید: «خب ممکن است چنین اتفاقی بیفتد.» بعد نوبت به تصور ذهنی می‌رسد. همه احتمالات منفی را در نظر می‌گیرید و آن را چند بار مرور می‌کنید. از جزئیات هم نمی‌گذرید تا این که تصویر شکل واقعی تری می‌گیرد احساساتتان بر همین اساس شکل می‌گیرد. انگار نتیجه خیالی حاصل شده‌ است و ترس و اضطراب وجودتان را پر می‌کند.

امید و شجاعت خود را زیاد کنید

ایمان و شجاعت هم به همین شکل زیاد می‌شود. تنها هدف‌ ها فرق می‌کنند. اگر قرار است نگران باشید چرا نگرانی سازنده نباشد. مطلوب‌ترین نتیجه ممکنه را در نظر بگیرید، با این فرض شروع کنید. فرض کنید که مطلوب ترین نتیجه ممکنه را به دست آورده‌اید. بعد به خود تلقین کنید که ممکن است واقعا چنین اتفاقی هم بیفتد. البته در این مرحله هنوز نمی‌گوئیم اتفاق خواهد افتاد، می‌گوئیم ممکن است اتفاق بیفتد. فراموش نکنید که امکان رسیدن به این نتیجه خوب و مطلوب وجود دارد. می‌توانید امید و خوشبینی را در ذهن خود بکارید. پس از آنکه نتیجه مطلوب را یک احتمال قطعی تلقی کردید، در ذهن شکل و شمایلش را تصور کنید. تصویر ذهنی نتیجه مطلوب را مرور کنید. از جزئیاتش غافل نشوید. مرور را به دفعات تکرار کنید. وقتی از جزئیات مطلع شدید، وقتی آنرا بارها و بارها تکرار کردید خواهید دید که بار دیگر احساسات مساعد در وجود شما شکل می‌گیرد، انگار نتیجه مطلوب در واقع حاصل شده است. اینطوری احساسات امید، اعتماد به نفس، شجاعت و یا همه این‌ها روی هم «احساس برنده بودن» را لمس می‌کنید.

برای موفقیت با ترس مشورت نکنید

از ژنرال جرج پاتون دلاور جنگ دوم جهانی پرسیدند که آیا هرگز اتفاق افتاد که قبل از نبرد هراس به دل راه دهد. پاتون جواب داد: «بله بارها قبل از شروع نبرد و گاه در میان آن ترس وجودم را می‌گرفت.» و بعد اضافه کرد: «اما هرگز با ترس به مشورت ننشستم.»

حتما بخوانید :   هفت الگوی ذهنی مانع کسب پول و ثروت

اگر شما هم، مثل خیلی‌ها، گاه قبل از انجام کارهای مهم احساس منفی شکست، یعنی ترس و نگرانی را به دل راه می‌دهید، آن را به حساب نشانه شکست نگذارید، بدین معنی نیست که حتماً شکست خواهید خورد. همه چیز بستگی به این دارد که شما چه واکنشی نشان می‌دهید. اگر به آن گوش دادید و فرمانش را اطاعات کردید، احتمالاً نتیجه خوبی عاید شما نخواهد شد. اما لزوماً نباید اینطور باشد. قبل از هر چیز، توجه به این مطلب مهم است که احساسات شکست، ترس، نگرانی، نداشتن اعتماد به نفس ملکوتی نیست. در ستاره‌ها نوشته نشده، مقدس نیست. سرنوشت مقدر شده هم نیست. چیزی نیست که از قبل درباره‌اش حکم داده باشد بلکه ناشی از ذهن خود شماست. تنها نشانه طرز نگرش ذهن شماست. عوامل بیرونی دخالتی ندارند. معنایش این است که توانائی‌های خود را کمتر از آنچه دارید برآورد می‌کنید و در عوض مشکل را بزرگ می‌کنید و بجای اینکه خاطره خوش موفقیت‌ های گذشته را در ذهن زنده کنید، خاطره شکست‌ ها را به یاد می‌آورید. جز این معنایی ندارد. با حقیقت حوادث آینده کاری ندارد. تنها نشانه طرز نگرش ذهن شما درباره حوادث آینده است. حالا، به خود شما مربوط است که این احساسات منفی شکست را قبول یا رد کنید. مطیع آن شوید و با آن مشورت کنید و یا نصیحتش را نادیده بگیرید و به پیش بروید از آن گذشته در موقعیتی هستید که از آن به سود خود استفاده کنید.

برای موفقیت باید با احساسات منفی برخورد کنید

اگر با احساسات منفی پویا و مثبت برخورد کنید توانائی‌تان بیشتر می‌شود. اگر با مشکل و عامل تهدید کننده به‌طور انفعالی روبرو نشویم و با آن برخورد فعال کنیم نیروی بیشتری را در وجود خود بیدار می‌کنیم. اندازه معینی از هیجان، به شرط آنکه درست تفسیر شود و به‌طور مناسب مورد استفاده قرار گیرد، نه تنها نتیجه کار را خراب نمی‌کند، بلکه به بهتر شدن نتیجه هم منتهی می‌شود. همه چیز به فرد و طرز نگرش او بستگی دارد بستگی به این دارد که از احساسات منفی، به شکل دارایی استفاده می‌کند یا آن را به حساب بدهکاری‌ ها می‌گذارد.

برای موفقیت باید با احساسات منفی برخورد کنید

برای موفقیت باید با احساسات منفی برخورد کنید

نمونه بارز مورد تجربه دکتر جی‌بی راین رئیس آزمایشگاه پارا روانشناسی دانشگاه دوک است. دکتر راین می‌گوید معمولاً تلقینات منفی، اختلال حواس و ناباوری‌ها روی امتیاز بیماری که در معرض تست روانشناسی قرار گرفته، اثر منفی می‌گذارید. درحالیکه تمجید و تشویق تقریباً همیشه به گرفتن امتیاز بیشتر کمک می‌کند. مایوس کردن و القائات منفی بلافاصله و به مقدار زیاد روی نتیجه آزمون اثر منفی می‌گذارد. اما گاه شخص در معرض آزمون، تحت تأثیر القائات منفی، حتی بهتر هم عمل می‌کند و امتیاز بیشتری می‌گیرد. نمونه‌اش شخصی به نام پیرس بود که امتیازات بسیار خوبی گرفته بود. دکتر راین تصمیم گرفت امتیازات او را باز هم بالا برد. بدین منظور، هنگام پاسخ دادن به هر سوال به او می‌گفتند که شرط می‌بندند که او جواب بعدی را درست نخواهد داد. این تلقین نه تنها روی پیرس اثر بدی نگذاشت، بلکه او را چنان برانگیخت که به تمامی پرسش‌ها جواب درست داد. لیلیان نه ساله، وقتی نگران نتیجه کار نبود، از حد متوسط امتیاز بیشتری می‌گرفت. در مرحله بعد، باید در معرض فشار جزئی در آزمایش شرکت می‌کرد، به او گفتند که اگر به همه سوالات جواب درست بدهد، پنجاه سنت دریافت خواهد کرد. هنگام جواب دادن به تست، لبهایش تکان می‌خورد، مثل این بود که دارد با خودش صحبت می‌کند در پایان آزمون معلوم شد که به همه سوالات پاسخ درست داده‌ است. وقتی از او پرسیدند که با خودش چه می‌گفت جواب داد در تمام مدت آرزو می‌کردم بیست و پنج سنت نصیبم شود.

روحیه منفی ، مانع موفقیت

خیلی‌ها با یک جمله « از عهده این کار بر نمی‌آیی» دیگران خودشان را می‌بازند و صحنه را خالی می‌کنند، برعکس کسانی هم هستند که با شنیدن همین جمله، با اراده‌تر از همیشه، مصمم به انجام کاری می‌شوند. یکی از همکاران هنری جی کیزر می‌گوید: «اگر نمی‌خواهید هنری کار بکند بهتر است به او نگوئید که نمی‌تواند آن کار را انجام دهد. نگوئید این کار عملی نیست، زیرا در اینصورت حتماً آن کار را انجام خواهد داد.» لزومی ندارد که منفی بافی همیشه از ناحیه دیگران باشد. با نظر منفی خودمان هم می‌توانیم به همین شکل برخورد کنیم و از شرش خلاص شویم.

با خوبی بر بدی پیروز شوید

با قدرت اراده مستقیم نمی‌توان کنترل احساس را در اختیار گرفت. احساس مثل شیر آب نیست که بتوان هر وقت اراده کردیم آن را ببندیم و باز کنیم. اما اگر نمی‌توانیم آن را تحت فرمان خود بگیریم، بهتر است با آن سر ملاطفت باز کنیم. اگر به‌طور ارادی و مستقیماً مهار شدنی نیست، می‌توان غیرمستقیم اختیارش را به دست گرفت.

احساس بد با تلاش آگاهانه، یا قدرت اراده، برطرف شدنی نیست. باید با احساس دیگری به جنگش رفت . اگر نمی‌توان با حمله رودررو احساس منفی را از صحنه وجود بیرون کرد، می‌توان جایش را با احساس مثبت عوض کرد و به هدف رسید. هرگاه دیدیم که احساس نامطلوبی را تجربه می‌کنیم، چه بهتر که روی احساس نامطلوب تمرکز نکنیم. فکر بیرون راندنش هم بی‌مورد است. به جای اینکار چه بهتر که فوراً سراغ تصور مثبت برویم. ذهنمان را با خاطرات و تصاویر مطلوب و مثبت پر کنیم. اینطور احساسات منفی از بین می‌روند خیلی راحت محو و بخار می‌شوند. با رجوع به تصاویر جدید، احساس تازه‌ای موافق حال شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر همه حواس متوجه بیرون راندن و حمله مستقیم به افکار نگران باشد، لزوماً باید روی جنبه‌های منفی متمرکز شویم و حتی اگر بتوانیم اندیشه نگران را از وجود بیرون بریزیم، چه بسا اندیشه منفی جدیدی، بدتر از اولی جایش را بگیرد زیرا جو ذهنی گذشته هنوز منفی است.

حتما بخوانید :   چگونه ظرفیت خود را برای ثروتمند شدن بالا ببریم؟

روش جایگزین برای درمان نگرانی

دکتر ماتیو چاپل روانشناس هم در کتاب «چگونه نگرانی را مهار کنیم» دقیقاً به همین روش اشاره کرده‌است. دکتر چاپل می‌گوید برای آن نگران هستیم که نگرانی را تمرین می‌کنیم، آنقدر آن را تمرین می‌کنیم که متخصص در امور نگرانی می‌شویم . از روی عادت، تصاویر منفی گذشته را در خیال زنده می‌کنیم و آن را به آینده انتقال می‌دهیم. تنشی تولید می‌شود. اینجاست که نگران تصمیم می‌گیرد که نگرانی دیگر بس است و تازه می‌بینید که گرفتار دایره بسته‌ای شده‌است. از یک‌سو هر جد و جهدی در این مورد بر شدت تنش می‌افزاید و از سوی دیگر، تنش جو نگرانی را تشدید می‌کند. به اعتقاد دکتر چاپل، بهترین راه رفع نگرانی این است که به محض احساس نگرانی تصاویر ذهنی دلنشین را جای تصاویر نگرانی قرار دهید. خاطره خوشی را به یاد آورید، به یاد آینده نوید بخش بیفتید، مطمئن باشید که نگرانی با این تدبیر شما از بین می‌رود، نگرانی محرک ضد نگرانی می‌شود. به اعتقاد دکتر چاپل، وظیفه شخص نگران این نیست که به منبع خصوصی از ناراحتی غلبه کند، وظیفه او این است که عادات ذهنی خود را تغییر دهد. تا زمانی که ذهن را در دنده انفعالی و ناکامی گذاشته‌اید، مادام که با طرز تلقی « امیدوارم اتفاقی نیفتد» به جنگ ناراحتی می‌روید، همیشه موردی برای نگرانی خواهید داشت.

انتخاب با شماست

در خود انبار ذهنی وسیعی از تجارب و احساسات گذشته، از موفقیت گرفته تا شکست ذخیره دارید. بخش خاکستری مغز شما، شبیه نوار کاستی این تجارب و احساسات را ثبت کرده‌است. حوادث اعم از خوب و بد، هر دو ثبت شده‌اند. هر دو حقیقت دارند، هرکدام به‌ اندازه دیگری واقعیت دارد. انتخاب با شماست که کدام را برای پخش مجدد انتخاب کنید.

نکته علمی جالب دیگر، در این زمینه این است که درست همانطور که می‌توان نوار ضبط شده را تغییر داد، و مثلاً روی صدای قدیمی صدای جدیدی ضبط کرد، تجربه و احساس ضبط شده در بخش خاکستری مغز هم قابل اصلاح است، می‌توان آن را تغییر داد. دکتر اکلز و دکتر سرینگتون معتقدند، تجربه و احساس ثبت شده در بخش خاکستری رنگ مغز انسان، هربار که آن را در ذهن مجسم کنیم، کمی تغییر می‌کند و تا حدودی تحت تأثیر روحیه، تفکر و طرز نگرش فعلی ما قرار می‌گیرد. در عین حال هر سلول عصبی ممکن است بخشی از شاید یکصد تصویر جداگانه و مجزا شود. نورون موجود در نوار (آناگرام) اولیه، که بخشی از آن بوده، برخی از خصوصیات نوارهای بعدی را که به عضویتش در می‌آید می‌گیرد و با این کار نوار اولیه را تا حدودی تغییر می‌دهد.

این امر نه تنها جالب توجه، بلکه مایه امیدواری است. می‌توان باور کرد که برخلاف نظر روانشناسان سال‌های قبل، تجارب ناخوشایند دوران کودکی، لزوماً تا ابد ماندگار نیستند. حالا می‌دانیم که نه تنها گذشته برحال تأثیر می‌گذارد، بلکه حال هم بر گذشته اثر می‌کند. به عبارت دیگر محکوم به گذشته نیستیم. اگر از گذشته و از دوران کودکی تجارب ناخوشایندی داریم، بدین معنا نیست که باید همه عمر با آن بسازیم. بدین معنا نیست که تجارب ناخوشایند گذشته تغییر ناپذیرند. اندیشه فعلی ما، عادت ذهنی امروز ما، آن طرز تلقی که از تجارب گذشته داریم و آنچه از آینده برداشت می‌کنیم، همه و همه روی تجارب ضبط شده قدیم تأثیر دارند. گذشته را می‌توان تغییر داد، اصلاحش کرد، جایش را با اندیشه نو عوض کرد.

ضبط‌های قدیمی را می‌توان تغییر داد

نکته جالب توجه دیگر این است که هرچه یک نوار فعال‌تر شود، هر چه بیشتر به ذهن بیاید، قوی‌تر و موثرتر می‌شود. اکلز و شرینگتون معتقدند که مداومت نوارها ناشی از کارآیی بخش اتصال تاثیرات عصبی است و کارآیی این یکی هم بستگی به میزان استفاده از آن دارد. هرچه از آن بیشتر استفاده کنیم کارائی‌اش بیشتر و هرچه کمتر استفاده کنیم کارائی‌اش کمتر می‌شود. دراینجا، بار دیگر با رجوع به یافته‌های عملی می‌توانیم تجارب ناخوشایند گذشته را فراموش کنیم و روی خوشایندها متمرکز شویم. با این کار نوارهای ثبت شده مرتبط با خوشبختی و موفقیت را تقویت و نوارهای ثبتی مرتبط با بدبختی و ناکامی را تضعیف می‌کنیم.

ضبط‌های قدیمی را می‌توان تغییر داد - موفقیت

ضبط‌های قدیمی را می‌توان تغییر داد – موفقیت

این‌ها که می‌گوئیم ساخته و پرداخته تصورات بی‌اساس و خیال پردازی نیست. ثابت می‌کند که انسان می‌تواند به جنگ گذشته‌ها برود و برای آینده برنامه‌ ریزی کند. ثابت می‌کند که انسان اسیر تجربیات گذشته نیست. اما مسئولیت جدیدی بر دوش شما گذاشته می‌شود. دیگر حق ندارید با سرزنش والدین، جامعه، تجارب سال‌های نخست زندگی و بی‌عدالتی که در حقتان شده، موفقیت امروزتان را توجیه کنید. این‌ها نشان می‌دهند که برشما چه گذشته است. اما اینکه از اینجا به کجا می‌روید مسئولیت خود شماست. انتخاب کننده خود شما هستید. می‌توانید نوار قدیمی را بارها و بارها گوش دهید، بی‌عدالتی‌های گذشته را زنده نگهدارید خود را به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش کنیدکه این‌ها همه تصاویر شکست و احساسات ناکامی گذشته را زنده نگه می‌دارند تا برحال و آینده‌تان حکومت کند. و یا اگر انتخاب کردید، می‌توانید نوار جدیدی در دستگاه پخش بگذارید و تصاویر موفقیت و آن احساس برنده بودن را فعال کنید تا زندگی امروزتان را بهتر کند و نوید زندگی امیدبخشی از آینده را فراهم آورد.

وقتی دستگاه ضبط صوت آهنگ مورد علاقه شما را پخش نمی‌کند، با آن خشونت کردن بی‌مورد است. برای شنیدن آهنگ موردنظر، زور کارگر نمی‌افتد، ضبط صوت را به زمین کوبیدن احمقانه است. تغییر موسیقی ضبط شده هم بی‌فایده است. اگر از نوار خوشتان نیامد، خیلی راحت می‌توانید نوار را عوض کنید. در برخورد با موسیقی که از دستگاه ضبط صوت درون به‌گوش می‌رسد هم همین کار را بکنید. تا زمانی که تصویر ذهنی خود را عوض نکرده‌اید، هرکاری بکنید بی‌فایده است. به جای هر کاری نوار ذهن را عوض کنید، نوار جدیدی به جایش بگذارید، تصویر ذهنی خود را تغییر دهید، احساس شما آنطور که می‌خواهید عمل می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *