قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟

قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟

اندیشه و کلام

کلام آن چیزی است که تفاوت میان انسان و دنیای حیوانات را سبب می شود. کلمات در حکم کشتی هایی هستند که اندیشه را با خود حمل می کنند. کلمات اندیشه ما را در قالب صدا منتقل می سازند. اما آیا میتوان مقایسه ای میان قدرت کلام و قدرت اندیشه کرد؟ آیا تفاوتی فاحش وجود دارد؟ در ادامه با وبسایت خودباور همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” ،”3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!“، “چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟” ، “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟“، “قانون جذب و عصر قدرتمندی انسان!“، “درک درست قانون جذب ، کلید جذب آرزوها!“، “آیا قدرت اندیشه انسان فراطبیعی است؟” و “ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟” را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه  مقاله “ذهن ناهشیار چه تفاوتی با خرد کیهانی دارد؟” را مشاهده کنید.

خلاصه

  • خرد کیهانی منبع درایت، قدرت و هوش است.
  • همه حرکات، نور، گرما و رنگ نشأت گرفته از انرژی کیهانی هستند که این یکی از تجلی های خرد کیهانی است.
  • قدرت خلاق اندیشه در خرد کیهانی سرچشمه می گیرد. بنابراین اندیشه ، ذهن در حال حرکت است.
  • ذهن انسان وسیله ای است که عالم هستی در آن انواع ترکیباتی را ایجاد می کند که به شکل گیری پدیده منتهی می گردد.
  • قدرت هر فرد در فکر کردن، توانایی او در عمل کردن در عالم هستی است که تجلی بخش شکلها است.
  • شکل اولیه عالم هستی ریز اتمها هستند که همه فضا را پر می کنند.
  • منشأ همه چیز ذهن است.
  • تغییر اندیشه منجر به تغییر شرایط می شود.
  • نگرشهای ذهنی هماهنگ، منجر به شرایط هماهنگ در زندگی می شوند.

 

تغییر ماهیت

درس پانزده درباره قانونی که در شرایط آن زندگی می کنیم مطالبی در اختیار ما قرار می دهد. توضیح می دهد که این قوانین به سود ما عمل می کنند، اینکه همه شرایط و تجربیاتی که با آن رو به رو می شویم به سود ما هستند. اینکه به همان اندازه که تلاش کنیم سود عاید ما می شود و دیگر آنکه خوشبختی ما بستگی به
همکاری هوشیارانه ما با قانون طبیعی دارد.
اندیشه، هر چند ممکن است شکل مادی نداشته باشد، چارچوبی است که در آن همه مباحث زندگی شکل می گیرد. ذهن در این هزاره جدید موفق به شدت درگیر و فعال بوده است. اما این علم است که برای دستیابی به اندیشه هایی که اندیشیدن را شکل می دهند، باید به آن مراجعه کنیم.
دکتر ژاک لاک، یکی از اعضای مؤسسه را کفلر، اینگونه نظر می دهد: برای رسیدن به ماده، بوته های رز کاشته شده در گلدان را به اتاقی می آوریم و آن را نزدیک به یک پنجره بسته قرار می دهیم. اگر بگذاریم این گیاهان خشک شوند، انگل هایی که قبلاً بال نداشتند تبدیل به حشرات بالدار می شوند. پس از تغییر ماهیت، این حیوانات از گیاه جدا می شوند، به سمت پنجره پرواز می کنند و بعد خودشان را روی شیشه بالا می کشند.
این حشرات ریز متوجه می شوند گیاهی که قبلاً روی آن زندگی می کردند مرده است و بنابراین آنها نمی توانند از آن تغذیه کنند و از این منبع بخورند و بیاشامند. تنها روشی که برای نجات از گرسنگی می توانند از آن استفاده کنند این است که به طور موقت صاحب بال شوند و پرواز کنند. این بدان معناست که آگاهی از هرچیز
و نیز توانایی مطلق در وقت اضطراری از آنها استفاده کنند.

حتما بخوانید :   ارزش یک فکر چقدر است؟

 

تجربه کردن قانون رشد و تکامل

قوانینی که در شرایط آن زندگی می کنیم صرفاً به خاطر رعایت منافع ما طراحی شده اند. اینها قوانینی زوال ناپذیر هستند، اما ما می توانیم خود را در شرایط هماهنگی با آنها قرار دهیم و به آرامش و خوشبختی برسیم. مشکلات، ناهماهنگی ها و موانع نشان می دهند که یا حاضر نیستیم آنچه را نمی خواهیم از دست بدهیم و یا
اینکه از قبول آنچه نیاز داریم سرباز می زنیم.
می توانیم شرایط خود را آگاهانه کنترل کنیم. می توانیم از هر تجربه آن چیزهایی را انتخاب کنیم که برای رشد بیشتر لازم داریم. توانایی ما در انجام دادن این کار میزان هماهنگی یا خوشبختی را که به دست می آوریم مشخص می سازند.
توانایی متجلی ساختن آنچه برای رشد خود به آن احتیاج داریم وقتی به سطوح بالاتر می رسیم و پنداره مان وسیع تر می شود، افزایش می یابد. هر چه توانایی ما برای دانستن آنچه بدان احتیاج داریم افزایش می یابد، بیشتر حضور آن را احساس می کنیم و بیشتر می خواهیم آن را جذب و جلب کنیم. چیزی جز آنچه برای رشد به آن احتیاج داریم به ما نمی رسد. همه شرایط و تجربه ها به سود ما به سمت ما می آیند. مشکلات و موانع تا زمانی به سر وقت ما می آیند که درایت آنها را جدب کنیم و لازمه و ضروری ها را برای رشد بیشتر از آنها بگیریم. و چون کاملاً مشخص است که هرچه بکاریم همان را برداشت می کنیم، صرفاً به اندازه ای توانمندی دائمی به دست می آوریم که برای برخود با مشکلات تلاش کرده ایم.

 

قدرت کلمات

کلام آن چیزی است که تفاوت میان انسان و دنیای حیوانات را سبب می شود. کلمات در حکم کشتی هایی هستند که اندیشه را با خود حمل می کنند. کلمات اندیشه ما را در قالب صدا منتقل می سازند.
کلمات اندیشه هستند و چون اندیشه قدرت دارد، کلمات ما سرانجام خود را به همان شکلی منتقل می سازند که ادا می شوند. کلمات می توانند تبدیل به قصرهایی شوند که برای همیشه باقی بمانند. همانطور که می توانند آلونک هایی باشند که در اثر وزش بادی خفیف در هم فرو بریزند.
با استفاده کردن از کلمات مکتوب، می توانیم قرن ها به عقب باز گردیم و ببینیم چگونه به شرایط امروز رسیده ایم. از طریق کلام مکتوب می توانیم با یزرگترین نویسندگان و متفکران تاریخ ارتباط برقرار کنیم.
از طریق کلام است که باید اندیشه های خود را ابراز کنیم، کاملاً مشخص است که اگر خواهان شرایط مطلوب هستیم، باید به اندیشه های مطلوب توجه کنیم. زیرا کلمات همان اندیشه های شکل گرفته هستند. اندیشه می تواند به هر نوع عمل و اقدامی تبدیل شود، اما به هر صورت این اندیشه است که می خواهد به شکلی محسوس خودش را ارائه دهد. این ما را به این نتیجه گیری اجتناب ناپذیر سوق می دهد که اگر می خواهیم فراوانی را در زندگی خود تجربه کنیم، می توانیم تنها به فراوانی بیندیشیم و درباره آن حرف بزنیم.

 

قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟

قدرت کلام یا قدرت اندیشه ، کدام برتر است؟

قانون اصل

زیبایی کلام به زیبایی اندیشه بستگی دارد. قدرت کلام شامل قدرت اندیشه می شود. و قدرت اندیشه  در نشاط و سر زندگی بودن آن خلاصه می گردد.
چگونه می توانیم اندیشه حیاتی را شناسایی کنیم؟ ویژگی اصلی آن کدام است؟ عشق به اندیشه انرژی می دهد و به شکل گیری آن کمک می کند. بنابراین اندیشه برای اینکه حیات داشته باشد باید با عشق همراه باشد.
قانون جذب یا قانون عشق که در اصل یکی هستند، به اندیشه فرصت رشد کردن و بلوغ یافتن می دهند. عشق محصول فرعی احساسات است. بنابراین ضرورت دارد که احساسات کنترل شوند و از ناحیه دلیل و استدلال راهنمایی گردند تا با اصل کائنات هماهنگی پیدا کنند.

حتما بخوانید :   نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟

 

چگونه می توانیم اصل را شناسایی کنیم؟

به اطراف نگاه کنید. با اصل ریاضیات رو به رو می شویم، اما اصل اشتباه وجود خارجی ندارد. با اصل سلامتی رو به رو می شویم، اما اصل بیماری وجود ندارد با اصل حقیقت رو به رو می گردیم، اما اصل عدم صداقت نداریم. اصل روشنایی داریم، اما اصل تاریکی نداریم. اصل فراوانی داریم، اما اصل فقر و تنگدستی وجود خارجی ندارد.
اینها واقعیتهای ملموس هستند، اما مهمترین حقیقیت این است: اندیشه که بر اساس اصول باشد در برگیرنده حیات است و بنابراین ریشه می گیرد و جایگزین اندیشه های منفی می شود. اندیشه های منفی بر اساس طبیعت خود، در برگیرنده مهارت نیستند.

 

به کار بردن اصل

در دنیای فیزیکی، قانون جبران از این قرار است: پیدایش مقدار معینی از انرژی در هر نقطه ای به معنای از دست رفتن همین مقدار انرژی در نقطه ای دیگر است. و بنابراین مابه این نتیجه می رسیم که تنها آنچه را  می توانیم بدهیم دریافت می کنیم. اگر خود را مقید بر انجام دادن کاری بکنیم، باید مسئولیت آن را هم بپذیریم. ذهن ناهشیار نمی تواند استدلال کند. به جای آن حرف ما را می پذیرد. ما چیزی درخواست کرده ایم و حالا باید آن را دریافت کنیم. ما رختخوابمان را پهن کرده ایم و حالا باید در آن بخوابیم.
به همین دلیل فراست باید بکار گرفته شود. فراست جنبه ای از ذهن است و ما می توانیم واقعیات و شرایط را در فاصله ای دور از خود ببینیم. این به ما امکان می دهد تا مشکلات را ببینیم و به امکانات نیز توجه کنیم.
فراست در ضمن به ما امکان می دهد که با مشورت رو به رو گردیم تا قبل از اینکه به ما آسیبی برسانند، بر آنها غلبه کنیم. فراست به ما امکان می دهد تا اندیشه و توجه خود را در مسیر درست هدایت کنیم و در مسیری حرکت نکنیم که راه بازگشتی وجود نداشته باشد. فراست برای رسیدن به موفقیت های بزرگ ضرورت مطلق دارد.
به کمک آن می توانیم میدان ذهن را وارسی و بررسی کنیم. فراست ثمره دنیای درون است و با تمرکز در حالت سکوت رشد می کند:

 

به عنوان تمرین این درس روی فراست متمرکز شوید:

  1.  در جای همیشگی خود قرار بگیرید.
  2.  روی این حقیقت متمرکز شوید که آگاهی داشتن از قدرت خلاق اندیشه به معنای آن نیست که از هنر اندیشیدن برخورداریم.
  3.  به این حقیقت توجه کنید که دانش به خودی خود به کار بسته نمی شود و اینکه اعمال ما در حاکمیت دانش نیستند بلکه تحت تأثیر رسم و رسوم، سوابق و عادت ها صورت خارجی پیدا می کنند و اینکه تنها راه استفاده از دانش از طریق تلاش آگاهانه صورت خارجی پیدا می کند.
  4.  به این حقیقت توجه کنید که دانش مورد استفاده قرار نگرفته به فراموشی سپرده می شود و اینکه ارزش اطلاعات در کاربرد اصل خلاصه می شود.
  5. آنقدر به این طرز اندیشیدن توجه کنید تا بتوانید برای به کار بردن این اصل در مورد مسئله خاص خود برنامه ای قطعی تدارک ببینید.

 

به حقیقت بیندیشید تا افکارتان گرسنگی جهان را تغذیه کند.

حقیقت را بگویید تا هر کلمه از حرفهایتان بذری مفید شود،
با حقیقت زندگی کنید تا زندگیتان
مرامی شریف شود.
هواتیو بونار –

 

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “چگونه می توانیم اندیشه خود را کنترل کنیم؟” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *