طرز فکر صحیح برای رسیدن به هدف چیست؟

طرز فکر صحیح برای رسیدن به هدف چیست؟

مكانيزم خودكار عمل برای رسیدن به هدف

وقتي دقت‌ فوق‌ العاده ضد‌موشك ها در برخورد به هدف را مي‌بينيم كه در آنی حركت موشك ديگری را تشخيص مي‌دهد و چنان به سويش می رود كه درست در لحظه مناسب به آن برخورد كند، انگشت به دهان می مانيم.
اما وقتی میبينيم بازيكنی در ميانه ميدان، توپ پرتاب‌‌شده‌ای را مي‌گيرد آيا نبايد به  همان اندازه تعجب كنيم؟ اين بازيكن براي محاسبه محل فرود توپ بايد سرعت حركت توپ، زاويه فرود، مسير باد، سرعت اوليه و كاهش تدريجی اين سرعت را در نظر بگيرد بايد به قدری اين محاسبات را سريع انجام دهد كه بلافاصله پس از رها شدن، توپ در مسير دلخواه حركت كند. بعد بايد حساب كند كه به چه سرعتی بدود و در كدام جهت حركت كند تا درست در زمان مناسب توپ هدف را در اختيار بگيرد. اين بازيكن، در اين باره حتی فكر هم نمی كند. مكانيزم هدف‌ جوی موجود در او، با توجه به اطلاعاتی كه توسط چشم‌ها و گوش‌ها مخابره می شود، كار محاسبه را انجام می دهد. كامپيوتر داخل مغز او، اين اطلاعات را دريافت كرده، آن را با اطلاعات قبلاً ثبت شده (خاطره موفقيت‌ ها و شكست‌های قبلی در گرفتن توپ در حال حركت) مقايسه می كند. تمامی محاسبات لازم در يك چشم به هم زدن انجام می گيرد و دستور حركت به عضلات صادر مي‌شوند و او شروع به دويدن به سوی هدف می كند.

مكانيزم خودكار عمل برای رسیدن به هدف

مكانيزم خودكار عمل برای رسیدن به هدف

علم مي‌تواند كامپيوتر بسازد اما از ساختن چیزی مانند انسان عاجز است. به اعتقاد دكتر وينر، تا آينده قابل پيش‌بينی، دانشمندان موفق به ساختن يك مغز الكترونيكی قابل مقایسه با مغز انسان نخواهند شد. او می گويد «مغز انسان، در مقايسه با هر دستگاه محاسباتی كه تاكنون ساخته شده و هر دستگاهی كه اکنون در دست طراحی است و در آينده نزديك ساخته خواهد شد، كليد‌ها و کارایی های بيشتری دارد.»

اما، حتی اگر قرار باشد چنين ماشينی ساخته شود، فاقد هویت خواهد بود. كامپيوتر دارای مغز و شخصیت نيست. نمي‌تواند برای خود مسئله‌ای طرح كند. فاقد قوه تخيل است و نمي‌تواند هدفی را مشخص نمايد. نمي‌تواند بفهمد كه كدام هدف ارزشمند و كدام هدف بی ارزش است. فاقد احساسات است. توانايی «احساس» ندارد. تنها بر اساس اطلاعات جديدی كه توسط انسان به او داده می شود، و با توجه به اطلاعات بازخوردی كه در «اندام‌های حسی اش» وجود دارد و بر اساس اطلاعاتی كه قبلاً به او داده شده كار می كند.

ذهن انسان برای رسیدن به هدف چه منابعی در اختیار دارد؟

به اعتقاد بسياری از متفكران بزرگ، اطلاعات ذخيره شده در ذهن هر انسان، تنها به تحربه های گذشته و واقعياتی كه در گذشته آموخته محدود نمی شود. امرسون در مطالعه ذهن انسان مي‌گويد: «تمامی انسان‌ها داراي مغز مشترك هستند.»

ذهن انسان برای رسیدن به هدف چه منابعی در اختیار دارد؟ - توماس ادیسون

ذهن انسان برای رسیدن به هدف چه منابعی در اختیار دارد؟ – توماس ادیسون

اديسون معتقد بود كه برخي از عقايد و نظرات خويش را از منبعی كه خارج از او قرار داشته تأمين كرده است. يك بار كه به خاطر فكر خلاقش مورد تحسين قرار گرفت گفت: افتخار را به من نسبت ندهيد. «عقايد در هوا هستند، اگر من آن را كشف نمی كردم، شخص ديگری اين كار را می كرد.»

حتما بخوانید :   چه تعریفی از زندگی مالی تان دارید؟

دكتر جی بی راين ، روانشناس دانشگاه دوك، به طور تجربی ثابت كرده كه انسان، غیر از حافظه شخصی، يا اطلاعات ذخيره‌ شده ناشی از يادگيری يا تجربه، به دانش و عقايد ديگری دسترسی دارد. تله‌ پاتی، غيب‌ دانی و پيش‌ گویی از طريق تجارب علمي آزمايشگاهی به تایید رسیده اند. يافته‌های او، در رابطه با اين كه انسان دارای يك «عامل احساسی اضافی» است و او آن را «سای» می نامد، در حال حاضر توسط دانشمندانی كه به طور جدی كارهای او را بررسی كرده‌اند، مورد تأييد قرار گرفته است. پرفسور اراچ تاولس استاد دانشگاه كمبريج مي‌گويد: «درستی اين پديده را بايد نظير هر تحقيق علمی قابل اثباتی در نظر گرفت.»
دكتر‌ راين می گويد: «ما متوجه شده‌ايم كه انسان در كسب دانش دارای استعدادی برتر است.»

می گويند شوبرت آهنگساز مشهور اتریشی، به يكي از دوستانش گفته است كه فرآيند خلاقیت خود او شامل به «ياد آوردن آهنگی» است كه نه خود او و نه هيچ كس ديگری قبلاً درباره‌اش فكر نكرده است. به این معنی که او صرفا چیزی که از قبل در جهان وجود داشته را به یاد آورده و چیز جدیدی خلق نکرده!

بسياري از هنرمندان خلاق و نيز روانشناساني كه درباره فرآيند خلاق مطالعه كرده‌اند تحت تأثير تشابه الهام خلاق، وحي ناگهاني، درك مستقيم و غيره و حافظه معمولي انسانی قرار داشته‌اند. جستجوی عقايد جديد، يا پيدا كردن پاسخی براي يك مسئله در حقيقت شبيه اين است كه انسان در حافظه خود دنبال اسم فراموش‌ شده‌اي بگردد. می دانيد كه اسم را قبلاً شنيده‌ايد و در غير اين صورت دنبالش نمی گرديد. ردياب داخل مغز، در حافظه شما آنقدر می گردد تا اسم موردنظر را «پيدا می كند» يا «آن را نمی يابد.»

حالا جواب را می دانيم درست به همين شكل، هنگام جستجوی انديشه‌ های جديد و يا وقتی دنبال جواب مسئله‌ای می گرديم بايد فرض كنيم كه پاسخ جايی هست و بايد دنبالش بگرديم.

همان طور كه دكتر نوربرت وينر مي‌گويد «وقتي دانشمند به مسئله‌ای حمله می كند كه می داند جوابی دارد، طرز برخورد و تصمیم گیری اش به كلی تغيير می كند. در واقع، حدود پنجاه درصد راه پيدا كردن جواب را رفته است.»

وقتي تصميم می گيريد كار خلاقی انجام دهيد، خواه در زمينه فروش، اداره يك شركت تجاری، غزل‌ سرايی و خواه بهبود روابط انسانی، يا هر چيز ديگر، يا وقتی حرکت به سمت هدفی كه در نظر گرفته‌ايد و می خواهيد به آن برسيد را شروع می كنيد، حتي اگر كمي مبهم باشد پس از آن كه بدان دست يافتيد، آن هدف شناسایی و شفاف مي‌شود. اگر منظور اصلي شما يك فعاليت اقتصادی است، با ميل و رغبت تمامی زوايای مسئله را بررسی كنيد، مكانيزم خلاق شما به كار می افتد و رديابی كه قبلاً  در مقاله “هدف و موفقیت غریزی در انسان!” درباره‌اش صحبت كرديم در ميان اطلاعات انباشت شده، پاسخی را برايتان پيدا مي‌كند. از اينجا و آنجا نكته‌ای مي‌يابد، تجارب قبلی را كنار هم می گذارد و آنها را به هم ربط می دهد تا مفهوم معنی داری پيدا مي‌كند. اطلاعات ناقص تكميل می شوند و برای مسئله شما جوابی پيدا می شود. راه‌ حل به دست‌ آمده اغلب در لحظه ای در خدمت آگاهی شما قرار می گيرد كه داريد به چيز ديگری فكر می كنيد و يا شايد حتی در حال رويا هستید و در حالی كه آگاهيتان در خواب است اتفاقی می افتد و ناگهان پاسخ مسئله خود را پيدا می كنيد.

حتما بخوانید :   باور های غلط، قاتل موفقیت ها و استعداد ها هستند!

همسر لويس آگاسيس فسیل شناس، در اين زمينه تجربه شوهرش را نقل می كند:

«می خواست اثر تقريباً مبهم يك فسيل ماهی روي تخته‌ سنگی را بررسی كند. بالاخره، گيج و خسته از خير اين كار گذشت و سعی كرد كه فكر اين كار را از سرش بيرون كند. چند شب بعد، از خواب پريد. مطمئن بود كه ماهی را صحيح و سالم با تمام اجزايش خواب ديده است.

ذهن انسان برای رسیدن به هدف چه منابعی در اختیار دارد؟ - فسیل ماهی

ذهن انسان برای رسیدن به هدف چه منابعی در اختیار دارد؟ – فسیل ماهی

«صبح زود به اين اميد كه با نگاه به چند تصوير اطلاعات مورد نظرش را پيدا كند به مؤسسه «باغ گياهان» رفت. اما بی فايده بود، چيز تازه‌ای دستگيرش نشد. شب بعد، دوباره ماهی را در خواب ديد، اما پس از آن كه بيدار شد، چون بار قبل تصوير از ذهنش گريخت. به اميد آن كه دوباره ماهی را در خواب ببيند، شب سوم، قبل از خواب قلم و كاغذی كنار تخت خوابش گذاشت.

«نزديكی های صبح ماهی بار ديگر در رويايش ظاهر شد. در آغاز درهم و مبهم می نمود، اما بالاخره، چنان واضح ديده مي‌شد كه ديگر شكی درباره خصوصيات حيوانشناسی اش نداشت. در حالی كه هنوز در خواب و بيداری بود، در تاريكی مطلق، خصوصيات ماهی را روی ورقه كاغذ كنار تختش يادداشت نمود.

«صبح كه شد از ديدن نقاشی شبانه‌ اش تعجب كرد. اصلاً فكر نمی كرد كه فسيل مشخصات نقاشی او را داشته باشد. با عجله به «باغ گياهان» رفت و به كمك نقاشی توانست با پاک کردن قسمت‌ های اضافی سنگ بخش‌ های پنهان فسيل را پيدا كند. فسيلی كه پيدا شد، با نقاشی و آنچه در خواب ديده بود مطابقت داشت و به این ترتيب توانست به سادگی آن را طبقه‌ بندی كند.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *