تنها طبیعت بشر به درمان بیماری تواناست!

تنها طبیعت بشر به درمان بیماری تواناست!

سرنوشت را با افکار مثبت رقم بزنید

با افکار مثبت سرنوشت فردای خویش را رقم بزنید تا بتوانید همیشه شادمانی کنید؛ همان گونه که کشاورزان پیشاپیش از داشتن محصولی خوب ابراز خوشحالی میکنند؛ زیرا میدانند که چه کاشته اند و چه برداشت خواهند کرد. به این ترتیب، هر روز زندگی خود را از شادی لبریز کنید. با بررسی آزمایش زیر که در پژوهشگاه «وین» روی تاثیر داروهای دل خوش کنک در درمان بیماری انجام شده است، پی به اهمیت نیروی افکار مثبت میبرید. وین را به دو قسمت تقسیم کردند تا  تا در نیمی از بیمارستان، بیماری را با داروهای دل خوش کنک  و نیمه دیگر را،  با داروهای واقعی مداوا کنند. پس از گذشت یک سال – همان گونه گه انتظار میرفت- دریافتند که هر دو بخش بیمارستان وضعیت یکسانی دارند. آنان از این ازمایش نتایج زیر را گرفتند:

 

تنها طبیعت بشر به درمان تواناست

« ما پزشکان تنها میتوانیم بیماری را تشخیص دهیم، آن را در مسیر خود تحریک کنیم؛ ما میتوانیم از تاثیر  بیماری بکاهیم، درمان بیماری از ما ساخته نیست. فقط و فقط طبیعت بشر به درمان قادر است. نباید فراموش کنیم که اراده زندگی سالم، بخش مهمی از طبیعت است.»

نمیخواهم در شما این تصور را ایجاد کنم . این عقیده من است که انسان میتواند از هر نظر بر خلاف عقل و خرد رفتار کند، مهم آن است که انسان درست بیندیشد و تا جایی که میتواند بکوشد تا در حماقت زندگی نکند و خوب بیندیشد. من معتقدم که در کنار درست اندیشیدن، راه و روش درست زندگی، نقش مهمی را ایفا میکند.

 

پرهیز از افراط

افکار منفی را در سر نپرورانید و در کنار آن، تغذیه سالمی نیز داشته باشید، از ماندن در فضایی که به دلیل کثرت جمعیت، اکسیژن کافی وجود ندارد، برای مدت طولانی اجتناب کنید. مراقب باشید که بدنتان تحرک کافی داشته باشد  تا آن جا که میتوانید اتومبیل خود را از پارکینگ خارج نکنید. در تعطیلات آخر هفته راهپیمایی کنید و از این احساس عالی که  شب خسته، اما خوشحال و راضی به بستر میروید، لذت ببرید. همیشه به یاد داشته باشید که هر نخ سیگار، 7 دقیقه از طول عمرتان میکاهد.. مراقبت و استفاده بیش از حد با ساختار بدن شما سازگار نیست؛ لذا حد اعتدال را نگه دارید. تمام نگرانی خود از بابت رفاه و آسایش جسمتان را به نیروی افکار مثبت خویش واگذار نکنید؛ بلکه با به کارگیری راه و روش درست زندگی از آن حمایت کنید.

حتما بخوانید :   تعاریف پایه در ان ال پی ( NLP )

 

با طبیعت زندگی کنید

خوب است بدانید که افراد غیر متمدن – انسان هایی که هنوز در طبیعت و با طبیعت زندگی میکنند از باکتری ها و سایر عوامل بیماری زا چیزی نمیدانند و اغلب ابتدایی ترین قوانین بهداشت را نادیده میگیرند- تقریبا به طور کامل از بیماری و ناراحتی به دور هستند و معمولا در سنین سالخوردگی و به طور طبیعی از دنیا می روند  مگر آنکه حادثه ای سبب مرگ زودرسشان شود.

 

تنها طبیعت بشر به درمان بیماری تواناست!

تنها طبیعت بشر به درمان بیماری تواناست!

شگفتی انسان های متمدن

ما انسان های متمدن با شگفتی میتوانیم به این واقعیت توجه کنیم. لازم است از خود بپرسیم که چطور ممکن است که این همه پزشک، داروخانه و پرستار برای حفظ سلامتی ما بکوشند؛ حال آنکه انسان های غیر متمدن به آسانی میتوانند این بزرگترین نعمت خدا را حفظ کنند.

تصور نکنید که قضا و قدر ما را مجبور کرده است از انواع بیماری ها مانند سرطان و غیره در بلا باشیم. بسیاری از مردم به خالقی که ما را همان گونه که خواسته کامل و بی نقص آفریده است ، ایمان دارند. این فکر که خالق بی همتا به رغم لطف و مرحمت بی پایانش، بیماری را به ما ارزانی داشته، کفر است.

 

تکامل طبق قوانین

شاید خداوند ما را کامل و بی نقص آفریده و خواسته باشد به اجبار و بنا به خواست او ، طبق قوانین هماهنگی زندگی کنیم؛ خداوند توانایی تصمیم گیری را نیز به ما داده است تا راه را از بی راه تشخیص دهیم؛ اما اگر ما از اختیار تصمیم گیری خود برای تخلف از اصول هماهنگی استفاده کنیم، نتیجه آن ناهماهنگی خواهد بود.

 

درسی از بقراط

بقراط را عقیده بر آن بود که بیماری مستقل از دنیای خارج بر سر ما نازل نمیشود؛ بلکه  اغلب در اثر رفتار غلط بشر بروز میکند؛ لذا تغییر رفتارهای غلط باید به طور حتم وضعیت طبیعی و متعادلی ایجاد کند. امروزه پزشکی مدرن در مورد برخی بیماری ها به این واقعیت نزدیک شده است.

حتما بخوانید :   8 نکته تصویری برای موفقیت در شناخت یک دوست واقعی

 

شاهدی از ناپلئون

نقش باکتری ها را در ایجاد بیماری هرگز نمیتوان انکار کرد؛ تصور نمیکنم که عامل اصلی بروز بیماری باکتری ها باشند. اگر همیشه چنین بود پس چه کنیم با این واقعیت که ناپلئون نزد سربازان مبتلا به طاعون خویش میرفت. بی آن که خود بیمار شود او «میدانست» که بیمار نخواهد شد؛ لذا به رغم آنکه با عوامل مولد بیماری در تماس بود، بیمار نمیشد.

 

در میان میلیون ها عامل مولد بیماری

ما در تماس دائم با باکتری ها و سایر عوامل بیماری زا هستیم ؛ ولی گاهی بیمار میشویم؛ پس باید عامل قوی تری باشد تا از بیماری جلوگیری کند؛ یا در این میان نقش داشته باشد. تکامل طبیعت گرای ما بیماری را به عنوان آثار اختلال در هماهنگی میپذیرد. در غیر این صورت، همگی خیلی زودتر از اینها مرده بودیم و یا اصلا متولد نمیشدیم؛ زیرا ما دائما با میلیون ها عامل مولد بیماری در تماس هستیم.

پژوهش های پزشکی، بسیاری از بلایای بزرگ بشریت را مهار کرده ودر این میان، به نقش مشاهیری همچون «کخ»، «پاستور» یا «ارلیخ» میتوان اشاره کرد؛ با این حال آیا در مجموع از تندرستی بیشتری برخوردار شده ایم؟ برعکس؛ بسیار بیشتر از نیاکان مان که از این نعمات بی بهره بودند، بیمار میشویم.

 

این امر به چه چیز بستگی دارد؟

چگونه میتوان این امر را توجیه کرد؟ اکنون نظر مرا میدانید. جایی که ناهماهنگی وجود دارد، بیماری نیز هست. اگر با کمک تحقیقات پیشرفته تر پزشکی یکی از راههای بروز بیماری مسدود شود، بیماری از راه دیگری بروز میکند. مادامی که ما در هماهنگی با خود، همنوعان و کل طبیعت زندگی نکنیم. بیماری هم وجود خواهد داشت.

شما در این کتاب گهگاه به عقایدی برمیخورید که با مشاهدات پزشکی امروز مطابقت کامل ندارد؛ اما این واقعیت که میلیون ها نفر در یک مورد اشتباه میکنند. دلیلی بر صحت آن اشتباه نیست. با این استدلال میشد ادعا کرد که مدفوع اسب غذای خوبی است زیرا میلیونها مگس خطا نمیکنند؟!

به شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور پیشنهاد میکنیم مقاله “چطور زندگی کنیم؟“را که ارتباط نزدیکی با همین موضوع دارد از دست ندهید.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *