قدرت بی انتها چگونه از طریق قانون جذب متجلی میشود؟

قدرت بی انتها چگونه از طریق قانون جذب متجلی میشود؟

برای آنکه رشد کنیم باید به آنچه برای رشد کردن به آن نیاز داریم دست پیدا کنیم. این چیزی است که قانون جذب آن را برایمان تأمین می کند. اندیشه انرژی است. قانون جذب آن را به عمل وادار می کند و سرانجام به سرشاری و فراوانی ختم می گردد. اما قانون جذب چگونه به تجلی قدرت بی انتها کمک میکنید؟ برای یافتن پاسخ این سوال با وبسایت خودباور در این مقاله همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” ،”3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!“، “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” ، “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟“، “قانون جذب و عصر قدرتمندی انسان!“، “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!“، “آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟“، “ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟“، “قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟“، “چگونه می توانیم اندیشه خود را کنترل کنیم؟” و “جادوی ذهن متمرکز” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه  مقاله “جادوی ذهن متمرکز” را مشاهده کنید.

خلاصه

  •  روش درست تمرکز این است که به قدری روی شی و خواسته مورد علاقه خود دقیق شوید که به چیزی جز آن فکر نکنید.
  • نتیجه این روش استفاده از نیروهای نامرئی است تا آنچه را در اندیشه می پرورانید به شما بدهد. تمرکز قدرت ادراک و استنباط خرد و شم را افزایش می دهد.
  • طبیعت میل و خواسته ما باید با قانون طبیعی هماهنگ باشد.
  • از طریق این روش تمرکز اندیشه سبب می شد آنچه را می خواهید فراهم آید.
  • عنصر ذهنی کامل کنترل کننده در هر حرفه بازرگانی است. زیرا ذهن حکمران و خالق همه اشکال و حوادثی است که صورت خارجی پیدا می کنند.
  • شم برتر از استدلال است زیرا وابسته به تجربه یا حافظه نیست و از طریقی که کمترین اطلاعی از آن نداریم مسایل ما را حل می کند.

 

ارزش باور

برای آنکه رشد کنیم باید به آنچه برای رشد کردن به آن نیاز داریم دست پیدا کنیم. این چیزی است که قانون جذب آن را برایمان تأمین می کند. لحظه ای فکر کنید. اگر قرار باشد مردی یک دوست، یک شریک زندگی، یک پدر یا یک برادر نباشد، چه می تواند باشد؟ اگر یک زن یک دوست، یک شریک زندگی، یک مادر یا یک خواهر نباشد، چه می تواند باشد؟ اگر شما در یک دنیای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، یا مذهبی حضور داشته باشید چه می شود؟ اینگونه به نفسی مجرد تبدیل می شوید. شما در ارتباط با دیگران و در ارتباط با یک جامعه به طور کلی زندگی می کنید. این مجموعه روابط محیط شما را در بر می گیرد و شما را به عنوان یک انسان تعریف می کند.
این مقاله مطالب بیشتری را در ارتباط با قانون جذب، این قانون مهم، در اختیارتان قرار می دهد.

حتما بخوانید :   غذا، خواب و ورزش : چرا حتما به هر سه این ها برای موفقیت نیاز دارید؟

 

طرز جدیدی برای فکر کردن

تغییری در اندیشه انسانی شکل می گیرد. این تغییر که به تدریج جای خود را باز می کند، بعد از رنسانس مهمترین تحولی بوده که در دنیا شکل گرفته است.
علم به کشفیات بزرگی نایل آمده است، منابع بی انتهایی را برایمان آشکار کرده است، امکانات عظیمی را در اختیارمان قرار داده است. قرن های گذشته در زمینه مادیات پیشرفتهای بی سابقه ای را شاهد بوده است. و قرن حاضر تحولی در جنبه های معنوی ایجاد خواهد کرد. چشم بندهای سنت از چشمان بشریت برداشته می شوند. اندیشه انسان به آزادی می رسد.
در نتیجه تمدن جدیدی خلق می شود: فرضیه ای جدید با رسم و رسوم، آیین ها و ظلم خود را از بین می روند. و الگوی جدیدی، مبتنی بر پنداره ایمان، و خدمت جای آنها را می گیرد.
دنیا در معرض آگاهی جدیدی قرار گرفته است. فیزیکدانها ماده را به مولکول، مولکول را به اتم . اتم را به انرژی تجزیه و تحلیل کرده اند. و حالا می گویند که هوش و فراست زیر بنای انگاره انرژی است.

 

قدرت اندیشه و قانون جذب

توجه به قانون طبیعی به انسان امکان داده تا محیط خود را اصلاح کند. اثرات زمان و فضا را از میان برداشته، درجه حرارت هوا را بالا برده و آهن را جاری کرده است. هرچه خرد کیهانی را بیشتر متجلی می کنیم، بیشتر به قانون طبیعی پی می بریم و بر قدرت خود بیشتر می افزاییم. شناسایی نفس به عنوان تفردی از این خرد کیهانی به ما امکان می دهد سایر انواع فراستی را که هنوز شناخته نشده کنترل کنیم. اندیشه خلاق است اما این نیروی خلاق نه در شخص بلکه در عالم هستی صورت خارجی پیدا می کند. عالم هستی منبع همه مواد و همه انرژی هاست. انسان تنها کانالی برای توزیع به شمار می رود. ما وسیله ای هستیم که عالم هستی به واسطه آن ترکیبات مختلف انرژی و ماده را تولید می کند همانطور که وسایل و ابزار مناسب به ما امکان داده اند تا هزاران کهکشان را شناسایی کنیم که میلیون ها مایل از ما فاصله دارند. با درک درست انسانها توانسته اند با خرد کیهانی منبع همه قدرتها تماس برقرار کنند. درکی که اغلب ایجاد می شود چیزی بیش از یک باور نیست. که این معنایی ندارد. تنها باور معنی دار باوری است که امتحان شده و واقعیت داشتن آن به اثبات رسیده است. بنابراین دیگر باور نیست بلکه حقیقتی زنده است.
درک و فهمی را که در اینجا از آن سخن می گوییم صدها هزار نفر آزمایش و امتحان کرده اند. کسی نمی تواند انتظار داشته باشد که بدون تلسکوپ بتواند ستاره هایی را که صدها هزار مایل از ما فاصله دارند از ما شناسایی کند. از این رو علم پیوسته در حال ساختن تلسکوپ های بزرگ و بزرگ تر است تا بر آگاهی ما بیفزایند. اینگونه
انسانها پیوسته درباره خرد کیهانی آگاهی بیشتری پیدا می کنند.
خرد کیهانی از طریق قانون جذب تجلی پیدا می کند: تنها از طریق این اصل ترکیب کردن و جذب نمودن است که مواد در کنار هم قرار می گیرند.
این یک قانون جهانی است. اینگونه است که میل و خواسته تبدیل به معلول می شود. در ضمن چیزهای همسان یکدیگر را جذب می کنند. ارتعاشات مغز به اندازه ای که با ارتعاشات کل در هماهنگی باشند از خود واکنش نشان می دهند.
بنابراین مشخص است که اندیشه فراوانی با اندیشه های مشابه خود هماهنگی پیدا می کند. سرشاری و فراوانی درون سرشاری و فراوانی بیرون را به همراه می آورد. توانایی تولید کردن منبع واقعی ثروت شخص است. به همین دلیل است که کسانی که دل به کارشان می دهند با موفقیت های بیش از اندازه رو به رو می شوند. آنها مرتب از خود مایه می گذارند و در این میان هرچه بیشتر بدهند، بیشتر می گیرند.
اندیشه انرژی است. قانون جذب آن را به عمل وادار می کند و سرانجام به سرشاری و فراوانی ختم می گردد. به کار بردن اصل دانش مدتهاست که ویژگی نوابغ شناسایی شده است. شکلگیری دانش به توجه احتیاج دارد. حتی توجه هم باید تمرین شود. پاداش توجه افزایش علاقه است. توجه و علاقه رابطه ای متقابل دارند. هرچه علاقه بیشتر باشد، توجه بیشتر می شود؛ و هرچه توجه بیشتر شود، علاقه افزایش می یابد. و در نتیجه دانش، کنش و واکنش بیشتر می شود. کارتان را با توجه کردن بیشتر شروع کنید، دیری نمی گذرد که علاقه تان افزایش می یابد. این علاقه توجه بیشتری ایجاد می کند و این توجه علاقه بیشتری را سبب می گردد.

حتما بخوانید :   برای چه زندگی می‌کنیم؟

به عنوان تمرین این مطلب روی قدرت خود برای خلق کردن متمرکز شوید.

  1.  مطابق قبل در حالت آرمیدگی قرار بگیرید.
  2.  سعی کنید برای ایمانی که در شما وجود دارد مبنایی منطقی پیدا کنید.
  3. به این فکر کنید که وجود فیزیکی زندگی و حرکت می کند، موجودیتش در هواست که جایگاه همه حیات هاست.
  4.  بعد به این موضوع بیندیشید که موجود معنوی هم زندگی و هم حرکت می کند. به خود اجازه دهید که این انرژی معنوی را تجربه کنید و با هر نفسی که می کشید این انرژی در وجود شما جاری می شود.

مانند دنیای فیزیکی، هیچ زندگی شکل نمی گیرد مگر آنکه بذری کاشته شود. بنابراین در دنیای معنوی هیچ معلولی شکل نمی گیرد مگر آنکه بذرش کاشته شود. میوه ای که بدست می آید به طبیعت بذری که کاشته شده بستگی دارد.

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “آیا تغییر دنیای اطرافمان به علت تغییر ذهن ماست؟” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *