۳ دسته کلی افراد در جستجوی موفقیت و عاقبت هرکدام!

در جستجوی موفقیت

همه به دنبال رسیدن به خواسته‌های خود هستند، اما ۳ رویکرد کلی در این مسیر وجود دارد.

هر کسی برای موفقیت در رسیدن به خواسته‌های خود، یکی از این ۳ مدل کلی را انتخاب می‌کند. در این مطلب باهم خواهیم دید که کدام‌یک از این مدل‌ها کارآمد بوده، به نتیجه می‌رسند و کدام‌یک به بیراهه می‌روند. همچنین خواهیم دید که افراد موفق با استفاده از چه مدلی موفقیت‌ها و دستاوردهای عظیم زندگی و کسب‌و‌کار خود را کسب می‌کنند.

مدل اول: زندگی در عالم شانس و اتفاقات

عده‌ای از افراد متقدند که همه چیز در این دنیا بر حسب شانس و اتفاقات است. این افراد باور دارند که اگر شانس بیاورند، به دستاوردهایی خواهند رسید. آن‌ها معتقدند کسانی که در هر زمینه‌ای موفق هستند، بر حسب اتفاق، بخت و اقبال به این دستاوردها رسیده‌اند.

از آن‌جایی که این گروه از افراد به این معتقدند که تمام قدرت در دست شانس است و دنیا بر حسب اتفاق اداره می‌شود، در راه رسیدن به خواسته‌هایشان خود را خیلی اذیت نمی‌کنند. درواقع این افراد منتظر نشسته‌اند تا شانس‌شان از راه برسد.

این افراد چگونه می‌توانند نتیجه بهتری بگیرند؟

این افراد به دو دسته تقسیم می‌شوند.

  1. عده‌ای خودشان را به خواب زده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را بیدار کرد.
  2. عده‌ی دیگری هم هستند که واقعا خواب‌اند و برای بیداری نیاز به تلنگر دارند. (که امیدوارم با مطالعه مطالبی از این دست بیدار شوند.)

البته در این بین افرادی هستند که به دنبال چیز خاصی در زندگی نبوده و جاه‌طلبی ندارند. این افراد مسلما موضوع بحث ما نیستند. چراکه در نهایت هدف همه ما رسیدن به احساس رضایت، شادی و آرامش درونی است که این افراد آن را از قبل دارند. بنابراین لزومی به تغییر نمی‌بینند. ما هم به تصمیم‌شان احترام می‌گذاریم.

اما مساله چیست؟ مساله این افراد غالبا این است که به بلوغ فکری و روانی کافی نرسیده‌اند. انسان‌ها می‌توانند سال‌ها زندگی کنند، بلوغ جسمی را تجربه کنند اما به بلوغ روانی نرسند!

افرادی که به بلوغ روانی رسیده‌اند، مسئولت کامل خود و تصمیماتشان را می پذیرند. آن‌ها باور دارند هر نقطه‌ای که امروز در آن ایستاده‌اند، نتیجه تصمیماتی است که خودشان در گذشته گرفته‌اند. وقتی از این امر -که تنها خودشان خالق شرایط خود هستند- آگاهی پیدا کرده و مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده گرفتند، می‌توانند افسار زندگی خود را در دست گرفته و وارد دسته دوم یا سوم طالبان موفقیت شوند.

اگر جزو این دسته هستید، مهم است آگاه شوید که شانس، محصول آمادگی است. تنها افرادی که به اندازه کافی آماده هستند، می‌توانند موقعیت‌های مناسب را در اطرافشان ببینند و از آن‌ها‌ استفاده کنند.

مدل دوم: افرادی که مسیر موفقیت را می‌دانند اما وارد آن نمی‌شوند

این گروه از افراد به اصطلاح الکی درگیر هستند. آن‌ها در سمینارها، کارگاه‌های آموزشی، دوره‌ها و رویدادهای مختلف شرکت می‌کنند، کتاب‌های مختلف در حوزه موفقیت را می‌خوانند، غالبا زمان زیادی را به تلاش و کار کردن اختصاص می‌دهند، اما هرگز به اندازه‌ای که زمان و انرژی اختصاص می‌دهند، نتیجه نمی‌گیرند.

این افراد دائما اطلاعات جمع می‌کنند، یاد می‌گیرند، آموزش می‌بینند، اما آموخته‌های خود را به کار نمی‌بندند. دست‌کم می‌توان گفت که در به کار بستن آموخته‌های خود سرعت و جدیت لازم را ندارند.

این گروه از طالبان موفقیت، هر سال برنامه‌های جدیدی برای رسیدن به خواسته‌هایشان دارند. آن‌ها هر سال با خودشان می‌گویند؛ «امسال دیگر زندگی‌ام را متحول می‌کنم»، اما باز هم این اتفاق نمی‌افتد.

از دست ندهید :   سخنان بزرگان جهان در مورد موفقیت | 16 جمله متحول کننده!

می‌توان گفت این گروه، الکی برای خودشان مشغله می‌تراشند تا درد هدر دادن زمان را احساس نکنند.

این افراد، مدام انجام کارهای مهم را به تعویق می‌اندازند تا با خودشان و واقعیت، روبرو نشوند. بسیاری از کارهایی که آن‌ها در طول روز انجام می‌دهند، بی‌اثر یا کم‌اثر است.

متاسفانه بیشتر جوانان پر‌تلاش ما دچار این مساله هستند. آن‌ها وقتی وارد زندگی و درگیر آن می‌شوند، خیلی متوجه نیستند که چگونه باید از آن استفاده کرده تا در این مسیر دستاوردهای درخشان داشته باشند.

آن‌ها معمولا از صبح تا شب مشغول کار و فعالیت هستند، اما بینشی که با کمک آن بتوانند زندگی خود را برنامه‌ریزی و مدیریت کنند، ندارند. به عنوان مثال نمی‌دانند که چگونه باید درآمد خود را به صورت صحیحی سرمایه‌گذاری کنند، تا صاحب مال و ثروت شوند.

وقتی انسان درگیر چیزی می‌شود، معمولا قدرت تحلیل و تفکر خود را از دست می‌دهد. لازم است گاهی سرمان را باال آورده از بالا به خودمان، مسیر و مسائل‌مان نگاه کنیم تا بتوانیم تصمیمات هوشمندانه‌تری گرفته و سریع‌تر به مقصد برسیم.

این افراد چگونه می‌توانند نتیجه بهتری بگیرند؟

این‌گونه افراد باید دفترچه‌ای برداشته، تمام ساعات روز خود را در آن جدول‌بندی کنند. سپس به مدت یک هفته در آن دفترچه یادداشت کنند که در هر ساعتی مشغول جه کاری بوده‌اند. این فرآیند ثبت وقایع روزانه کمک می‌کند تا متوجه شوند وقت‌شان صرف چه کاری می‌شود.

درواقع هر اقدامی که آن‌ها را با واقعیت مواجه کرده و آگاه‌شان کند که الکی درگیر هستند، می‌تواند به تغییر این وضعیت و پیشرفت آن‌ها کمک کند.

هدف‌گذاری صحیح، قطعا موثر است. این دسته از افراد باید به طور مشخص بنویسند که هدف‌شان چیست. با این کار مشخص می‌شود که قرار است با این فعالیت‌های روزمره به چه چیزی برسند. سپس باید هر روز بسنجند که چقدر به هدف‌های خود نزدیک شده‌اند.

هدف چیست: هدف، تصویری است واضح از آینده، که هر لحظه به سوی آن حرکت می‌کنیم.

این گروه باید کارهای مهم و تاثیر‌گذار در رسیدن به اهداف خود را از کارهای کم‌اثر یا بی‌اثر تفکیک کرده و تنها روی انجام کارهای مهم تمرکز کنند.

نوشتن برنامه فردا از شب قبل نیز، می‌تواند در افزایش بهره‌وری به این افراد کمک کند.

این دسته از افراد باید برای رسیدن به خواسته‌های خود اقدام کنند. مساله این است که ما فکر می‌کنیم به اندازه کافی زمان داریم و دائما اهمال‌کاری می‌کنیم. به همین دلیل معمولا چیزی دست‌گیرمان نمی‌شود.

چگونه می‌توان موفق شد؟

موفقیت، چیزی جز داشتن این ۳ مهارت نیست:

  1. هدف‌گذاری درست.
  2. برنامه‌ریزی درست.
  3. داشتن یک نظم هر روزه برای اجرای اقدامات لازم.

کمال‌گرایی، یکی از موانع ذهنی است که تا حد زیادی مانع از اقدام و پیشرفت دسته دوم از طالبان موفقیت می‌شود. آن‌ها دائما به این فکر می‌کنند که هنوز محصول‌شان به اندازه کافی خوب نیست، هنوز به اندازه کافی آماده نیستند، اگر فلان ایراد را به کارشان گرفتند چه؟ و …

اقدام کنید! صبر نکنید تا کامل شوید. اگر از همین امروز تا صد سال دیگر هم تمام کتاب‌های آموزش گیتار را بخوانید، سر کلاس برترین مدرسان گیتار دنیا بنشینید، گوش بدهید و یادداشت بردارید، تا زمانی که خودتان گیتار را دست نگیرید و تمرین نکنید، گیتار زدن را نمی‌آموزید.

شروع کنید. وقتی شروع کردید، به مسائلی برخورد می‌کنید که قبل از آن فکر نمی‌کردید وجود داشته باشند. با حل این مسائل، بزرگ‌تر و حرفه‌ای‌تر خواهید شد. اما اگر شروع نکنید، مسائل پیش رو را هم نخواهید دانست و پاسخی برای حل آن ها نخواهید داشت.

از دست ندهید :   تصویر سازی در ذهن ، راز همیشگی موفقیت!

گفت‌وگوهای درونی یکی از عواملی است که می‌تواند ما را به موفقیت یا شکست بسیار نزدیک کند! مدیریت صدای کوچک درونمان، بسیار در شکل‌گیری تصویر از خود و عزت‌نفس ما مهم است.

افراد خوشبخت و موفق، به شدت هدف‌گذار بوده و از عزت‌نفس بالایی برخوردارند. مجموع این دو به آن‌ها کمک می‌کند تا صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شده، تلاش کنند و بسیار به اهدافشان پایبند باشند.

نتیجه گرفتن از تلاش‌ها یکی از عواملی است که عزت‌نفس را در ما تقویت می‌کند. فردی که الکی درگیر است، کم‌تر نتیجه می‌گیرد. بنابراین روز به روز عزت‌نفس خود را از دست می‌دهد. او در نهایت به ناامیدی خواهد رسید و تلاش کردن را رها خواهد کرد.

جمله معروفی می‌گوید: «قبل از اینکه بخواهی دنیا را نجات دهی، خودت را نجات بده». چطور ممکن است کسی که خودش در مسائل غرق است و نمی‌تواند به خواسته‌هایش برسد، بتواند فرد تاثیر‌گذاری بر زندگی دیگران باشد؟

مدل سوم: افراد نتیجه‌گرا

بعضی از افراد در این دسته، مانند دسته اول اعتقادی به آموزش دیدن ندارند. تفاوت این افراد با دسته اول در این است که واقعا در بعضی زمینه‌ها انسان‌های توانمندی هستند و از این رو فکر نمی‌کنند (یا استادی را پیدا نمی‌کنند) که بتوانند از طریق آموزش، به مهارت‌های خود اضافه کنند.

این افراد بدون آنکه متوجه شوند، از طریق تجاربی که در زندگی یا کسب‌و‌کارشان کسب کرده‌اند، کتاب‌هایی که مطالعه کرده‌اند، افرادی که با آن‌ها معاشرت کرده اند و … قبلا هزینه آموزش خود را داده‌ و از لحاظ شخصیتی توسعه یافته هستند.

دسته دیگر این افراد، به ضرورت آموزش اعتقاد دارند و به محض آموزش دیدن، اقدام کرده، آموخته‌های خود را به کار می‌بندند.

تعداد افراد با این ویژگی بسیار کم و محدود است و معمولا این افراد، فوق‌العاده موفق می‌شوند.

این‌ها همان کسانی هستند که نسبت به اهداف خود تعهد داشته و از معجزه‌‌ای به نام انضباط شخصی بهره می‌برند.

اعمال کوچک، نتایج بزرگ

ما همواره به دنبال اتفاقات و نتایج بزرگ در زندگی هستیم. در حالی که قانون طبیعت به ما نشان داده که تغییرات کوچک در مدت زمان طولانی همراه با صبر و البته به صورت منظم است که نتایج بزرگ را خلق می‌کند.

به عنوان مثال؛ وقتی می‌خواهیم ورزش کنیم، به دنبال وقت خالی هستیم تا در باشگاه ورزشی ثبت نام کنیم. پس از مدتی چون وقت خالی پیدا نمی‌کنیم، برنامه ورزش کردن را موکول می کنیم به ۲ ماه دیگر، که قرار است سرمان خلوت شود. در نهایت این اتفاق هرگز نخواهد افتاد!

همین الان می‌توانید به حای آسانسور از پله استفاده کنید. در منزلتان بیشتر و طولانی‌تر راه بروید. ماشین‌تان را کمی دورتر پارک کنید تا مجبور شوید کمی پیاده‌روی کنید. تمام این‌ کارهای ساده و کوچک،باعث می‌شود تا کالری بیشتری مصرف کرده، قلب‌تان خون بیشتری پمپاژ کند و سالم‌تر باشید.

می‌خواهیم زبان انگلیسی یاد بگیریم، به دنبال وقت خالی در هفته هستیم تا کلاس برویم. وقت خالی پیدا نمی‌کنیم، در نتیجه آن را موکول می‌کنیم به مدتی بعد و در نهایت سال‌ها در کش و قوس ثبت نام کلاس زبان خواهیم بود.

متاسفانه ما فکر می‌کنیم که تا ابد وقت داریم. متوجه نیستیم که زمان ما محدود است و عمر، به سرعت در حال گذر است.

از دست ندهید :   صدای موفقیت شما کی در خواهد آمد؟

نیازی به انجام کارهای بزرگ و هیجانی نیست. کافی است کارهای کوچک را به طور منظم انجام دهید و از اثر مرکب بهره ببرید. اگر هر شب فقط ۵ لغت انگلیسی جدید یاد بگیرید، در طی ۱ سال، بیش از ۱۵۰۰ لغت جید آموخته‌اید. نظم و استمرار در انجام همین کارهای ساده، باعث معجزه می‌شود.

جمع‌بندی و سخن پایانی

انسان، بیش از هرکس خودش را گول می‌زند. اگر بخواهید کاری را انجام دهید، راهش را پیدا می‌کنید و اگر نخواهید کاری را انجام دهید، بهانه‌اش را خواهید یافت. مطمئن باشید.

تمام رسیدن به خواسته‌ها، در سه عبارت خلاصه می‌شود:

  1. بدانید چه می‌خواهید
  2. برای رسیدن به آن کاری کنید
  3. پیگیر باشید

هیچ خواسته‌ی ارزشمندی برآورده نشده، مگر از این ۳ مرحله عبور کرده باشد. متاسفانه بسیاری از ما حتی به درستی نمی‌دانیم که چه می‌خواهیم و تعریف درستی از خواسته‌های خود نداریم.

خواسته‌ها فقط روی کاغذ وجود دارند. آن‌ها را جلوی چشمتان قرار دهید. اگر نوشته نشوند، یعنی وجود ندارند.

پیشنهاد من این است که هر روز چند بار از روی خواسته‌های خود بنویسید تا به خوبی در ذهن‌تان جاری شوند. آن‌ها را به تصویر تبدیل کنید. از آن‌ها نقاشی بکشید، عکس آن‌ها را جلوی دیدتان قرار داده و دائم به خودتان یادآوری کنید که چه خواسته‌ای دارید.

اقدامکنید. اقدام حلقه گم شده موفقیت ماست. منتظر نمانید روزی برسد تا از آن روز شروع کنید. همین الان شروع کنید.

پیگیر و سمج باشید. هر چیزی که ارزش به دست آوردن را داشته باشد، ارزش صبر کردن و استقامت ورزیدن را دارد.

بسیاری از ما به خواسته‌هایمان نمی‌رسیم، تنها به این دلیل که به انداره کافی پیگیری نمی‌کنیم. بارها شنیده‌ایم که اگر مسیری که می‌روید به شکست منجر شد، هدف‌تان را تغییر ندهید، بلکه مسیر دیگری را برای رسیدن امتحان کنید.

ناخودآگاه و صدای منتقد درونی که برای شکست برنامه‌ریزی شده‌اند، شما را به تسلیم شدن وادار می‌کنند. باورهایی که در مورد خودتان دارید، تعیین کننده این هستند که چقدر موفق خواهید شد.

اگر دائما ندای درونتان به شما تلقین می کند که؛ تو نمی‌توانی! تو شکست خواهی‌ خورد! نمی‌شود! و … تا حد زیادی شانس موفقیت خود را از دست خواهید داد.

قبلا هم گفته‌ایم که یکی از رازهای افرادی که خود را به شکل مثبتی تغییر می‌دهند، این است که گفت‌وگوهای درونی خود را به شیوه مثبتی تغییر می‌دهند.

گفت‌وگوهای درست و حسابی با خودتان داشته باشید. به دنبال استفاده از قدرت ذهن برای موفقیت هستید؟ یکی از رازهای استفاده از قدرت ذهن، همین گفت‌و‌گوهای درونی است.

راز دیگر موفقیت این است که سوالات درست و حسابی از خودتان بپرسید. افراد موفق، سوالات بهتری از خودشان می‌پرسند، در نتیجه پاسخ‌های بهتری نیز می‌گیرند. سوالات بهتر سوالاتی هستند که پاسخ‌هایشان کلید‌هایی برای عبور از موانع در اختیار شما می‌گذارد.

 

با آرزوی موفقیت برای شما.

شما چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
[تعداد امتیازات: 5 میانگین امتیاز: 3.8]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *