ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟

ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟

ذهن ناهشیار وسیله پیوند دهنده میان خرد کیهانی و ذهن هشیار است. اما چه تفاوتی میان قدرت ذهن ناهشیار و خرد کیهانی وجود دارد؟ در ادامه این مقاله با تیم خودباور همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” ،”3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!“، “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” ، “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟“، “قانون جذب و عصر قدرتمندی انسان!” ، “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!” و “آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه  مقاله “آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟” را مشاهده کنید.

خلاصه

  •  روشی که فیلسوفان طبیعی ( واژه قدیمی برای دانشمندان ) از آن برای به کار بردن دانش خود استفاده می کنند از طریق روش علمی بیکن است.
  •  وقتی به حقیقت پی می بریم می توانیم مطمئن باشیم که این نتیجه علت مشخص است و این که علت با دقت فراوان عمل می کند.
  •  واقعیاتی که با مشاهدات روزانه زندگی تأیید نمی شوند برای تبیین اصول جدید از اهمیت فراوان برخوردارند. بسیاری از قوانین طبیعت با تعمیم دادن واقعیاتی به دست آمده اند که کمیاب، نادر و یا عجیب هستند.
  • می توانیم بخش اعظم پدیده عجیب و توضیح داده نشده در تجربه خود را با اصل قدرت خلاق اندیشه بیان کنیم.
  • موفقیت ما در به کار بردن این اصل بستگی به توجه ما به این حقیقت دارد که طبیعت خلاق اندیشه ما را در تماس با قدرت بی انتها قرار می دهد. نیازی به دانستن این مطلب نداریم که چگونه این ماده قدرتمند مطلق خواسته ما را محقق می سازد.

آشکارسازی

بررسی ما تا به اینجا نشان داده است که این اندیشه فعالیتی معنوی است که سرشار از قدرت خلاق است. این بدان معنا نیست که برخی از افکار خلاق هستند، بلکه همه افکار خلاق هستند. هشیار و ناهشیار دو مرحله عمل در یک ذهن واحد هستند. رابطه ناهشیار با هشیار شبیه رابطه میان بادنما و جو است. درست به همان شکل که جو روی بادنما اثر می گذارد، اندیشه ناشی از ذهن هشیار در ذهن ناهشیار ما تأثیر می گذارد. و همانطور که بادنما به میزان و جهت فشار هوا واکنش نشان می دهد، ذهن ناهشیار نیز دقیقاٌ به همان نسبت به عمق احساس و شدت اندیشه واکنش نشان می دهد.

 

قدرت انکار

این اصل در جهت منفی هم می تواند کار کند. این کار از طریق فرایند انکار یا نفی کردن صورت می گیرد. اگر امکان شرایط غیر رضایت بخش را نفی کنید، قدرت خلاق اندیشه خود را از این شرایط دور می سازید. آنها را از ریشه می زنید و حیاتشان را قطع می کنید.
به خاطر داشته باشید که قانون رشد حاکم بر همه تجلی ما در دنیای عینی است. بنابراین انکار شرایط غیر رضایت بخش تولید تغییر فوری نمی کند. همانطور که گیاه تا مدتی بعد از آنکه ریشه اش را قطع کرده اند مرئی باقی می ماند و بعد به تدریج پژمرده می شود و ناپدید می گردد، به همین شکل دور شدن اندیشه از شرایط غیر
رضایت بخش به تدریج اما مطمئناً این شرایط را از بین می برد. این مخالفت روشی است که ما به طور عادی در پیش می گیریم و دقیقاً تأثیر برعکس و مخالفت بر جای
می گذارد.
مبدأ و منشأ همه چیزها در ذهن است. بنابراین همه ظواهر نتیجه اندیشه هستند. این بدان معناست که اشیاء و چیزها منشأ یا واقعیتی در خود ندارند. و چون از طریق اندیشه تولید می شوند، می توان با حذف کردن انرژی اندیشه آنها را از بین برد.

حتما بخوانید :   نگاهی به تغییر و ضمیر ناخودآگاه با کمک ان ال پی ( NLP )

ساختار عالم هستی

انرژی کیهانی که منشآ هر حرکت، نور، گرما و رنگ در آن است، محدود نیست. این ماده کیهانی منبع همه قدرتها، فراستها و هوشمندی هاست. برای پی بردن به این فراست باید با کیفیت ذهن آشنا شویم و از طریق آن ماده کیهانی را در امور خود در شرایط هماهنگی قرار دهیم. این چیزی است که اغلب معلمان علوم فیزیکی آن را امتحان نکرده اند. این حوزه کشفی است که هنوز بررسی و تفحص نشده است.
بعضی ها می گویند اگر این اصول حقیقت داشته باشند، چرا ما آنها را به نمایش نمی گذاریم؟ در حالی که اصل اساسی مسلماً درست است، چرا ما به نتایج مطلوب دست پیدا نمی کنیم؟ دست پیدا می کنیم. نتیجه ای به دست می آوریم بستگی به درک مستقیم ما از قانون کیهانی دارد. و نیز بستگی به این دارد که تا چه اندازه آن را به کار می بریم. ما نمی توانستیم از قوانین حاکم بر الکتریسیته استفاده کنیم تا اینکه کسی آمد و قوانین آن را کشف کرد و طرز استفاده از آن را به ما آموخت.
این ما را در رابطه کاملاً جدیدی با محیط قرار می دهد. امکاناتی به رویمان گشوده می شود که قبلاً از آن اطلاع نداشتیم، ذهن خلاق است و اصلی که این قانون بر اساس آن عمل می کند، درست، برحق و در ذات طبیعت چیزهاست. اما این قدرت خلاق نه در اشخاص بلکه از عالم هستی منشأ می گیرد که منبع همه انرژی ها و مواد است. فرد صرفاً کانال توزیع این انرژی است.
ما می دانیم که دانشمندان ماده را به تعداد بسیار زیادی مولکول تجزیه کرده اند. این مولکولها خود از اتمهایی تشکیل یافته اند. اتمها هم به ریز اتمهایی تقسیم می شوند. این ریز اتمها همه فضای را پر کرده اند. اینها همه جا وجود دارند. این ریز اتمها تمام مواد و همه فضای خای را پر کرده اند. بنابراین اینها ماده کیهانی هستند که
همه چیزها از آن تشکیل می شوند.
ریز اتمها برای همیشه در فضا می مانند مگر اینکه به جای هدایت شوند تا آنجا تشکیل اتم و مولکول بدهند. این راهنما همان ذهن است.تعدادی الکترون که بر محور مرکزی از نیرو می گردند یک اتم را ایجاد می کنند. اتمها با نسبت های ریاضی ویژه متحد می شوند تا مولکولها را شکل دهند. مولکولها با هم متحد و یکی می شوند تا
جهان هستی صورت خارجی پیدا کند. سبک تربن اتم شناخته شده هیدروژن است و این 1800 برابر یک الکترون وزن دارد. الکترون یکی از بزرگترین ریز اتمها می باشد. یک اتم جیوه 300.000 بار سنگین تر از الکترون است. الکترونها انرژی صد در صد منفی هستند.

روشی که سرعت نور محاسبه شد بسیار جالب است. در سال 1676 ، ستاره شناس دانمارکی، رومر، در همکاری با کریستین های جفز، با مشاهده کسوف ماههای ژوپیتر توانست سرعت نور را محاسبه کند. وقتی زمین در نزدیکترین فاصله خود با ژوپیتر قرار داشت، کسوف هشت دقیقه و نیم صورت خارجی پیدا کرد که برای محاسبه
خیلی دیر بود. رومر محاسبه کرد که نور به هفده دقیقه زمان احتیاج دارد که از قطر جو زمین بگذرد. این محاسبه تا به امروز تأیید شده است و در نتیجه می دانیم که نور با سرعت 186.000 مایل در ثانیه حرکت می کند.

 

ذهن سلول

ریز اتمها در بدن به شکل اتم، مولکول و سلول تجلی پیدا می کنند. سلولها دارای ذهن و هوش کافی هستند که آناتومی فیزیکی انسان فعالیت کنند. هر بخشی از بدن از سلولهایی ساخته شده است که بعضی مستقلاً عمل می کنند و بعضی دیگر حالت جمعی و ترکیبی دارند. بعضیها بافتها را به وجود می آورند و بعضی دیگر ترشحات
مورد نیاز بدن را شکل می دهند. بعضیها حل کننده مواد هستند، بعضی دیگر حکم یک جراح را دارند که آسیب های دریافتی را ترمیم می کنند. بعضی دیگر مواد زاید را دور می کنند و بعضی دیگر گوش به زنگند تا مهاجمان نامطلوب از خانواده میکروبها را نابود سازند. همه این سلول ها هدف مشترکی دارند. هر کدام یک ارگانیزم زنده هستند که از هوش کافی برخوردارند تا وظایف خود را انجام دهند. هر سلول در ضمن از این توانایی برخوردار است که به زندگی خود تداوم بخشد. هر سلول متولد می شود، خود را باز تولید می کند، می میرد و جذب می شود. حفظ سلامتی و زندگی بستگی به باز تولید این سلولها دارد.
ذهن موجود هر یک از سلولهای بدن، ذهن ناهشیار نام گرفته است. زیرا بدون آگاهی ما عمل می کند تا بدنمان را حفظ نماید. ما در مطالعات خود به این نتیجه رسیده ایم که ذهن ناهشیار تابع اراده ذهن هشیار است.

حتما بخوانید :   آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟

 

ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟

ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟

ذهن ناهشیار و تعمق ها

دنیای عینی به وسیله قدرت غیر قابل رؤیت و ناشناخته ای کنترل می شود و اکثر مردم این قدرت را خدا نامیده اند.

اجاره بدهید این موضوع را پی بگیریم. در پس هر معلولی، علتی وجود دارد. اگر ماجرا را دنبال کنیم، به این نتیجه می رسم که دنیای عینی از اصل خلاق شکل گرفت.
خرد کیهانی که بی انتها و توانمند مطلق است، منابع نامحدودی را در اختیار دارد. و اگر به این موضوع توجه داشته باشیم که این خرد همیشه موجود است و حضور دارد، بدون تردید چنین نتیجه می گیریم که هر یک از ما باید تجلی این ذهن باشد.
شناسایی و درک منابع ذهن ناهشیار تأیید می کند که تنها تفاوت میان ذهن ناهشیار و خرد کیهانی از نوع درجه است. تفاوتش شبیه تفاوت یک قطره آب با اقیانوس است. اما به لحاظ نوع و کیفیت یکی هستند. در حالی که ذهن ناهشیار وسیله پیوند دهنده میان خرد کیهانی و ذهن هشیار است، آیا مشخص نیست که
ذهن هشیار می تواند آگاهانه اندیشه هایی را پیشنهاد کند که ذهن ناهشیار آنها را به عمل درآورد؟ و چون ناهشیار با کائنات یکی و واحد است، آیا ثابت نمی شود که محدودیتی برای فعالیتهای آن نمی توان در نظر گرفت؟
اندیشه تنها واقعیتی است که وجود دارد و شرایط تجلی های بیرونی هستند. وقتی اندیشه تغییر می کند، تمامی شرایط مادی باید تغییر کنند تا با خالق خود که همان اندیشه است در هماهنگی قرار گیرند. اما اندیشه باید روشن، شفاف، ثابت، مشخص و غیر قابل تغییر باشد. نمی توانید یک قدم به جلو و دو قدم به عقب بردارید. به همین شکل نمی توانید انتظار داشته باشید 20 سال یا 30 سال شرایط منفی ایجاد کنید و بعد در مدت 20 دقیقه با درست اندیشی این شرایط منفی را از بین ببرید.
با این حال خیلیها آمادگی ندارند دست به کار شوند و درست بیندیشند و این در حالی است که ثابت شده اندیشه اشتباه تولید شکست و ناکامی کرده است.
اگر دست به اقدام لازم بزنید تا تغییری شدید در زندگی خود ایجاد کنید، باید این کار را به عمد و قصد انجام دهید و بعد هم اجازه ندهید چیزی در تصمیم گیری شما دخالت کند.
این نظم، این تغییر اندیشه، این نگرش ذهنی، نه تنها مواد مورد نیازتان را تأمین می کند، بلکه تولید سلامتی و هماهنگی می نماید. اگر در زندگی خود خواهان شرایط هماهنگ هستید، باید نگرش ذهنی هماهنگ ایجاد کنید.

دنیای بیرون شما بازتاب دنیای درون شماست.

به کار بردن اصل

تمرین شما برای این درس:

  1.  روی هماهنگی متمرکز شوید.
  2. به قدری روی هماهنگی دقیق و متمرکز شوید که جز به هماهنگی به چیزی فکر نکنید.
  3.  به خاطر داشته باشید که ما با انجام دادن یاد می گیریم.

بیاموزید که در را بسته نگاه دارید. اجازه ندهید عنصری را که قصد فایده رساندن به شما را ندارد، به ذهنتان یا دنیایتان وارد شود.
– جورج ماتیو آدامز

 

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *