مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

زبان بدن به وضعیت بدن ، ایما و اشاره ها، تماس های چشمی و … اشاره دارد. حال آنکه ارتباط غیر کلامی علاوه بر این ها شامل نوع پوشش اشخاص، هنجار های اجتماعی در مورد لباس و رفتار ، جواهراتی که افراد استفاده میکنند ، خالکوبی هایی که بر روی بدنشان وجود دارد ، فاصله بین آنها هنگام ایستادن در مقابل هم، نحوه استفاده افراد از زمان، نحوه استفاده افراد از فاصله ها، لحن و شدت صدا و … است. زبان بدن درواقع این نوع ارتباطات غیرکلامی را توضیح میدهد.

بیشتر ارتباطات مارا زبان غیر کلامیمان تشکیل میدهد و هر چیزی در زبان غیر کلامی تاثیر جدی بر روی ما دارد. اکثر افراد خواه از این نوع ارتباط آگاهی داشته باشند خواه نداشته باشند، ممکن است بخواهند مقصودی را برسانند اما پیغامی که از زبان بدن آنها دریافت میشود متفاوت با مقصودشان است و به همین خاطر است که افرادبسیار کمی نفوذ کلام دارند.

مردم معمولا نیاموخته اند که چگونه از محیط، میز، رنگ خانه، جواهرات، یقه پیراهن، طول لباس، شلوار کوتاه سوارکاری، خال کوبی و دیگر چیزهایشان برای تاثیر گذاری استفاده کنند. زمانی که میفهمیم چقدر ارتباط غیر کلامی مهمتر از حتی جملاتی است که به زبان می آوریم و ما در این زمینه چیزی نمیدانستیم، شرمنده میشویم.

وقتی از زبان بدن صحبت میکنیم انگار در ذهن خود آن را جدا از لغات، لحن صدا، سرعت تکلم، بلندی صدا ودیگر چیز ها میپنداریم در حالی که حقیقت این است که تمام عناصر شرکت کننده به هنگام برقراری ارتباط ، با یکدیگر کار میکنند و بسیار دشوار و شاید هم غیر ممکن است که بخواهیم این عناصر را از یکدیگر جدا سازیم. با وجود روابط متقابل پیچیده به وجود آمده در یک ارتباط، محققان و دانشمندان موفق شده اند که اجزا و عناصر موجود را جهت فهم بهتر درباره اینکه چگونه این عناصر به صورت مجزا و یا باهم کار میکنند، مورد مطالعه قرار دهند.

زبان بدن و دیگر عناصر ارتباطی غیر کلامی اجزایی هستند که به راحتی قابل مشاهده اند، بنابر این دانش ما درباره آنها به طور مرتب و با سرعت در حال افزایش است. شخصی که شما با او در حال گفتگو هستید ممکن است نه تنها از پیام هایی که توسط بدنش برای شما ارسال میکند آگاه نباشد. بلکه حتی ممکن است اگر معنی این پیام هارا یاد بگیرد با آنها مخالف باشد و دیگر از این نوع زبان بدن به هنگام صحبت استفاده نکند.

یکی از دلایلی که باعث میشود نتوانیم ارتباط موثری برقرار کنیم و دچار مشکل شویم، نداشتن کنترل بر روی زبان بدنمان است. ما به ندرت اراده آگاهانه خود را به کار میبریم چرا که اگر قرار بود برای انجام هر کاری از ضمبر خودآگاهمان استفاده کنیم هیچ گاه نمیتوانستیم کاری را به پایان برسانیم و یا همگی در تصادفات اتومبیل کشته میشدیم. اما در سطح ناخودآگاه، (یعنی آن قسمت از بدن ما که در اختیار ما نیست و کار خود را بدون فکر کردن انجام میدهد) مغر علامت های الکتریکی برای بدن ارسال میکند تا بدن بتواند حرکت کند، بایستد، نگاه کند، در گیر شود، مقابله کند، بدود، پنهان شود و…

تمام این اعمال قبل از آنکه ضمیر خودآگاه ما وارد عمل شود، به نحو مطلوبی صورت میگیرد. گاهی اوقات حرف هایی از دهان شما بیرون می آید که شما قبلا راجع به آن فکر نکرده اید و نمیخواسته اید که این حرف ها را بزنید، هرچند ممکن است این حرف هارا از روی احساس زده باشد. گاهی اوقات ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه باهم هماهنگند، ولی بعضی اوقات هرکدام باعث میشوند اتفاق متفاوتی روی دهد. در واقع پژوهش ها نشان میدهند که هیچ رابطه ای بین انجام رفتارهای برخاسته از ضمیر ناخودآگاه و رفتارهای آگاهانه وجود ندارد. بنابراین زمانی که شما فکر کسی را بتوانید بخوانید آن موقع متوجه میشوید آنچه را که شخص میگوید ممکن است با آنچه که در ذهنش میگذرد در تناقض باشند.

در نهایت اگر شما از این زبان برای خواندن ضمیر ناهوشیار اشخاص کمک بگیرید و از اطلاعات آن برای پیش بینی رفتارها و تصمیمات ناخودآگاه آنان استفاده کنید بهتر خواهید توانست رفتار ها را تشخیص دهید و پیش بینی کنید و در نتیچه به آسانی روی آنها تاثیر بگذارید و یا قادر خواهید بود که بفهمید دفعه بعد چه کاری انجام خواهند داد. اما آیا میتوانید بفهمید که در ضمیر هوشیار آنها چه میگذرد؟ خیر، پس همیشه نمیتوان به طور دقیق و صد در صد درباره تفکرات دیگران مخصوصا اگر در سطح هوشیار باشد اظهار نظر کرد. اجازه بدهید مثالی بزنم: آیا تا به حال در شرایطی قرار گرفته اید که مثلا به شخصی زل زده باشید و بعد از یک دقیقه به خودتان بیایید و از اینکه چرا به او زل زده اید متعجب شده باشید؟ در حالی که شخص مورد نظر جذاب نبوده و شما هم اصلا به او علاقه ای نداشته اید. حالا این شخص تصور میکند که احتمالا شما از او خوشتان آمده است. اگر این اتفاق در مسایل تجاری رخ دهد ممکن است دچار مشکل بزرگی شوید. اما سعی کنید در این شرایط به آن شخص نزدیک شوید و به او بگویید که ضمیر ناخودآگاه شما در حال فعالیت بوده و شما از این کار غرضی نداشته  اید. البته فقط در این حالت است که گفته شما واقعیت دارد، در غیر این صورت تصور شخص مقابل درست بوده است. حال چرا این اتفاق میفتد؟ ضمیر ناخودآگاه ( ناهوشیار ) شما باعث شده شما به آن شخص زل بزنید چون احتمال دارد او را یک عامل تحدید به حساب آورده باشد و یا ممکن است او شبیه به شخصی باشد که شما در گذشته با او رابطه داشته اید ( شاید یک رابطه عاطفی اما نه لزوما یک رابطه خوب) . هرچه که باشد شما نمیتوانید بفهمید چرا ضمیر ناهوشیار فرمان داده است تا بدنتان این حالت را به خود بگیرد، فقط میتوانید آن را ببینید. برداشت شما ممکن است از این قضیه یک چیز و برداشت طرف مقابلتان چیز دیگری باشد.

 

مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

بررسی ارتباط غیر کلامی

اظهار نظر و بحث درباره زبان بدن به شکل های مختلف از زمان رم باستان و یونان وجود داشتنه است. در بسیاری از رشته های تحصیلی گوناگون همانند انسان شناسی، روانپزشکی و جامعه شناسی به زبان بدن و رفتار غیر کلامی اشاره شده است. حتی چارلز داروین در سال 1872 به موضوع حالت های صورت پرداخته و بسیاری از نظریه های او توسط پژوهشگران مدرن به اثبات رسیده است. زبان بدن به عنوان یک زمینه مطالعاتی رسمی اولین بار چند سال بعد از جنگ جهانی دوم مورد توجه قرار گرفت. درسال 1950 بررسی های دقیقی، اما نه به میزان زیاد در مورد ارتباط غیر کلامی انجام شد. در سال 1960 یک رشد تصاعدی در تعداد و نوع مطالعات رسمی به وجود آمد و در سالهای 1970، 1980، 1990 همراه با تغییراتی ادامه داشت تا اینکه بیشترین رشد و اکتشاف در این زمینه در دهه امروزی اتفاق افتاد. در سال های اولیه، پژوهشگران هر حرکت مربوط به زبان بدن را به صورت یک عامل مجزا و دارای یک معنی خاص در نظ میگرفتند ولی در سالهای بعد فهمیدند که زبان بدن یک عامل پیچیده و مرکب در ارتباط است که در شرایط محیطی مختلف، فرهنگ های مختلف، هویت های شخصی متفاوت و… هر حرکت معنی متفاوتی دارد.

حتما بخوانید :   با قدرت و اهمیت زبان بدن آشنا شوید

 

چرا باید شما به مطالعه منظم زبان بدن اهمیت دهید؟

زیرا اطلاعات به دست آمده از طریق فعالیت های علمی در هر جنبه ای از زندگی شما اهمیت فراوانی دارد. قدرت و تاثیر زبان بدن در زندگی چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد. پژوهش ها و مطالعات انجام شده در این زمینه به گونه ای است که بتوانید نتایج آنها را در دنیای واقعیتان به کار ببرید. مساله ای که تا به امروز در این حوزه وجود داشته است کمبود منابع برای کمک به افراد جهت درک جنبه علمی زبان بدن و تبدیل آن به کاربرد های عملی در زندگی آنها بوده است.

 

مقایسه ارتباط کلامی و غیر کلامی

تعاریف ارتباط کلامی و غیر کلامی با پیشرفت پژوهشگران و جمع آوری اطلاعات بیشتر و دقیق تر برای توصیف این ارتباطات، پیوسته مورد بحث قرار گرفته است.

ارتباط غیر کلامی: فرآیند ارسال و دریافت پبام بدون استفاده از واژه هاست. زبان بدن، حالت چهره، ایما و اشاره ها، حرکات بدن، لمس کردن ها، فاصله ها، تماس های چشمی و … مثال هایی در این باره هستند.

ارتباط کلامی: فرآیند ارسال و دریافت پیام با کمک واژه هاست. واژگان گفته شده و نوشته شده و همچنین زبان اشاره از جمله مثال های این ارتباط هستند.

شاید تا امروز شما تصور میکردید  که در ارتباط کلامی فقط از واژه های گفتاری استفاده میشود. درحالی که معنای دقیق ارتباط کلامی، ارتباطی است که درآن هم از واژه های گفتاری و نوشتاری استفاده میشود و هم از زبان اشاره.

متخصصان گاهی اوقات درباره طبقه بندی زبان اشاره و لحن صدا با یکدیگر تفاهم ندارند. مثلا در زبان اشاره از حرکات و حالات اعضای بدن استفاده میشود -که غیر کلامی است- اما درواقع این ایما و اشاره ها همان واژگانند که در اینجا کلامی حسوب میشوند. لحن صدا نیز نوعی کلام است اما واژه نیست، پس غیر کلامی هم محسوب میگردد.

فهمیدن اینکه چرا و چگونه تفسیر ها، تعاریف و تفاوت های ظریفی که در بحث ارتباط کلامی و غیر کلامی وجود دارد آسان است اما قضاوت در این باره را به متخصصین علمی و دانشگاهی واگذار میکنیم. تا نکات ظریف تری را از آن استخراج کنند و بر علم زبان بدن بیفزایند. هدف من این است تا به شما کمک کنم که معجزه زبان بدن در کسب و کار و زندگی را بفهمید.

 

کدامیک از جملات زیر شامل ارتباط غیر کلامی میشود  :

  1. فرقی ندارد که ما مطالب نوشته شده را در گروه ارتباطات کلامی یا غیر کلامی طبقه بندی کنیم.
  2. فرقی ندارد که ما مطالب نوشته شده را در گروه ارتباطات کلامی یا غیر کلامی طبقه بندی کنیم .

جواب؟

نمیدانم.

 

چطور زبان بدن بر روی ارتباطات ما تاثیر میگذارد؟

عناصر ارتباط کلامی و غیر کلامی نمیتوانند به طور کامل از یکدیگر جدا شوند و همچنین نمیتوانند از فرآیند کلی ارتباط نیز مجزا باشند. این یکی از جالب ترین و گاهی اوقات دلسرد کننده ترین جنبه های مطالعه ارتباطات است، زیرا اشکال و تعاملات بالقوه، آنقدر متعدد و متنوع است که طبقه بندی آنها در یک گروه خاص و مشخص دشوار میشود. وقتی شما تنها زبان بدن و چگونگی تاثیر آن در ارتباط را مورد توجه قرار میدهید در واقع بعضی ویژگی ها و کار بردهای اولیه ظهور میابند، که آنها را به موارد زیر دسته بندی میکنیم.

  • تکرار
  • تضاد
  • مکمل
  • جانشین
  • تاکید/ تعدیل
  • تنظیم

این طبقه بندی مربوط به ارتباط غیر کلامی است که در آن هیچ صدایی تولید نمیشود.

برای درک بهتر آنها و معانیشان در دنیای واقعی مثالهایی را باهم مرور میکنیم.

تکرار:

این رفتار غیر کلامی اغلب برای تکرار آنچه که قبلا به صورت کلامی گفته ایم به کار میرود .

زمانی که شما از همسرتان میخواهید تا چیزی را روی میز قرار دهد، آیا به هنگام درخواست از او، به میز اشاره میکینید؟ اگر این کار را انجام میدهید در واقع با ارتباط غیر کلامی خود ( همان اشاره ) درخواستتان را مبنی بر اینکه آن را کجا بگذارد تکرار کرده اید.

تضاد:

این یکی از بزرگترین و متنوع ترین طبقات مربوط به رفتار غیر کلامی است. زمانی که به دوستتان میگویید کیکی که او درست کرده خوشمزه است ( کلامی ) اما چشمانتان دور را نگاه میکند ( غیرکلامی)،  تضاد در اینجا  به خوبی نمایان میشود. زبان تضاد بدن، شاخص روشن و هشدار دهنده ای به هنگام دروغ گویی شخص است. زمانی که احساس اضطراب میکنید، با چیز مخالفید و یا احساس میکنید که گیر افتاده اید و نسبت به چیزی مردد هستید، زبان تضاد بدنتان شما را لو میدهد. زمانی که عناصر کلامی و غیر کلامی در تضادند شخصی که در حال دریافت پیام هاست اولویت را به پیام دریافت شده از طریق زبان غیرکلامی مدهد.

حتی جالب تر اینکه هنگام قضاوت درباره پیامی که دریافت میکنیم بیشتر این نکته را مورد توجه قرار میدهیم که این پیام چقدر با رفتار غیر کلامی شخص مطابقت دارد. مثلا فرزندی را تصور کنید که ادعا میکند دل درد دارد و نمیتواند آشغال ها را بیرون بگذارد. از آنجا که نشانه های غیر کلامی دل درد مانند رنگ پریده شخص، پوست عرق کرده اش و شاید تب، نمیتواند برای مدت طولانی تقلبی و غیر واقعی باشد بنابر این هرچند که والدین در همان ابتدا به گفته فرزند شک میکنند ولی صبر میکنند تا ببینند که رفتارهای غیر کلامی فرزندشان واقعی است یا خیر.

مکمل:

این طبقه تا حدودی با طبقه تضاد درهم آمیخته است. اگر تشخیص داده شود که رفتار غیر کلامی، که تکمیل کننده و حمایت کننده گفته های کلامی است، واقعی بوده و تقلبی نیست، ارزش و صحت گفته های کلامی را تایید میکند. برای مثال ، من زنی را میشناسم که روزی به هنگام رانندگی به علت عدم رعایت سرعت مجاز توسط افسر گشت ایالتی متوقف شد او برای اینکه متوقف شده بود واقعا شرمنده بود، تنها اشتباه او این بود که حواسش به سرعت ماشین نبود و چیزی که بیشتر اورا اذیت میکرد این بود که طی بیست سال رانندگی هرگز هیچ پلیسی اورا متوقف نکرده بود.زمانی که پلیس به ماشین او نزدیک شد، اورا در حالی دید که گریه میکرد و از دست خودش عصبانی بود. میدانید که امروزه پلیس ها در خواندن ارتباط کلامی و غیر کلامی انسانی که تحت فشار قرار گرفته است بسیار متبحرند، زیرا افرادی که پلیس آنها را متوقف میکند دوست ندارند که جریمه و یا زندانی شوند بنابر این سعی میکنندکه با دروغ خود را از مهلکه نجات دهند. پلیسی که این خانم را متوقف کرده بود به سرعت متوجه شد که رفتار غیر کلامی او (گریه، لرزش و دیگر چیزها) واقعی است و نه تقلبی. همچنین سابقه رانندگی او نیز پاک و بی عیب بود و گذشته از اینها خطایش را پذیرفته بود، بنابراین فقط با دادن هشدار به او اجازه داد که برود. در اینجا رفتار غیر کلامی آن خانوم مکمل گفته هایش بود و باعث شده بود که صحت و اعتبار گفته هایش برای پلیس محرز شود.

حتما بخوانید :   چگونه به عزت نفس برسیم؟

جانشین:

این طبقه در جاهایی استفاده میشود که شخص نمیخواهد از ارتباط کلامی استفاده کند. شاید در موقعیت هایی گفتن واژگان با صدای بلند دشوار باشد و یا گفتن آنها باعث درگیری شود. در این موقعیت ها استفاده از رفتار غیر کلامی باعث میشود که شخص دریافت کننده پیام، آن را بفهمد و هیچ مشکلی به وجود نیاید.

آیا تا به جال برای شما اتفاق افتاده که مثلا در فروشگاه با آشنایی برخورد کنید که سر صحبت را با شما باز کند و قصد نداشته باشد که به آن خاتمه دهد؟ وقتی این حالت برای شما پیش می آید میتوانید با استفاده از زبان بدن، خود را از این گفتگو خلاص کنید مثلا شما میتوانید به جای نگاه به شخص مقابل به دور تر از او نگاه کنید. یا با ظرافت نگاهی به ساعتتان بیندازیدکه یعنی دیر شده است، یا حتی زاویه بدن خود را نسبت به او تغییر دهید و یک یا دو قدم از او دور شوید. اگر شخص مقابل این پیام ها را نفهمید ممکن است مجبور شوید به او بگویید که “بایستی اکنون بروم” یا چیزی شبیه به این. اما شما ترجیح میدهید که مجبور نشوید این حرف را بزنید بلکه ارتباط غیر کلامی جانشین آن را به کار برید تا موفق شوید گفتگو را به پایان برسانید.

تاکید/ تعدیل:

این طبقه شامل انواع ارتباط غیر کلامی میشودکه برای تقویت یک پیام کلامی طراحی شده است. برای تقویت یک نقطه خاص و تاکید بر آن و یا تعدیل و تضعیف آن ازاین طبقه ارتباطی استفاده میشود. برای مثال به هرکدام از این دو پیام میتوان با کمک زبان بدن، عمق و ظرافت بخشید. اگر شما از دست همکارتان عصبانی هستید میتوانید با اشاره، اخم و یا تکان دادن سرتان پیغامی را که به او میرسانید تقویت کنید. آن باعث میشود که شخص مقابل بداند شما کاملا جدی هستید و از او میخواهید که پیغامتان را کاملا درک کند. اگر شما قصد دارید اشتباه کوچکی را که کارمندتان مرتکب شده است تصحیح کنید، شما با گرفتن کف دستهایتان به سمت بالا و لبخند اطمینان بخش و به آرامی بر روی شانه اش زدن ( برای اینکه اورا دلگرم کنید) ، این پیام را به او میرسانید که شما در تصحیح اشتباهش جدی هستید تا او احساس نکند با ارتکاب این اشتباه دیگر دنیا به آخر رسیده و بتواند آن را به عنوان یک تجربه آموزنده برای خود قلمداد کند.

تنظیم:

این طبقه شامل رفتار های غیر کلامی است که سرعت انتقال پیام را تنظیم میکنند. وقتی میخواهید از یک موضوع به موضوع دیگری بپردازید و یا به شخص دیگری فرصت صحبت کردن بدهید از این نوع رفتار بهره میگیرید. رفتارهای تنظیمی کمک میکنند تا بتوانید ارتباط بین چند شخص را کنترل کنید.

برای مثال اگر شما هدایت میز گردی را بر عهده دارید ممکن است با تکان دادن سر، چرخیدن و اشاره به شخص بعدی که بر سر میز نشسته است به او بفهمانید که نوبت صحبت کردن اوست. بعضی افراد در اینگونه رفتارهای تنظیم کننده، خوب عمل نمیکنند. آنها قبل از آنکه حرف شخص گوینده به اتمام برسد آن را قطع میکنند یا بدون اینکه فرصتی به دیگران برای مشارکت در گفتگو دهند، پیوسته سخن میگویند.

 

مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

کاربردهای عملی زبان بدن

هدف از این بحث چیست؟ کاربردهای عملی زبان بدن و ارتباط غیر کلامی چیست؟ کاربردهای عملی تقریبا نامحدودند و اغلب اوقات به طور ناخودآگاه روی میدهند. بعضی مردم در بکار بردن زبان بدن به طور موثر در زندگی روزمره اشان هیچ مشکلی ندارند ولی بعضی دیگر در تلاشند تا آن را بیاموزند و به خوبی از آن استفاده کنند. نمونه های متداولی که چه زمانی و کجا ارتباط غیر کلامی در دنیای واقعی رخ میدهد عبارتند از:

  • اداره
  • هنگام فروش چیزی
  • گفتگوها
  • مصاحبه های شغلی
  • مباحث متقاعد کننده
  • تعاملات فروشنده/ مشتری
  • جلسات
  • سیاست
  • هنگام استخدام نیروی انسانی
  • آشنایی
  • دوستی
  • تربیت فرزند
  • جلسات کاری
  • معاملات املاک
  • هنگام خوردن غذا
  • جلسات معلمان و والدین
  • خرید
  • رهبری گروه
  • فعالیت های ورزشی
  • برنامه ریزی های تفریحی

این لیست میتواند ادامه یابد! واقعیت این است که ارتباط غیر کلامی بخشی از هر چیزی است که هر روز شما انجام میدهید. ارتباط غیر کلامی مربوط به شما، هرکسی که اطرافتان باشد را تحت تاثیر قرار میدهد، همچنین آنها هم به همین ترتییب بر روی شما تاثیر میگذارند.

راهی برای گریز از ارتباط غیر کلامی وجود ندارد. اصلا چرا شما میخواهید که از آن فرار کنید؟ زبان بدن یکی از قدرتمند ترین بخش های ارتباطی ماست و شما باید آن را فرا بگیرید. شما میتوانید آن را به خوبی فراگیرید و در زندگی بکار برید، زیرا این قابلیت را در شما به وجود می آورد تا زندگیتان را از هر نظر غنی تر، جالبتر ، پربازده تر و موثر سازید.

بهترین و موثرترین ارتباط آن است که در آن از زبان غیر کلامی به بهترین نحو استفاده شده باشد.

 

تمرین

  • در مورد ارتباطی که اخیرا با شخصی داشته اید فکر کنید. سپس در مورد رفتارهای غیرکلامی که در این تعامل بین شما اتفاق افتاد توضیحاتی بنویسید. حالا هرکدام از رفتار های غیر کلامی ( تکرار، تضاد، مکمل، جانشین، تاکید/تعدیل یا تنظیم) را مشخص کنید.
  • به یک رستوران، کافی شاپ، بازار یا محل عمومی دیگر بروید و تعامل بین دو یا چند شخص را مشاهده کنید، سپس توصیفی از رفتارهای غیر کلامی که میبینید بنویسید. حالا هرکدام از رفتارهای غیر کلامی ( تکرار، تضاد، مکمل، جانشین، تاکید/تعدیل یا تنظیم) را مشخص کنید.

یک نظر در مورد «مقدمه ای بر زبان بدن و ارتباط غیر کلامی»

  • محسن افشار می‌گوید:

    جالب و آموزنده بود ممنون مخصوصا قسمت چطور زبان بدن بر روی ارتباطات ما تاثیر میگذارد؟ برام خیلی قابل توجه بود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *