آیا نگرانی را باور کرده اید؟

آیا نگرانی را باور کرده اید؟

ارزیابی مجدد باور ها

یکی از باور هایتان که علت رفتاری منفی یا طرز فکری است که درباره خود، جهان، یا سایرین دارید انتخاب کنید،

  • آیا فکر می کنید تا موقعیتی برایتان ایجاد می شود، «همیشه اتفاقی می افتد» و آن را از چنگتان در می آورد؟ احتمالاً به ندرت خود را مستحق رسیدن به آن می دانید.
  • آیا با مردم درگیری دارید؟
  • شاید فکر می کنید از آن ها کم ارزش تر هستید و شاید هم به این نتیجه رسیده باشید که سایرین با شما دشمنی دارند و رفتارشان دوستانه نیست.
  • آیا در مواقع به نسبت عادی که اتفاق غیر منتظره ای هم نیفتاده بدون علت نگران می شوید و هول می کنید.
  • شاید تصور می کنید دنیایی که در آن زندگی می کنید پر از دشمنی و خطر است و دوستانه نیست.
  • شاید هم احساس بکنید که «لایق تنبیه» هستید.
ارزیابی مجدد باور ها

ارزیابی مجدد باور ها

فراموش نکنید که رفتار و احساس، هر دو ناشی از باور هستند. برای ریشه کن کردن باوری که باعث احساس و رفتار شماست، از خودتان بپرسید «چرا؟»
کاری هست که دلتان بخواهد بکنید؟
آیا می خواهید در جایی ابراز وجود کنید، اما گرفتار احساس «نه من نمی توانم» بشوید؟
از خودتان بپرسید «چرا؟»
«چرافکر می کنم که نمی توانم»

بعد از خود بپرسید: «آیا دلیل خاصی دارد؟ آیا پیش فرضی دارم؟ آیا نتیجه گیری اشتباه کرده ام؟»

بعد این سوالات را از خود بکنید:

  1. آیا دلیل منطقی برای این باور وجود دارد؟
  2. آیا ممکن است که باور اشتباه باشد؟
  3. آیا در موقعیت مشابه، نسبت به دیگران، هم همین نتیجه گیری را می کنم؟
  4. اگر دلیل موجهی ندارم، چرا می گذارم این عمل و این احساس در وجودم تکرار شود؟

از روی سوالات سرسری نگذرید، با آن ها کشتی بگیرید، روی آن ها عمیقا فکر کنید. درباره شان احساسات به خرج دهید.
آیا متوجه هستید که سر خود کلاه گذاشته اید؟ آیا قبول دارید که بدون دلیل و صرفاً به خاطر یک باور اشتباه خود را ارزان فروخته اید؟
اگر چنین است بگذارید کمی برنجید، اوقاتتان تلخ شود، حتی عصبانی بشوید. رنجیدن و عصبانیت گاهی شما را از باور های اشتباه نجات می دهد.

تجربه این باور ها، آنقدر ها کمیاب و اتفاقی نیست!

یک زارع مسن تعریف می کرد، یک بار سیگارش را منزل جاگذاشته بود. برای برداشتن آن، پیاده راه منزل را که در فاصله سه کیلومتری بود پیش گرفت. در راه به این نتیجه رسیده بود که بی جهت در اثر یک عادت خود را رنج می دهد. عصبانی شد، از رفتن به منزل صرف نظر کرد، به مزرعه برگشت و دیگر لب به سیگار نزد.

حتما بخوانید :   نقش احساس در موفقیت انسان چیست؟

کلارنس دارو ، وکیل مشهور تعریف می کرد موفقیتش روزی شروع شد که به خاطر تهیه ی یک وثیقه دو هزار دلاری برای خرید منزل، آنقدر خشمگین شد که نزدیک بود دیوانه بشود. درست وقتی معامله داشت سر می گرفت زن کسی که قرار بود پول را قرض بدهد گفت: مگر خل شده ای که می خواهی پول قرض بدهی، او هیچوقت آن قدر درآمد نخواهد داشت که پولت را پس بدهد! خود دارو هم نگران بود که نتواند بدهی اش را پرداخت کند، اما وقتی این حرف را شنید «اتفاقی افتاد»، از آن زن و از خود رنجید، و تصمیم گرفت که به موفقیت برسد.

فرد دیگری هم تجربه مشابهی داشت، تاجری بود که در چهل سالگی در کار تجارت شکست خورده و حالا نگران حوادث بود. از خودش نگران بود و به شایستگی اش تردید داشت. به نتیجه فعالیت هایش اطمینان نداشت و می خواست ماشین آلاتی را به طور نسیه خریداری کند. همسر فروشنده چون فکر می کرد که او هرگز از عهده ی پرداخت پول ماشین آلات برنخواهد آمد، با این فروش مخالفت کرده بود. او ناراحت شده بود، چرا باید با او چنین رفتاری می شد، چرا باید همیشه در ترس شکست به سر می برد؟ در نتیجه «شمعی» در درونش روشن شد. «تصویر از خود» جدیدی پیدا کرد که با تصور آن زن و برداشتی که شخصاً از خودش داشت خیلی متفاوت بود.  و نه اعتبار و نه راهی که ماشین آلات را خریداری کند. اما راهی پیدا کرد و ظرف سه سال، به آنچه خوابش را نمی دید رسید نه تنها در آن زمینه ی فعالیت، بلکه در سه کار مختلف همزمان به پیروزی های چشمگیر دست یافت.

قدرت اشتیاق، لازمه تغییر باور

برای آنکه تفکر منطقی بتواند باور و رفتار انسان را تغییر دهد، باید با اشتیاق شدیدی همراه باشد.

حتما بخوانید :   غذا، خواب و ورزش : چرا حتما به هر سه این ها برای موفقیت نیاز دارید؟

در ذهن خود ببینید می خواهید به کجا برسید، دنبال چه هستید و بعد، لحظه ای فرض کنید که خواسته شما عملی شده و به آنچه می خواهید دست یافته اید. اشتیاق عمیقی در خود به وجود بیاورید، عاشق آن ها بشوید، در ذهن مرورشان کنید، با آن ها زندگی کنید.
باورهای منفی حاصل اندیشه و احساس است و اگر بتوانید احساسات و هیجانات عمیقی را درخود به وجود آورید، افکار و اندیشه های جدیدی ایجاد می کنید تا شما را از شر باور های منفی نجات دهند.

قدرت اشتیاق، لازمه تغییر باور

قدرت اشتیاق، لازمه تغییر باور

اگر خوب تحلیل بکنید می بینید که از فرایندی استفاده می کنید که قبلاً هم اغلب از آن استفاده کرده اید،  نگرانی!
تنها تفاوتش این است که جای هدف های منفی را با هدف های مثبت عوض کرده اید. هنگام نگرانی، قبل از هر چیز می ترسید که به هدف نرسید، می ترسید نتیجه کار شما نامطلوب باشد. این باور ها بطور زنده در خیال شما مجسم می شوند. بدون آنکه بخواهید و بدون آن که اراده کرده باشید به «نتیجه نهایی» فکر می کنید و  همیشه در فکر آن هستید.

در اثر این تکرار دائم و برحسب فکری که درباره امکان پذیر بودن هدفتان می کنید، «نتیجه نهایی» به تدریج در نظرتان واقعی تر  می شود. بعد از مدتی، احساسات و هیجانات مناسب، خود به خود به وجود می آیند و این بار به خاطر نتایج نهایی نامطلوب، دچار ترس و نگرانی و دلسردی می شوید.

با آن هدف زندگی کنید و عملی شدنش را در ذهن ببینید و باور کنید

حال اگر «تصویر هدف» را تغییر دهید، به همان آسانی می توانید هیجانات مطلوب را در وجود خود ایجاد کنید. اگر به طور دائم، هدف مطلوب را در ذهن خود تصویر و با آن زندگی کنید، امکان دستیابی به هدف برایتان حقیقی تر می شود و بار دیگر، هیجانات مطلوب اشتیاق، شادابی، دلگرمی و خوشبختی خود به خود ایجاد خواهد شد.

دکتر نایت دان لپ می گوید: «برای ایجاد عادات احساسی مطلوب و از بین بردن عادات احساسی نامطلوب، باید اول با اندیشه و عاداتی که در فکر کردن داریم برخورد کنیم. انسان همان چیزی است که در دل او می گذرد.»

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *