چطور زندگی کنیم؟

چطور زندگی کنیم؟

«اما و اگر» های فاجعه آمیز زندگی

برخی از مردم در دوران نوجوانی به خود میگویند: « اگر مدرسه را پشت سر بگذارم، زندگی شروع میشود.» با پشت سر گذاشتن مدرسه به خود میگویند:« اگر پولدار شوم، زندگی خواهم کرد.» نوجوان آن زمان ازدواج میکند، خانه ای میسازد و صاحب فرزندانی میشود؛ اما همچنان به خود میگوید:« زمانی که پول خانه را بپردازم و فرزندانم بزرگ شوند، زندگی شروع میشود.»  سرانجام روزی فرا میرسد که پول خانه پرداخت شده است، بچه ها بزرگ شده و به سراغ زندگی خود رفته اند و او درمیابد که پیر و فرتوت شده و زندگی را پشت سر گذاشته است. آنچه که او همیشه قصد پشت سر گذاشتنش را داشت.همان زندگی بوده است! افکار او تحقق یافته است و او زندگی را پشت سر گذاشته است بی آن که زندگی کرده باشد. شما نیز مراقب باشید که حال و روزی مشابه این گونه کسان نداشته باشید. به آن بیندیشید که:« ما امروز، اینجا و اکنون زندگی میکنیم.»

غلط فکر کردن یکی از عادات خوشایند بسیاری از مردم شده و ترک این عادت، آسان نخواهد بود. مگر آن که از بیماری، نارضایتی و شکست اجتناب کرده یا بر آنها غلبه کنید.

چطور زندگی کنیم؟

چطور زندگی کنیم؟

هنر درست اندیشیدن

برای موثر واقع شدن «نیروگاه هسته ای» روحمان، نیاز به تمهیداتی است؛ همان گونه که هنگام مدیتیشن (مراقبه) لازم است نخست در حالت آرامش قرار بگیریم. برای آشنایی بیشتر با مدیتیشن و مراقبه پیشنهاد میکنیم مقاله “روش درست برای تجسم خلاق چیست؟”  را مشاهده کنید.

 

آرامش لازمه آمادگی

به اتاق خلوتی بروید و مراقب باشید کسی یا چیزی مزاحمتان نشود. فرقی نمیکند که بنشینید یا دراز بکشید، اما کاملا راحت باشید. دکمه یقه تان را باز کرده، کراوات و کمربندتان را شل کنید. چشم ها را ببندید و کاملا در حالت آرامش قرار بگیرید.

نخست افکار خود را روی ساق ها و ران ها متمرکز کنید. آن گاه به خوبی حس کنید که پاها و ساق هایتان کاملا وانهاده میشود. تنفس شما کاملا آرام و یکنواخت است. با هر بازدم بیشتر و بیشتر در احساس شگفت آور آرامش کامل غرق میشوید و با هر بازدم پله ای بیشتر فرو میروید. حال پاها و ساق های شما کاملا آزاد و وانهاده هستند. سپس افکار خود را روی بازوها و دست ها متمرکز کنید. بازوها و دست هایتان نیز بیشتر و بیشتر وانهاده میشوند و در همان حال ،لحظه به لحظه سنگین تر نیز میشود. حال پلک هایتان کاملا سنگین و بسته هستند.

سپس عضلات کوچک  اطراف چشم ها و دهان را وانهاده و حس کنید که صورتتان کاملا  در حالت وانهادگی قرار میگیرد. حال تمام  بدنتان در آرامش مطلق قرار دارد.

حتما بخوانید :   برنامه روزانه افراد موفق

با هر تنفس به خوبی حس کنید که  رفته رفته در احساس شگفت آور آرامش و وانهادگی فروتر میروید. خود را کاملا سرحال احساس کنید.حال در آرامش مطبوع و خوشایند قرار دارید.

 

تمرکز روی افکار دلخواه

در آرامش عالی، مطبوع و عمیق، کاملا روی تصویر افکار دلخواه خود تمرکز کنید؛ خود را به افکار دیگر مشغول نسازید و تمام وجود خود را صرف تصور مورد نظر کنید.

در حالت وانهادگی، درها روی ذهن نیمه هوشیار شما باز میشود و افکار و تصورات دلخواه شما ساده و ژرف به ذهن نیمه هوشیارتان راه یافته، در آن ماندگار میشوند. افکار و تصورات مثبت به بخشی از شخصیت شما مبدل میشوند و با استفاده از نیروی ذهن نیمه هوشیار شما بیشتر و بیشتر تحقق میابند. پیشنهاد میکنیم مقاله “5 دقیقه تا تسلط بر الفبای زبان ذهن نیمه هوشیار” را برای آشنایی بیشر با ضمیر ناخودآگاه و ذهن نیمه هوشیار مطالعه کنید.

 

ناهماهنگی،عامل بیماری زا

گفتنی است که ناهماهنگی درونی عامل بروز بسیاری از بیماری ها است و شما این قدرت را دارید که با درست اندیشیدن این ناهماهنگی را از بین ببرید. از این قدرت استفاده کنید و با استعانت از نیروی افکار مثبت، زمینه هماهنگی و در پی آن تندرستی خود را فراهم آورید و از این موهبت احساس عمیقی از امتنان و سپاسگزاری در خود به وجود آورید.

 

پاداش عمل نیک

با همنوعان خویش حس همدردی داشته باشید و خود را در غم  و نیاز آنها شریک سازید. گاهی مشکلات خود را فراموش کنید و اگر میتوانید، در یاری رساندن به دیگران بکوشید. در حالی که با این فداکاری به دیگران کمک میکنید، با کمال تعجب در میابید که در این میان ،مشکل خود شما نیز حل شده است. همچنین پی میبرید که هر عمل نیک پاداش مخصوص به خود را به همراه دارد؛ زیرا با هر عمل نیکی، نیروهای مثبت شما که برایتان مفید هستند، آزاد میشوند. با به کارگیری صحیح این قانون آرزوی داشتن تندرستی و سعادت خود به خود تحقق میابد. تا زمانی که توجه خود را به مشکلات و ناراحتی های شخصی معطوف کنید ، تا زمانی که به بیماری به عنوان اختلال در هماهنگی درونی بنگرید، اندیشه هماهنگی کامل درونی، برای تحقق آن کفایت میکند؛ به این ترتیب،بیماری -که تنها علامت هشدار دهنده ناهماهنگی درونی است- خود به خود از بین میرود.

 

چطور زندگی کنیم؟

چطور زندگی کنیم؟

در فکر هدف باشید

هرگز به ذهن نیمه هوشیار خود راه نشان ندهید، بلکه هدف را نشان دهید، به این ترتیب، ذهن نیمه هوشیار، نیروی کامل اندیشه را در تحقق آن هدف گسترش میدهد.

آن گاه که بیماری شما با درد دائمی، حوزه خودآگاه ذهنتان را تحت فشار قرار میدهد، افکار خود را فقط متوجه تندرستی تان کنید؛ زیرا مادامی که فکر خود را مشغول بیماری کنید بهبودی به کندی صورت میپذیرد؛ اما همین که خود را تندرست ببینید، افکار خود را تنها متوجه تندرستی خود کنید و تصور کنید که قصد چه کارهایی دارید و چگونه این کارها را در تندرستی  کامل خواهید کرد، نیازی ندارید که تندرستی خود را بدست اورید ؛ زیرا شما تندرست هستید!

حتما بخوانید :   نگرش ثروتمندان نسبت به حقوق چگونه است؟

با این وصف، اگر در مورد نیروی اندیشه دچار شک و تردید هستید، سخنان منجم مشهور انگلیسی؛ «سر جیمز جین» را در چندین سال پیش به خاطر آورید که گفت: « جریان شناخت بشری به شکلی توقف ناپذیر به سوی حقیقتی غیر ماشینی در حرکت است. عالم بیشتر شبیه به اندیشه ای بزرگ است تا ماشین بزرگ ذهن، دیگر به عنوان گذرگاهی اتفاقی در قلمرو ماده ظاهر نمیشود. میبایست خیلی بیشتر از اینها ذهن را به عنوان خالق این قلمورو میشناختیم و این بصیرتی است که رفته رفته در ما جوانه میزند.»

در انجیل به کرات آمده که عیسی مسیح(ع) از بیمارانی که از او شفا میخواستند، میپرسید:« آیا تو ایمان داری؟» و آنان پس از شفایابی ، برای تشکر و قدردانی نزد او بازمیگشتند. وی آنان را با سخنانی از این بر حذر میداشت؛  از جمله میگفت: « ایمان تو به تو کمک کرد.» در واغع عیسی مسیح(ع)، قرن ها پیش راه خود درمانی ذهنی را نشان داده بود.

 

تا دانه نکاری، محصول درو نخواهی کرد

بسیاری از مردم از این بابت که یک سرنوشت شوم آنان را با بسیاری از بیماری ها پیوند داده است شکایت میکنند و نمیدانند که ما سرنوشت خویش را دائما از نو رقم میزنیم؛ زیرا افکار ما سرنوشت ماست و فقط چیزی را درو میکنیم که از پیش با افکارمان کاشته ایم و آن را سرنوشت مینامیم. در عین حال، با افکارمان آن چیزی را میکاریم که سرنوشت فردای خویش خواهیم نامید؛ لذا امروز آنچه را که فردا با لذت درو خواهیم کرد، میکاریم؛ پس همیشه باید بدانیم که: « افکار ما سرنوشت ماست.»بسیاری از مردم هنوز هم مرتکب اشتباه بزرگی میشوند. آنها فراموش میکنند که زندگی تنها در زمان حال جریان دارد. کیست که شخصیت محزون پیرزن هنرپپیشه ای را که در عالم اندیشه ، تنها در گذشته پرخاطره خویش زندگی میکند، نشناسد؟ برای او، حال و آینده یکسان است؛ اما زیستن تنها برای آینده نیز همان قدر اشتباه است که غوطه خوردن در گذشته از دست رفته .

به شما همراه محترم وبسایت خودباور پیشنهاد میکنیم مقالات “قدرت ذهن در درمان بیماری” و “درمان چند بیماری متداول به کمک تنفس” را نیز مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *