خوشبختی چیست؟

خوشبختی چیست؟

می توانید به خوشبختی عادت کنید

در این مطلب می خواهم با شما از خوشبختی صحبت کنم. کاری به فلسفه خوشبختی ندارم، می خواهم از جهات دیگری آن را برایتان شرح دهم.

دکتر جان شیندلر خوشبختی را اینطور تعریف می کند:
«کیفتی از ذهن که اندیشه از زمان لذت می برد».

چه از نظر پزشکی و چه روانشناسی، فکر نمی کنم تعریفی از این ساده تر بتوان ارائه کرد و این موضوعی است که می خواهم در این مطلب درباره آن صحبت کنم.

خوشبختی داروی شفابخش

خوشبختی کیفیت ذاتی اندیشه انسان و دستگاه جسمانی اوست. وقتی خوشحال هستیم بهتر فکر می کنیم نتیجه کارمان بهتر می شود، حالمان بهتر و احساس سلامتی بیشتر می کنیم. اندام های حسی ما هم بهتر کار می کند.

خوشبختی داروی شفابخش

خوشبختی داروی شفابخش

کی کک چیف روانشناس روسی، مردم را در حالت اندیشیدن به افکار خوشایند و ناخوشایند مورد آزمایش قرار داد و متوجه شد که اشخاص وقتی در اندیشه افکار خوشایند هستند قدرب بینایی، شنوایی، بویایی و چشاییشان بهتر می شود. حس لامسه بهتری پیدا می کنند.
دکتر ویلیام باتز ثابت کرد که قدرت بینایی به محض این که انسان در افکار خوشایند فرو می رود و یا مناظر زیبایی را در ذهن مجسم می کند، افزایش می یابد.
مارگاریت کوربت به این نتیجه رسیده که انسان در بحر اندیشه های خوشایند، حافظه بسیار بهتری پیدا می کند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد.
پزشکی روان تنی ثابت کرده است که وقتی حوشحال هستیم، معده، کبد، قلب و تمامی اندام های داخلی بدن ما وظایفشان را بهتر انجام می دهند.
هزاران سال قبل، پادشاه مدبر سولومون، درضرب المثل هایش آورده که «دل شاد مثل دارویی شفابخش است، اما روحیه ی شکسته استخوان را می خشکاند.»

روانشناسان هاروارد درباره ارتباط بین خوشبختی و جنایت تحقیق کردند و نتیجه گرفتند که ضرب المثل قدیمی آلمانی که می گوید: «آدم های خوشبخت هرگز شرارت نمی کنند»، از لحاظ علمی هم اعتبار دارد. این روانشناسان متوجه شدند که بخش اعظم جنایتکارها متعلق به خانواده های غیر خوشبخت هستند و اغلب روابط ناپسند انسانی را تجربه کرده اند. در جریان ده سال تحقیقی که در زمینه ناکامی در دانشگاه یل صورت گرفت معلوم شد که بخش اعظم آنچه آنرا شرارت و ناسازگاری با دیگران می دانیم ناشی از ناکامی و خوشبخت نبودن است.
به گفته دکتر شیندلر، بدبختی تنها مسبب بیماری های روانی است و تنها درمانش خوشبختی است. خود کلمه «بیماری» به مفهوم حالتی از ناراحتی و بدبختی است. براساس تحقیق اخیری که انجام گرفته مشخص شده که تا حدود زیادی تجار خوشبین و شاداب، که همیشه قسمت خوب قضایا را نگاه می کنند، بیش از تجار بد موفق می شوند.

حتما بخوانید :   ۴ راه تغییر خود برای پرورش عادت های سالم تر

چنین به نظر می رسد که در زمینه ی تفکر و اندیشه خوشبختی، جای اسب و گاری را اشتباه بسته ایم.
می گوییم «خوب باش تا خوشبخت شوی» به خودمان می گوییم اگر «بتوانیم موفق و سالم باشیم، خوشبخت خواهیم بود» می گوییم «با مردم دوستی کن و دوستشان بدار تا خوشبخت شوی.»
احتمالاً درست تر بود اگر می گفتیم: «خوشبخت باش تا بتوانی آدم خوبی بشوی، سالم تر باشی و احساس بهتری پیدا کنی و با دیگران مهربان تر باشی.»

تعبیر نادرست از خوشبختی

خوشبختی اکتسابی نیست، استحقاقی هم نیست. به همان اندازه که گردش خون در بدن انسان با لیاقت او رابطه دارد، خوشبختی هم دارد. اما هردو برای سلامت و رفاه انسان ضروری هستند. خوشبختی کیفیتی از ذهن است که اندیشه از زمان لذت می برد. اگر منتظر بنشینید تا «لیاقت» فکر کردن به تفکرات خوشایند را پیدا کنید، احتمالش هست که درباره بی ارزشی های خودتان به تفکرات ناخوشایند برسید.
اسپینوزا می گوید : «خوشبختی پاداش تقوی نیست، بلکه خود تقوی است.»

دنبال خوشبختی رفتن خودخواهی نیست

خیلی ها به گمان اینکه خوشبخت شدن «خودخواهی» یا عملی «اشتباه» است دنبال خوشبختی نمی روند. خودخواه نبودن به خوشبختی کمک می کند زیرا نه تنها ذهن ما را از خودخواهی و خود نگری و تقصیر و گناه و افکار ناخوشایند یا تکبر دور می کند، بلکه به ما امکان می دهد که به صورت خلاق ظاهر شده، و به دیگران هم کمک کنیم.

دنبال خوشبختی رفتن خودخواهی نیست

دنبال خوشبختی رفتن خودخواهی نیست

یکی از خوشایندترین اندیشه ها برای هر انسان این است که احساس کند به او احتیاج دارند و ببیند به قدر کافی شخص مهمی است که می تواند به خوشبختی هم نوعانش کمک کند.
اما اگر تنها به زمینه ی اخلاقی موضوع خوشبختی توجه کنیم و آن را به حساب پاداشی برای خودخواه نبودن بگذاریم در این صورت می توانیم خواستن خوشبختی را گناه تلقی کنیم. در واقع در این تعریف خوشبختی ناشی از خودخواه نبودن و عمل خودخواهانه نکردن است و جایزه آن نیست. اگر به خاطر خودخواه نبودن و عمل خودخواهانه نکردن پاداش بگیریم، منطقاً به این نتیجه می رسیم که هرچه مفلوک تر و ذلیل تر ظاهر شویم، خوشبخت تر خواهیم بود و به این نتیجه گیری پوچ می رسیم که راه خوشبخت بودن این است که بدبخت باشیم.

حتما بخوانید :   ضمیر ناخودآگاه و تولید انرژی برای ادامه حیات!

ویلیام جیمز می گوید: «طرز تفکر بدبختی نه تنها دردناک، بلکه زشت و ناپسند است. از بد خلقی، غرغر و ناله و دلتنگی، حال به هر دلیل که باشد، چیزی بدتر سراغ دارید؟ آیا چیزی بیش از این ها دیگران را ناراحت می کند؟ مشکلی بزرگتر از این ها می شناسید؟ با داشتن این روحیه، ناراحتی جاودانه می شود و موقعیت را از آنچه هست خراب تر می کند.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *