ایجاد تغییر در زندگی و شخصیت به کمک فکر مثبت

ایجاد تغییر در زندگی و شخصیت به کمک فکر مثبت

دانشمندی نظریه داشتن فکر مثبت را آزمایش می کند!

دکتر ال وود ورسستر در کتاب «جسم، ذهن و روح» به گفته دانشمند مشهوری در مورد فکر مثبت و مثبت اندیشی اشاره می کند:
«تا پنجاه سالگی آدم بدبختی بودم و به هیچ دردی نمی خوردم. در این مدت هیچ اثر مشهوری از من منتشر نشد … در ترس از شکست زندگی می کردم از همه بدتر هفته ای دو روز گرفتار چنان سردردی می شدم که هیچ کاری نمی توانستم بکنم. فصل هایی از کتاب «اندیشه نو» را خوانده بودم. به اعتقاد ویلیام جیمز باید به خوبی ها توجه می کردم و بقیه چیزها را نادیده می گرفتم. یکی از توصیه هایش به دلم نشست: «آیا برای خوشی و خوبی رقیبی می شناسید؟»

تا آن وقت توصیه های جیمز را آنطور که باید درک نمی کردم. اما از طرف دیگر می دیدم که روحم بیمار است و حالم مرتب وخیم تر می شود. تحمل زندگی را از دست می دادم. تصمیم گرفتم به نصیحت های ویلیام جیمز عمل کنم… تصمیم گرفتم که مدت یک ماه تلاش و درگیری آگاهانه را کنار بگذارم. با خود حساب کردم که این یک ماه باید برای اثبات درستی نقطه نظرهای جیمز کافی باشد.

در این مدت محدودیت هایی برای فکر کردنم قائل شدم. قرار گذاشتم اگر به فکر گذشته افتادم، تنها صحنه های دلچسب و دوست داشتنی را به خاطر بیاورم دوران خوش کودکی و صحبت های معلمین و اوقات خوش زندگی کاریم را در ذهنم مجسم کنم. در فکر لحظه حال که می رفتم به چیز های دلچسب، به خانه ام به فرصتی که برای کار کردن داشتم و غیره توجه می کردم. تصمیم گرفتم که از این فرصت ها حداکثر استفاده را بکنم و نگران بی نتیجه بودن آن نشوم. در فکر آینده که فرو می رفتم آرزوهای دور و دراز را در دسترس خودم احساس می کردم. البته اوایل به نظرم مسخره می رسید، اما با توجه به نتایجی که تا کنون نصیبم شده می بینم که تنها نقص برنامه این بود که به قدر کافی بلند پروازی نکردم.

او جای دیگر، در رابطه با سردردش می گوید که ناراحتی بعد از یک هفته از بین رفت و حالش از هروقت دیگری بهتر شد و با همه این موارد او معتقد است که:
«تحولات بیرونی زندگیم بیشتر از تحولات درونیم بوده است. بسیاری از صاحب نظران آثارم را تأیید کرده اند و حتی یکی از آن ها دعوتم کرده تا معاونتش را بپذیرم. همه ی آثارم را منتشر کرده ام، با من قراردادی بسته اند که تمام نوشته های آینده ام را منتشر کنند. به خاطر تحولی که در من به وجود آمده از همکاری صمیمانه دوستانم برخوردار شده ام. قبلاً مرا تحمل نمی کردند … وقتی به پشت سر نگاه می کنم و این همه تغییرات را می بینم، به نظرم می رسد با کاری که کردم، تمام نیروهایی که زمانی در جهت خلاف من کار می کردند، حالا در جهت موافق من به کار افتاده اند.»

حتما بخوانید :   5 قانون برای خلاقیت و تفکر خلاق خودکار

چگونه یک مخترع از «فکر کردن به خوشبختی» استفاده کرد؟

پرفسور المرگیت ، عضو مؤسسه اسمیت سونیون، بی شک یکی از موفق ترین مخترعین و یکی از نوابغ دنیا است. او هر روز «یادآوری خاطرات و فکر های خوب و دلچسب» را تمرین می کرد و معتقد بود که این کار او را در انجام کارهایش کمک می کند. می گفت اگر کسی بخواهد حال بهتری داشته باشد باید: «احساسات لطیف خیرخواهی و موفقیت و ارزشمند بودن را در خاطرش زنده کند، باید اینکار را مثل ورزش صبحگاهی به طور مرتب انجام دهد و کم کم زمان این ورزش روحی را بیشتر کند.» در پایان ماه از تغییرات شگرفی که در درونش ایجاد شده تعجب خواهد کرد و به عبارت دیگر، خودش را در موقعیت بسیار بهتری خواهد دید.

به خوشبختی و فکر کردن به آن عادت کنیم

به خوشبختی و فکر کردن به آن عادت کنیم

به خوشبختی و فکر کردن به آن عادت کنیم

تصویر ذهنی و عادت های انسان با هم ارتباطند. با تغییر یکی از آن ها، دیگری هم خود به خود تغییر می کند. در زبان لاتین کلمه عادت از کلمه ای به مفهوم لباس پوشیدن گرفته شده است. با توجه به این مفهوم ماهیت عادت را بعتر درک می کنیم. عادت در واقع لباسی برای شخصیت است و بر حسب تصادف به وجود نیامده، عادت ها مناسب و اندازه ی وجود انسان هستند و با تصویر ذهنی که از خودش دارد  و تصویر شخصیت او سازگاری دارند.

وقتی آگاهانه عادت بهتری در خود ایجاد می کنیم. تصویر ذهنی جدیدی جای عادات قدیمی را می گیرد و تصویر جدیدی را پرورش می دهد. وقتی با مراجعانم از تغییر تصاویر صحبت می کنم، وقتی به آن ها می گویم که باید تصویر انجام رفتاری جدید را آنقدر تمرین کنند تا به صورت خود به خود در آید، گیج و مبهوت می شوند. «عادت» را با «اعتیاد» به اشتباه می گیرند. اعتیاد با جبر انجام کار همراه است، آثار و نشانه های بسیار بارزی دارد، اما «عادت» صرفاً بازتابی است که بی نیاز از «تفکر» یا «تصمیم گیری» است. آن را به طور خود به خود انجام می دهیم. در واقع ذهن ما آن را انجام می دهد.

حدود 95 درصد رفتار، احساس و واکنش ما عادت است. نوازنده پیانو برای زدن مضراب ها به تصمیم گیری نیاز ندارد. بالرین هم در این مورد که کدام پای را در کدام جهت قرار دهد، محتاج تصمیم نیست، واکنش خودکار و بدون فکر کردن انجام می شود. درست به همین شکل، طرز تفکر، احساسات و باورهای ما عادت هستند.

حتما بخوانید :   چگونه با ذهن ، انرژی خلق کنیم؟

نکته در اینجاست که برخلاف اعتیاد، عادت اصلاح شدنی است. می توانیم آن را به کلی تغییر دهیم، کافی است که تصمیم آگاهانه ای بگیریم و روی آن تمرین کنیم. نوازنده پیانو می تواند از روی آگاهی تصمیم بگیرد که مضراب متفاوتی را فشار دهد. بالرین می تواند آگاهانه تصمیم بگیرد که رقص های جدیدی بیاموزد و مشکلی هم پیش نمی آید. کافیست که مواظب باشد و تمرین کند تا تصویر جدید را خوب یاد بگیرید.

تمرین عملی تغییر عادات با کمک فکر مثبت

از روی عادت ابتدا لنگه کفش راست، یا لنگه کفش چپ را می پوشید زا روی عادت یا بند راست را به دور بند چپ گره می زنید، یا برعکس بند چپ را به دور بند راست می بندید. با توجه به عادتی که دارید ببینید فردا صبح کدام کفش را اول می پوشید و کدام بند را گره می زنید. حالا، بطور آگاهانه تصمیم بگیرید که در 21 روز آینده عادت جدیدی در خود ایجاد کنید. می خواهید ترتیب پوشیدن کفش را تغییر دهید و بند کفش های را هم برخلاف ترتیب گذشته ببندید. حلا، هرروز صبح که کفش را به شکل جدید می پوشید به یاد تغییر سایر عادت خود بیفتید. مثلاً در حالیکه بند کفشتان را گره می زنید به خود تلقین کنید که می خواهم امروز را بهتر از گذشته آغاز کنم. بعد در تمام مدت روز آگاهانه روی نکات زیر عمیقا فکر کنید:

  1. بیشتر سعی می کنم خندان و سرحال باشم.
  2. سعی می کنم نسبت به سایرین دوستانه رفتار کنم.
  3. از مردم کمتر انتقاد می کنم!، از تقصیر ها، کج روی ها و اشتباهات آن ها می گذرم حرکاتشان را به خوبی تعبیر می کنم.
  4. سعی میکنم طوری رفتار کنم که انگار به غیر از موفق شدن چاره دیگری نیست. خودم را در قالب شخصیت مورد علاقه ام نگاه می کنم. سعی می کنم رفتارم با این شخصیت جدید منطبق باشد.
  5. بدبینی و منفی بافی را کنار می گذارم.
  6. دست کم روزی سه بار تمرین لبخند می کنم.
  7. بدون توجه به حوادث، هوشمندانه و با خونسردی با قضایا روبرو می شوم.
  8. از کنار حقایق منفی و بدبینی هایی که امکان تغییر آن ها را ندارم، بی تفاوت می گذرم.

ظاهراً آنقدرها هم دشوار نیست. اما به هر کدام از این توصیه ها که عادت کردید، تأثیر سازنده ای روی تصویر ذهنی خود ایجاد می کنید. تمرین را 21 روز ادامه دهید، و ببینید که احساس شکست و گناه جایش را به اعتماد به نفس می دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *