اعتماد به نفس قبل و بعد از جراحی زیبایی

اعتماد به نفس قبل و بعد از جراحی زیبایی

راز توهم زشت بودن و عدم اعتماد به نفس

برای معیوبی مادرزاد، یا کسی که زیبایی صورتش در اثر حادثه ای از بین رفته، جراحی پلاستیک واقعا معجزه می کند. اگر با استناد به این موارد صحبت کنیم، به راحتی می توانیم نتیجه بگیریم که درمان کننده تمامی اختلالات روانی، ناراحتی ها ، شکست، ترس، اضطراب و نبود اعتماد به نفس، جراحی پلاستیک است، که کلیه عیب های بدن را برطرف میکند. اما اگر اینطور باشد، همه اشخاصی که قیافه های طبیعی و مورد قبول دارند، نباید هیچ گونه اختلال روانی داشته باشند. باید شاداب، خوشحال و با اعتماد به نفس بدون هیچ اضطراب و نگرانی باشند. اما خیلی خوب می دانیم که اینطور نیست.

و در عین حال با این طرز تلقی چگونه می توان رفتار کسانی را توضیح داد که به جراح پلاستیک رجوع می کنند و می خواهند زشتی صد در صد خیالی شان را با عمل جراحی معالجه کنند. با خانم های سی و پنج ساله ای برخورد می کنیم؛ شاکی هستند که پیر نشان می دهند و حال آنکه قیافه اشان کاملاً طبیعی است و بیشترشان از جذابیت فوق العاده ای هم برخوردارند.

دختران جوانی را می بینیم که چون اندازه دهان، بینی، یا دور سینه شان با ملکه زیبایی تازه برگزیده غربی سینما مطابقت ندارد خود را زشت میدانند. مردهایی پیدا می شوند که خیال می کنند گوش هایشان بیش از اندازه بزرگ یا بینی شان بیش از حد بلند است. هیچ جراح پلاستیک معتقد به اخلاقیات حتی به فکر انجام عمل جراحی روی این افراد نمی افتد، اما متاسفانه بعضی از پزشکان زیبایی، که هیچ انجمنی عضویتشان را نمی پذیرد، از این کارها زیاد می کنند.

«توهم زشتی» بسیار شایع است. تحقیق اخیری که روی دانشجویان انجام شده نشان می دهد که 90 درصد دانشجویان به نحوی از قیافه شان راضی نبوده اند، اگر کلمات «طبیعی» یا «متوسط» معنایی داشته باشد مسلم است که 90 درصد جمعیت ما نمی تواند قیافه «غیرطبیعی» یا «متفاوت» یا معیوب داشته باشد. با این حال پژوهش های مشابه نشان داده اند که تقریباً 90 درصد جمعیت ما به دلیلی از شکل بدنی خود خجالت می کشند.

حتما بخوانید :   گوشه ای از قدرت ضمیر ناخودآگاه

این افراد چنان واکنش نشان می دهند که گویی قیافه به واقع زشتی دارند. مانند زشت ها خجالت می کشند و دچار اضطراب و دلواپسی هستند. توانایی زندگی واقعی را در معرض موانع روانی از دست می دهند.

اعتماد به نفس قبل و بعد از جراحی زیبایی

اعتماد به نفس قبل و بعد از جراحی زیبایی

 

با در نظر گرفتن تصویر ذهنی به جواب می رسیم

تصویر ذهنی عامل مشترک و یا به عبارتی، تعیین کننده تمامی نمونه های ناکامی و موفقیت هاست.
جان کلام این است: برای زندگی حقیقی، یعنی برای رسیدن به زندگی منطقی و رضایت بخش، محتاج یک تصویر ذهنی واقع بینانه و شایسته هستید و باید بتوانید با آن زندگی کنید. باید از “خویش” خود راضی باشید. اعتماد به نفس و عزت نفس مناسبی نیاز دارید. محتاج “خویشی” هستید که بتوانید به آن اعتماد و اطمینان کنید. باید “خویشی” داشته باشید که اسباب خجالت شما نباشد باید بتوانید آزادانه، آن را به طور خلاق به کار گیرید. به “خویشی” احتیاج دارید که با واقعیت، مطابقت داشته باشد، تا بتوانید بطور موثر در دنیای حقیقی زندگی کنید، باید خود را بشناسید. از نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشید. در هر دو مورد با خود صادقانه برخورد کنید. تصویر ذهنی شما باید حدود منطقی «شما» باشد، نه بیش از آنچه هستید و نه کمتر از آن.

وقتی این تصویر ذهنی بی عیب و مطمئن باشد، احساس «خوشی» می کنید. و وقتی به خطر افتاد، احساس دلواپسی و ناامنی به شما دست می دهد. وقتی تصویر ذهنی شما شایسته باشد و بتوانید با اطمینان به آن افتخار کنید، احساس اعتماد به نفس می کنید. می توانید آزادانه خودتان باشید و منظورتان را بفهمانید. در حد مطلوب خود عمل می کنید. اگر تصویر ذهنی برایتان مایه خجالت باشد، پنهانش می کنید. خلاقیت متوقف می شود، آدم نچسبی می شوید، و با شما کنار آمدن دشوار می شود.

حتما بخوانید :   چگونه با تصویر سازی ذهنی لاغر و خوش اندام شویم؟

وقتی نا زیبایی چهره با عمل جراحی پلاستیک اصلاح می شود، تنها در صورتی تغییرات شدید روانی به دنبال می آید که به همین اندازه تصویر ذهنی معیوب اصلاح گردد. گاه، تصویر از خود بدشکل، حتی پس از عمل جراحی باقی می ماند. همانطور که امکان دارد عضوی از بدن را قطع کنند و بیمار مدت ها در توهم داشتن آن عضو قطع شده احساس درد بکند.

محققان به این نتیجه رسیده اند که اشخاصی که به جراح پلاستیک رجوع می کنند، به چیزی بیش از جراحی نیاز دارند و بعضی اصولاً به جراحی احتیاج ندارند. اگر باید این اشخاص را به عنوان بیمار معالجه کرد و صرفاً ناراحتی شان را در گوش و بینی و دهان و دست و پا خلاصه دید، باید به ابزاری دیگر نیز مجهز بود. باید بتوان راهی برای غلبه بر عیوب روحی آنها پیدا کرد، باید جراحت های احساسی شان را برداشت، باید به آنها نشان داد که چگونه طرز نگرش و افکارشان را همراه با قیافه و ظاهرشان تغییر دهند.

امروز بیش از هر زمان دیگر معتقدم آن چیزی که هر کداممان دنبالش هستیم «زندگی» بیشتر است. خوشبختی، موفقیت، آرامش خیال، و هر تصور دیگری که از زندگی خود داشته باشید در “زندگی بیشتر” خلاصه می شود. وقتی احساسات گسترده خوشبختی، اعتماد به نفس و موفقیت را تجربه می کنیم، از زندگی بیشتری برخوردار می شویم و به همان اندازه که توانائی هایمان را بروز نمی دهیم استعدادهای خداداد خود را سرکوب می کنیم و می گذاریم که از اضطراب، دلواپسی، و خودخوری رنج ببریم، عملاً تیشه به ریشه نیروی زندگی خود می زنیم و به آنچه خالق مان داده پشت می کنیم و هر اندازه که نعمت زندگی را منکر می شویم، نیستی را در آغوش می کشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *