داشتن آرامش به تغییر عادت ها کمک می کند!

عادت ها را با آرامش تغییر دهید!

آرامش جسم، نقش مهمی در فرایند تغییر عادت های انسان بازی می کند. باورهای موجود ما، خوب یا بد، درست یا نادرست، بدون فشار و بدون اعمال «قدرت اراده» ایجاد شده است. عادت های ما، خوب و یا بد، هم به همین شکل ایجاد شدند. بنابراین، اینطور به نظر می رسد که باید از فرآیند مشابهی برای ایجاد باورها و عادت های جدید استفاده کنیم و به عبارت دیگر، برای رسیدن به این منظور باید وجودمان در حالت آرامش قرار گیرد.

بارها تجربه شده که نیروی اراده، برای تغییر باورها و یا درمان عادت های ناپسند، نه تنها بی فایده است، بلکه اثر معکوس برجای می گذارد.
امیل کو، داروساز فرانسوی که در سال 1920، با نتایجی که از نیروی تلقین به دست آورد دنیا را به حیرت فرو برد، اصرار داشت که تلاش عمدی یکی از دلایل اصلی شکست مردم در استفاده از نیروهای درونی آنها بوده است. او می گفت «برای دستیابی به هدف ها، باید اراده و تلاش عمدی را کنار بگذارید.

امیل کو، داروساز فرانسوی - کسی ثروتمند است که فکر میکند ثروتمند است و کسی فقیر است که فکر میکند فقیر است.

امیل کو، داروساز فرانسوی – کسی ثروتمند است که فکر میکند ثروتمند است و کسی فقیر است که فکر میکند فقیر است.

یکی از دیگر نقطه نظرهای مشهور او «قانون تلاش عمدی معکوس» بود:
«وقتی اراده و تخیل در تضاد باشند، تخیل بدون استثناء برنده می شود.»

دکتر نایت دونالپ از جمله کسانی بود که عمری را به مطالعه عادت ها و فرآیندهای یادگیری گذراند و احتمالاً از هر روانشناس دیگری در این زمینه تجربه اش بیشتر است. با استفاده از روش های دکتر دونالپ، امکان درمان عاداتی چون جویدن ناخن، مکیدن انگشت، حرکات اضافی صورت، و عادت های جدی تری که سایر روش ها از درمان آن ها نا توان بودند، فراهم شد. خلاصه کلامش این بود که تلاش عمدی یکی از موانع بازدارنده درمان یک عادت ناپسند، یا ایجاد یک عادت جدید است. دکتر دونالپ متوجه شد که تلاش عمدی برای کنار گذاشتن یک عادت در واقع آن عادت را تقویت می کند.

تجارب او ثابت کرد که بهترین راه از بین بردن یک عادت، ایجاد یک تصویر ذهنی روشن از نتیجه و فایده نهایی درمان و صرف وقت برای رسیدن به این هدف است! بدون توسل به تلاش عمدی. دکتر دونالپ متوجه شد که هم «تمرین مثبت» (کنار گذاشتن عادت) و هم «تمرین منفی» (اجرای آگاهانه و داوطلبانه عادت) تنها در صورتی مفید واقع می شوند که نتایج غیایی امر بطور دائم در ذهن باقی بماند.

او می گفت: اگر قرار است عادت جدیدی ایجاد شود و یا اگر قرار است رفتاری تبدیل به عادت شود، باید حتما یادگیرنده از رفتار مورد نظر، و تغییری که در اثر این رفتار جدید در محیط ایجاد می شود مطلع باشد …

خلاصه آنکه عامل مهم یادگیری، یکی فکر کردن به هدف مورد نظر و دیگری علاقه رسیدن به آن هدف است.

دکتر جیمزاس گرین، بنیان گذار بیمارستان ملی مخصوص ناراحتی های تکلمی در نیویورک شعاری داشت:
«وقتی خود را راحت احساس کنید می توانید صحبت کنید».

حتما بخوانید :   تغییرات مثبت - چگونه عادت های بد را ترک کنیم؟

دکتر ماتیان چیل خاطرنشان کرده که اگر بخواهیم با تلاش عمدی و با استفاده از نیروی اراده به جنگ نگرانی برویم، آن را تشدید و به ادامه نگرانی کمک می کنیم.

اگر بتوانیم همه روزه مدتی جسم خود را در حالت راحتی و آرامش قرار دهیم به آرامش ذهنی و درونی می رسیم و در نتیجه مکانیزم خودکار خلق آرزوهایمان را با آگاهی بهتری کنترل می کنیم.

چگونه می توان از تجسم برای رسیدن به آرامش استفاده کرد؟

چگونه می توان از تجسم برای رسیدن به آرامش استفاده کرد؟

چگونه می توان از تجسم برای رسیدن به آرامش استفاده کرد؟

این تمرین آرامش بخش را حداقل روزی 30 دقیقه انجام دهید:

روی یک صندلی راحتی بنشینید، یا به پشت بخوابید و بدنتان را به حالت آزاد و رها نگه دارید. سعی کنید تا جایی که امکان دارد، و بی آنکه به خود فشار بیاورید عضلات بدن شل و آزاد و رها باشد.
آگاهانه روی قسمت های مختلف بدنتان تمرین کنید و لحظه ای را در این حال بگذارید. مطمئن باشید که داوطلبانه و بدون کمک دیگران می توانید تا اندازه ای به آرامش برسید و خود را سبک کنید. اخمتان را باز کنید، بگذارید عضلات پیشانی حالت راحتی پیدا کنند. آرواره ها را شل کنید، دست ها، بازوها، شانه ها ساق های پا را در وضعیت آزاد و رها قرار دهید.

پنج دقیقه را به اینکار اختصاص دهید و بعد از فکر عضلات بیرون بیائید. تا اینجا را آگاهانه کار کرده اید. از این به بعد، اجازه بدهید که مکانیزم خلاق شما به کار بیفتد و شما را به حالت راحتی برساند.
خلاصه آنکه می خواهید از تصاویر ذهنی موجود در تخیل خود استفاده کنید و اجازه دهید که مکانیزم خود کارتان این هدف های شما را درک کند.

تصویر آرامش بخش شماره 1:

در ذهنتان، تجسم کنید که روی تختی دراز کشیده اید. فکر کنید که پایتان را از سنگ و سیمان ساخته اند. پاهایتان آنقدر سنگین است که قدرت حرکت دادنشان را ندارید. پاهایتان از سنگینی در تشک فرو رفته است. حالا خیال کنید که دست ها و بازوهای شما را از سنگ و سیمان ساخته اند، آنها هم از زور سنگینی و فشار در تشک فرو رفته اند. چه فشاری به تخت وارد می کنند. حالا در تصورتان دوست خود را ببینید که وارد اطاق می شود، می خواهد پاهای سنگین شما را بلند کند. پای شما را می گیرد، می خواهد آنها را بالا بکشد. اما پاهایتان سنگین تر از آن هستند که بلند شوند. نمی تواند این کار را بکند. این کار را در مورد دست ها، گردن و سایر اعضای بدن تکرار کنید.

تصویر آرامش بخش شماره 2:

تجسم کنید بدن شما عروسک خیلی بزرگی است. دست ها با نخ خیلی شل به مچ هایتان وصل شده اند. ساعدها هم با بازوها تماس شلی دارند. بازوها را با نخ شل به شانه ها وصل کرده اند. پاها، ساق ها و ران ها هم به کمک نخی بهم وصل هستند. گردنتان اصلاً یک نخ نازک است. نخ هایی که آرواره و لب های شما را بهم متصل کرده اند آنقدر شل شده اند و کش آمده اند که چانه شما روی سینه تان آویزان شده است. همه نخ هایی که اجزاء مختلف بدن شما را بهم متصل می کنند شل و آزاد هستند و بدنتان آرام روی تخت دراز کشیده است.

حتما بخوانید :   ایجاد تغییر در زندگی و شخصیت به کمک فکر مثبت

تصویر آرامش بخش شماره 3:

همه بدنتان از بادکنک های پر از باد تشکیل شده است. روی کف های پایتان، سوراخی ایجاد می شود و هوای موجود در ساق های شما بیرون می رود ساق های شما آنقدر کوچک می شوند که به شکل بادکنک های لاستیکی بدون باد درمی آید و روی تختخواب ولو می شوند. حالا، سوراخی روی سینه شما باز می شود و در حالیکه هوای بدنتان خارج می شود تنه تان روی رختخواب شل و بی وزن رها می شود. این تجسم را با بازوها، سر و گردن ادامه دهید.

تصویر آرامش بخش شماره 4:

به اعتقاد بسیاری، این تمرین، بیش از هر تمرینی شما را سبک و راحت می کند.

تصویر ساحل آرامش بخش

تصویر ساحل آرامش بخش

در ذهن خود بگردید و صحنه ای لذت بخش و آرامش بخش را از گذشته ها پیدا کنید. تقریباً همه این لحظات را در زندگی تجربه کرده اند. این تصویر آرامش بخش گذشته را در ذهن مجسم کنید. تمام لحظات و وقایعش را در خیال بیاورید. ممکن است تصویری که انتخاب کرده اید، منظره آرام کنار یک دریاچه پای کوهی باشد که برای ماهیگیری یا استراحت به آنجا رفته اید. جزئیات محیط را در ذهن زنده کنید. نگاه کنید، موج روی آب را ببینید، چه بی صدا حرکت می کند. چه صدایی شنیدید؟ صدای آرام بهم خوردن برگ ها را شنیدید؟ شاید یادتان باشد که مدت ها پیش در نهایت آرامش و خواب آلوده، مقابل شعله های مطبوع آتش نشسته بودید.
صدای سوختن شاخه های چوب را می شنوید؟ منظره را تعریف کنید. چه می بینید؟ چه صدای دیگری به گوشتان می رسد؟
شاید روزی را انتخاب کرده اید که زیر آفتاب روی ساحل دریا دراز کشیده بودید. تماس ماسه با بدنتان را لمس می کنید؟ آیا گرمای دلپذیر خورشید را روی بدنتان احساس می کنید؟ لمسش نمی کنید؟ نسیمی می وزد؟ پرنده ای در آسمان ساحل بال می زند؟

هرچه بتوانید جزئیات بیشتری را به یاد آورید و در خیال تصویر کنید موفق تر خواهید شد.
لازم به ذکر است که از میان این تمرینات هرکدام که ارتباط بیشتری با آن برقرار می کنید را انتخاب کنید و به تمرین آن بپردازید. با تمرینات روزانه، تصاویر ذهنی این خاطره روشن و روشن تر می شوند و یادگیری هم تدریجاً زیاد می شود. در اثر تمرین ارتباط میان تصویر ذهنی و احساس جسمانی مستحکم تر می شود و کم کم در رسیدن به آرامش مهارت پیدا میکنید و در جلسات تمرین بعدی سریع تر به آرامش می رسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *