جایگاه های ادراکی ذهن در ان ال پی ( NLP )

ذهن خوانی با کمک ان ال پی ( NLP )

قرار شد ما برای یاد گیری کار کردن با سینمای ذهن در ان ال پی ( NLP ) از چیز های ساده و ملموس مانند “گل” شروع کنیم و سعی کنیم تا تصویر واضح و پر رنگی از آن “گل” در ذهنمان ایجاد کنیم.
ما در آینده با کمک ان ال پی ( NLP ) نیاز داریم تا تصاویر شگرف و عجیبی روی این پرده به تصویر بکشیم. به عنوان نمونه سرنوشت یا ارتباطات موفق.

اما اینها ساختار های پیچیده تری از یک گل دارند.

شما مانند یک بچه کلاس اولی باید برای یادگیری ان ال پی ( NLP ) ابتدا الفبای تصویر سازی با ذهن را یاد بگیرید.

حتی تصویر کردن “خود” مان در ذهن هم کار ساده ای نیست.

فرض کنید از شما خواسته میشود که صرفا با نگاه کردن به “کیس” یک کامپیوتر نرم افزار های آن را تشخیص دهید!

شناخت انسان نیز مثال مشابهی است.

مثل اینکه از شما خواسته شود که صرفا با نگاه کردن به یک انسان بگویید که در ذهن او چه میگذرد.

اما اگر این “کیس” را به یک صفحه “نمایشگر” متصل کنیم به محض بالا آمدن سیستم عامل متوجه نرم افزار ها و سیسنتم عامل آن میشویم.

ان ال پی ( NLP ) به همین صورت است؛

آیا ما میتوانیم ذهن دیگران را بخوانیم؟

بله اما شرط هایی دارد.

ما برای فهمیدن کامپیوتری به نام انسان باید به او “نمایشگر” متصل کنیم.

علایمی در هر انسانی وجود دارد و ما از روی آن علایم متوجه میشویم که چه فرآیندهایی در ذهن او وجود دارد.

اگر اصول تصویر سازی ذهنی را یاد بگیرید، کارگردانی زندگی خودتان را یاد خواهید گرفت.

یک کارگردان تمام جزییات یک صحنه را میداند و وجود و حضور هیچ چیزی، حتی کوچک در هیچ صحنه ای از فیلم او اتفاقی نیست.

پس چه کسی میتواند بفهمد که یک فیلم با چه نوع کارگردانی ای ساخته شده؟ کسی که با هنر کارگردانی آشنا باشد.

کسانی که فیلم میبینند چند دسته هستند؛

  • افرادی که صرفا هدفشان گذران وقت و لذت بردن است.
  • افرادی که با دید منتقد به فیلم نگاه میکنند.
  • افرادی که بسیار حتی به زوایای فیلم برداری و سایر جزییات دقت میکنند.

شما هر چقدر مهارت در کارگردانی زندگی خودتان داشته باشید به همان اندازه هم در خواندن فرایند های ذهن مخاطبین تان مهارت دارید.

اگر من امروز با دوستم صحبت کنم متوجه سیستم عامل او میشوم و سپس میدانم که با چه زبانی باید با او ارتباط موثر برقرار کنم.

چطور با کمک ان ال پی ( NLP ) متوجه سیستم عامل کسی بشویم؟

وقتی یک کامپیوتر را روشن میگنیم هر سیستم عاملی در شروع صفحه ابتدایی مخصوص خود را دارد و ما از آن صفحه متوجه فعال بودن آن سیستم عامل میشویم.

در انسان نیز دقیقا به همین صورت است.

از علایم ابتدایی و ظاهری ارتباط میتوان پی به سیستم عامل انسانها برد.

حتما بخوانید :   چگونه با تصویر سازی ذهنی لاغر و خوش اندام شویم؟

سیستم عامل انسانها همان نظام باور های آن هاست.

نظام باور ها از چه چیزی ساخته شده؟

محتوای ذهن از سوژه ها ساخته شده.

باور های ما از دسته های مختلفی به وجود می آیند؛

برخی باور های ما مبتنی بر قوانین علت و معلولی هستند؛

مثلا شما باور کنید که یک سیب را اگر از بالا رها کنیم به پایین می آید.

 

در نوع دیگر باور ها ما باور کرده ایم که مثلا اگر مانع پیشرفت دیگران بشویم، خودمان پیشرفت میکنیم.

اینجاست که اندازه و ارزش سیستم عامل انسان ها مشخص میشود.

اندازه سیستم عامل یک انسان در اندازه نظام باور های اوست.

بعضی ها چهارتا باور داند و نه انعطافی در این باور ها دارند و نه تغییر و به روز رسانی در این ها انجام میدهند و به همین دلیل تعداد بسیار کمی نرم افزار میتوانند روی این سیستم اجرا کنند.

اما بعضی دیگر نظام باور بسیار بسیار پایداری دارند.

میزان انعطاف پذیری شما میزان موفقیت شما را تعیین میکند.

اگر من با کسی با زبان سیستم عامل او و با زبان ذهن او صحبت کنم او مرا دوست خواهد داشت و عاشق من خواهد شد.

چطور ما با زبان ذهن دیگران صحبت کنیم؟

هنگامی که به طور مثال نرم افزار “فتوشاپ” در سیتم عاملی اجرا میشود شما از روی تصویر آن در مانیتور متوجه میشوید که این نرم افزار “فتوشاپ” است که در سیستم عامل مثلا “ویندوز” اجرا شده است.

به همین طریق هنگامی که نرم افزار “دوست داشتن” در فردی اجرا میشود از روی نمود های ظاهری و بیرونی شما متوجه این اتفاق در آن فرد میشوید.

چشم ها، لب ها، محل نفس کشیدن، ضربان قلب، رنگ صورت، حرکت مردمک چشم و تغییراتی از این دست به خوبی نمودهای بیرونی را نشان میدهند.

شما باید حتی تغییر کوچک رنگ صورت یک فرد را متوجه شوید.

وقتی حالتی مانند عصبانیت در یک فرد ایجاد میشود، دو نوع علایم داریم؛

علایم رفتاری مانند: حرف زدن؛

افراد با ضمیر خودآگاه حرف میزنند که قابل کنترل است.

اما کنترل چشم های فرد دست خود او نیست.

نام این قانون 8-37-55 است.

در یک ارتباط رو در رو محتوای کلام ما 8 درصد در مخاطب تاثیر دارد، فرکانس و بلندی یا کوتاهی صدای ما 37 درصد و زبان بدن 55 درصد تاثیر گذار است.

و وقتی که فقط حرف های خوب میزنید و نتیجه نمیگیرید علت این است که محتوای کلام شما تنها 8 درصد از ارتباط را تشکیل میدهد.

در واقع در ارتباط رو در رو علایم غیر کلامی که شما بروز میدهید در فرد تاثیر گذار است. (یعنی جهت حرکت چشم های شما و رنگ صورت شما)

متخصصان ان ال پی ( NLP ) امروز جزییاتی را از رفتار های غیر کلامی دیگران در سینمای ذهن خودشان میبیند و تفسیر میکند که افراد عادی نمیبینند.

حتما بخوانید :   داشتن آرامش به تغییر عادت ها کمک می کند!

اگر شما بدانید که اگر فرآیند “A” در ذهن “علی” اجرا شود (جدای از اینکه “علی” چه حرفی میزند) چه علایمی در بدن او اجرا میشوند، شما ذهن او را خوانده اید.

 

جایگاه های ادراکی در ان ال پی ( NLP )

ما در ان ال پی ، 5 جایگاه ادراکی داریم؛

 

جایگاه های ادراکی ذهن در ان ال پی ( NLP )

جایگاه های ادراکی ذهن در ان ال پی ( NLP )

فرض کنید در حال دیدن یک فیلم هستید.

یک عده خودشان هم در فیلم هستند و هم حس و هم لذت هستند با هر یک از بازیکنان فیلم که دلخواهشان است. این افراد بسیار از فیلم لذت میبرند. پس اگر شما میخواهید از یک فیلم لذت ببرید در این جایگاه قرار بگیرید.

یک عده تنها فیلم را نگاه میکنند و متوجه هستند که در فیلم حضور ندارند. این جایگاه شماره 2 است که میزان لذت بردن شما کم میشود اما میزان قضاوت شما بالا میرود.

در جایگاه ادراکی شماره 3 خودتان در بیرون از فیلم قرار دارید و خودتان هم زمان در نقش یکی از بازیگران فیلم هم هستید و آن را نظاره میکینید. (در یک سری از کارتون های تام و جری ، “تام” فیلمی را پخش میکند که خودش و موش در آن فیلم هستند.)

در نظر بگیرید که در حال صحبت با یکی از دوستانتان هستید و شما یک “خود” دیگری از “خود”تان را تصور میکنید که روی میز مینشیند و نظاره گر صحبت شما با دوستتان است.

تا حالا دقت کرده اید موقع صحبت کردن خودتان، صورتتان چه شکلی میشود؟ مخاطب شما چه تصویری از شما میبیند؟

در این جایگاه میتوانید به خوبی این علایم را ببینید. امابسیار نیاز به تمرین هست.

در نظر بگیرید زن و شوهری با هم دعوا میکنند. اگر شما در جایگاه یکی از آنها باشید، بیشترین دعوا صورت میگیرد چراکه کمترین قضاوت وجود دارد و همه چیز بر مبنای احساس است.

اگر در جایگاه شماره 2 قرار بگیرید، ماجرا را از چشم فرد دوم دعوا هم میتوانید ببینید و قضاوت بهتری میتوانید بکنید.

اما در جایگاه شماره 3 شما رنگ صورت خودتان، تن صدا و تمام علایم غیر کلامی این ارتباط را مشاهده میکنید و شروع میکنید در همان صحنه خودتان را اصلاح میکنید.

اگر شما این ویژگی را در خودتان قرار دهید هیچ کس نمیتواند شما را عصبی کند.

در مذکره اولین کاری که میکنید یک تصویر از “خود”تان را در گوشه ای قرار میدهید و او چون شما را میبیند تمام علایم غیر کلامی اشتباهتان را به شما میفهماند و شما آنها را اصلاح مکنید.

این ها به هیچ وجه کار های ساده ای نیستند. اکثر افراد در همان جایگاه ادراکی شماره یک هستند.

جایگاه شماره 4 و 5 نیز در این بحث نمیگنجند.

حالا در نظر بگیرید خود عمل متوجه شدن سیستم عامل افرادی که در حال مذاکره با آنها هستیم بستگی به این دارد که ما در کدام جایگاه ادراکی باشیم.

و این تازه شروع این بحث مفصل است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *