آیا تغییر دنیای اطرافمان به علت تغییر ذهن ماست؟

آیا تغییر دنیای اطرافمان به علت تغییر ذهن ماست؟

به ندرت آنچه امروز وجود دارد در صد سال آینده وجود خواهد داشت. در قلمرو حیوانات شاهد همین قانون تغییر هستیم. میلیونها حیوان می آیند و می روند، طول عمر اغلبشان از چند سال تجاوز نمی کند. در بخش اعظم دنیای نباتات تغییر از این هم سریعتر است؛ بسیاری از گیاهان و تقریباً تمامی علفها در یک سال می آیند و می روند. برای بررسی منشا این تغییرات در ادامه با وبسایت خودباور همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” ،”3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!“، “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” ، “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟“، “قانون جذب و عصر قدرتمندی انسان!“، “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!“، “آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟“، “ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟“، “قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟“، “چگونه می توانیم اندیشه خود را کنترل کنیم؟“، “جادوی ذهن متمرکز” و “قدرت بی انتها چگونه از طریق قانون جذب متجلی میشود؟” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه  مقاله “قدرت بی انتها چگونه از طریق قانون جذب متجلی میشود؟” را مشاهده کنید.

خلاصه

  • حیات فردی با توجه به درجه هوش و فراستی که متجلی می شود اندازه گیری می گردد.
  • قانونی که بر اساس آن فرد می تواند سایر فراست ها را کنترل کند با در نظر گرفتن ضمیر به عنوان تفرد خرد کیهانی امکان پذیر می گردد.
  • قدرت خلاق در عالم هستی منشأ می گیرد.
  • عالم هستی از طریق فرد اشیاء را خلق می کند.
  • پیوند میان فرد و عالم هستی از طریق اندیشه صورت می گیرد.
  • اصلی که بر اساس آن ابزار وجود شکل معلول می گیرد قانون عشق است که از طریق قانون رشد صورت خارجی پیدا می کند.
  • قانون رشد بستگی به اقدام متقابل دارد. ما آنچه را می دهیم می گیریم.
  • ما با ذهن خود اندیشه می دهیم و اندیشه می گیریم.

 

ماده تغییر می کند

ترس شکل قدرتمندی از اندیشه است. ترسمراکز عصبی و سیستم عضلانی را فلج می کند، روی جریان خون تأثیر می گذارد. اینگونه ترسبر تمام بدن، مغز و سیستم اعصاب تأثیر می گذارد.
البته برای غلبه بر ترسباید از قدرت آگاه بود. اما این نیروی حیاتی که آن را قدرت می نامیم چیست؟
نمی دانیم، با این احتساب الکتریسیته را هم نمی شناسیم. تنها چیزی که می دانیم این است که با سازگار شدن با آنچه بر الکتریسیته حاکمیت دارد، آن را در خدمت خود می گیریم. خانه ها و شهرهایمان را روشن می کند، دستگاههایمان را به حرکت در می آورد و در زمینه های بسیاری به ما خدمت می کند.
این مطلبی است که درباره نیروی حیاتی هم صدق می کند. با آنکه از این نیرو اطلاعی نداریم و ممکن است هرگز آن را نشناسیم، می دانیم که در بدنهای زنده انرژی وجود دارد و اینکه با گردن نهادن به قوانین و اصولی که بر آن حاکمیت دارد می توانیم دریچه های وجود خود را به روی انرژی بیشتری بگشاییم و به اثر بخشی ذهنی بالاتری دست پیدا کنیم.
در این درس درباره روشی ساده برای افزایش این نیروی حیاتی بحث می کنیم. اگر اطلاعاتی را که به دست می آورید مورد استفاده قرار دهید، بزودی احساس قدرتی در شما ایجاد می شود که همیشه مشخصه نوابغ بوده است.

حتما بخوانید :   چرا میخواهید ثروتمند شوید؟

 

علت غایی

جستجو برای رسیدن به حقیقت ماجرایی بی هدف نیست، بلکه فرایندی منظم و آهنگین است که حالتی منطقی دارد.
ما با جستجو کردن حقیقت دنبال علت غایی می گردیم. ما می دانیم که هر تجربه انسانی یک معلول است. بنابراین اگر علت را مشخص کنیم و بدانیم این علت را می توانیم کنترل نماییم، معلول یعنی تجربه نیز در کنترل ما خواهد بود.
بنابراین تجربه انسانی دیگر تابع تقدیر و سرنوشت نخواهد بود. مهم این خواهد بود که می خواهیم به کجا برسیم. تقدیر و بخت و اقبال همانطور که ناخدا کشتی را کنترل می کند در کنترل ما قرار می گیرد. در دنیای فیزیکی، تمایزات پرشماری میان این چیزها وجود دارد. ما قطب شمال و قطب جنوب داریم، درون و بیرون داریم، دیده شدنیها و دیده ناشدنیها داریم. این دوگانگی ها عناصر مجزایی نیستند، بلکه دو جزء یا دو جنبه از یک کل هستند.
در دنیای ذهنی هم با همین قانون رو به رو هستیم. ما درباره دانش و جهل صحبت می کنیم اما جهل به معنای نبود دانش است.
در دنیای اخلاقیات هم با همین قانون رو به رو هستیم. ما درباره خیر و شر حرف می زنیم. اما خیر و خوب یک واقعیت است، ملموس است. اما شر شرایطی منفی است، نبود خیر است. شر اصل و اساس ندارد، حیات ندارد. این را می دانیم زیرا همیشه خیر می تواند شر را نابود کند. از این رو وقتی خیر از راه می رسد، شر از در بیرون می رود.
همین قانون در دنیای معنوی هم وجود دارد. ما درباره ذهن و ماده به عنوان دو عنصر مجزا صحبت می کنیم. اما اگر درست فکر کنیم، می بینیم تنها یک اصل وجود دارد و آن اصل ذهن است. ماده پیوسته در حال تغییر است. ذهن حقیقی و جاودانه است.

 

آیا تغییر دنیای اطرافمان به علت تغییر ذهن ماست؟

آیا تغییر دنیای اطرافمان به علت تغییر ذهن ماست؟

ماده و انرژی

اگر در شهر بزرگی بایستیم و به ساختمان های عالی و با شکوه که نشانه های تمدن مدرن هستند نگاه کنیم، می بینیم حتی یکی از آنها در یک قرن قبل وجود نداشتند. و اگر بتوانیم یکصد سال دیگر در همین زمان و در همین نقطه باشیم، با احتمال زیاد خواهیم دید به ندرت آنچه امروز وجود دارد آن روز وجود خواهد داشت. در قلمرو حیوانات شاهد همین قانون تغییر هستیم. میلیونها حیوان می آیند و می روند، طول عمر اغلبشان از چند سال تجاوز نمی کند. در بخش اعظم دنیای نباتات تغییر از این هم سریعتر است؛ بسیاری از گیاهان و تقریباً تمامی علفها در یک سال می آیند و می روند.
ما در حضور تغییرات پیوسته به سر می بریم و می دانیم که این تغییر تکامل خرد کیهانی است، فرایند بزرگ و با شکوهی که از طریق آن همه چیز پیوسته خلق می شود. از این رو به این نتیجه می رسیم که ماده در نهایت شکلی است که ذهن پیدا می کند و بنابراین شرایطی از ذهن است. پس ماده اصلی ندارد، ذهن تنها اصل موجود است.
ما به این نتیجه رسیده ایم که ذهن تنها اصلی است که در دنیای معنوی، اخلاقی، ذهنی و فیزیکی حاکمیت دارد. ما در ضمن می دانیم که این ذهن ایستاست و توانایی ما در کار اندیشیدن سبب می شود که ذهن حالت پویا پیدا کند.
اما انسان بدون سوختی که در اثر خوردن حاصل می شود نمی تواند فکر کند و از این رو به این نتیجه می رسیم که حتی یک فعالیت معنوی مانند فکر کردن نمی تواند به منابع لذت و سود تبدیل شود، مگر با استفاده از آنچه ماده است. به نوعی انرژی احتیاج دارد تا الکتریسیته را جمع کند و آن را به نیرویی پویا تبدیل نماید. به تابش خورشید احتیاج دارد که انرژی لازم را برای حفظ حیات گیاه تبدیل نماید. در ضمن به انرژی احتیاج دارد تا به
فرد امکان دهد بیندیشد و بر اساس خرد کیهانی عمل کند.
چه بدانید یا ندانید که اندیشه پیوسته و به شکلی ازلی و جاودانه شکل می گیرد، این حقیقت همچنان باقیست که اگر اندیشه شما قدرتمند، سازنده و مثبت باشد، خود را در شرایط تحسین برانگیز سلامتی، تجارت و محیط زندگی شما نشان می دهد. اگر اندیشه شما ضعیف، انتقاد آمیز، مخرب و منفی باشد، در بدن شما به شکل ترس، نگرانی و عصبیت خودش را نشان می دهد و در امور مالی تان کمبود و محدودیت را به نمایش می گذارد.
همه اشیاء اشکال خاص و درجاتی از قدرت را به نمایش می گذارند. علم و اطلاع درباره علت ومعلول که از طریق قوانین حاکم بر بخار، الکتریسیته، شیمی و جاذبه به نمایش گذاشته می شود، به مردم امکان می دهد که شجاعانه برنامه ریزی کنند و بی محابا دست به عمل و اجرا بزنند.
این ها قوانین طبیعی هستند زیرا حاکم بر دنیای فیزیکی می باشند. اما قدرت همه اش قدرت فیزیکی نیست، قدرت ذهنی هم وجود دارد. قدرت معنوی و اخلاقی هم وجود دارد.
مگر غیر از این است که مدارس و دانشگاههای ما مکانهایی برای قدرت ذهنی هستند، مکانهایی هستند که قدرت ذهنی در آن رشد و توسعه پیدا می کند؟ از آنجایی که در کارخانه های بزرگ نیروگاهها انرژی لازم برای حرکت را تولید می کنند تا مواد تبدیل به اشیایی برای راحتی زندگی شود، نیروگاه ذهنی مواد خام را جمع آوری می کند و آن را به نیرویی تبدیل می سازد که بی نهایت از نیروهای طبیعت قوی تر است.
این مواد خامی که در این هزاران نیروگاه ذهنی در سرتاسر جهان جمع آوری می شوند تا تبدیل به قدرتی شوند که هر نیروی دیگری را کنترل کنند کدامند؟ به شکلی ایستا این همان ذهن است و به شکلی پویا اندیشه است.
قدرت اندیشه برتر است زیرا در سطح بالاتری قرار دارد و برای اینکه به انسان امکان داده که این قانون را کشف کند تا این نیروهای قدرتمند طبیعت را بتوان مهار کرد و به طوری که در خدمت صدها هزار نفر در آید. این قدرت اندیشه به انسان امکان داده است تا قوانینی را کشف کند که اثرات زمان و فضا را از بین ببرد و بر قانون جاذبه غلبه پیدا کند.
اندیشه نیرویی حیاتی یا انرژی است که از نیم قرن گذشته دنیایی را ایجاد کرده است که برای کسی که 75 سال یا 100 سال قبل زندگی می کرد تصورش هم غیر ممکن می باشد. اگر این نتایج با سازماندهی این نیروگاههای ذهنی در مدت 75 سال ایجاد شده است، در 50 سال آینده انتظار چه تحولی را باید داشته باشیم؟
ماده ای که از آن همه چیز خلق می شود کیفیتی بی انتها دارد. ما می دانیم که نور با سرعت 186.000 مایل در ثانیه حرکت می کند. ما می دانیم که بعضی از ستاره ها به قدری از ما دور هستند که میلیاردها سال وقت می گیرد تا نور آنها به ما برسد. ما می دانیم که این نورها در تمام نقاط عالم هستی وجود دارند.
اما چگونه این نیرو به صورت شکل تجلی پیدا می کند؟ برق یا الکتریسیته را در نظر بگیرید: ما قطبهای مخالف روی و مس را در باطری به هم متصل می کنیم تا یک جریان الکتریکی ایجاد کنیم که از یک قطب به قطب دیگر انتقال یابد.
همین فرایند در هر جایی که قطبهایی وجود داشته باشند وجود دارد و اگر بخواهیم شکل صورت خارجی پیدا کردن را تغییر دهیم، باید شکل قطبیت و تضاد را تغییر دهیم. این همان کاربرد اصل علیت است.

حتما بخوانید :   ذهن و کشف راز کیمیاگری

 

به کار بردن اصل

برای تمرین در این مطلب:

  1.  روی صندلی خود بنشینید.
  2.  تمرکز کنید. به قدری در اندیشه خود فرو بروید که از چیز دیگری آگاه نباشید. همه روزه چند دقیقه ای این کار را بکنید. شما برای تغذیه و تقویت بدنتان وقت صرف خوردن می کنید، چرا این کار را در مورد ذهن خود انجام ندهید؟
  3.  به این حقیقت فکر کنید که وضع ظاهر فریبنده است.

زمین صاف و مسطح نیست. ایستا و ساکن هم نیست. خورشید حرکت نمی کند، ستاره ها نقطه کوچک نور نیستند. و ماده که زمانی تصور می شد ثابت است، پیوسته در حرکت می باشد.
اندیشه در سکوت زورمندترین عامل در امور انسانی است.
-ویلیام الری چانینگ

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *