چرا کارهایی که انجام می دهیم را انجام می دهیم؟

چرا کارهایی که انجام می دهیم را انجام می دهیم؟

چرا با وجود اینکه می دانیم نباید برخی کارها را انجام دهیم، بازهم آن ها را انجام می دهیم؟ چرا با وجود اینکه می دانیم چه غذاهایی را باید بخوریم و چه غذاهایی برای ما ضرر دارند، باهم نمی توانیم رژیم غذایی خودمان را کنترل کنیم؟ چه چیزی در پشت پرده رفتار ما را کنترل می کند و چرا دانستن راه های موفقیت کمکی به عملی کردن ان ها و استفاده از قدرتشان نمی کتد؟

در پس پرده، این ناخودآگاهِ ماست که رفتار ما را کنترل می کند. ناخودآگاه ما یک کودک 3 تا 5 ساله است که تصمیم می گیرد ما چه کارهایی را انجام بدهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم.

در هر لحظه این رنج ها و لذت های ما هستند که به رفتار ما جهت می دهند. به طور مثال خوردن شکلات در لحظه لذت بسیار زیادی دارد، اما درد و رنج ناشی از اضافه وزن در آن لحظه خیلی قابل لمس نیست و به همین دلیل ما از خوردن شکلاتمان لذت می بریم، با اینکه می دانیم نباید آن را بخوریم!

از دست ندهید :   2 کتاب که پیشنهاد می کنم برای موفقیت حتما مطالعه کنید

در واقع تنها راه به دست گرفتن کنترل زندگی، تغییر جای این رنج ها و لذت ها در ذهن ماست. در واقع اگر بتوانیم خوردن شکلات را به یک رنج و نخوردن آن را به یک لذت گره بزنیم، می توانیم بدون هیچ زحمتی لاغر شویم و از لاغر شدن خود لذت هم ببریم. در اصل هر تلاشی در جهت چیزهایی که در ذهن ما معنای رنج دارند، محکوم به شکست خواهد بود، مگر اینکه از رنج زیاد به سمت رنج کمتر برویم.

به عنوان مثال در نظر بگیرید که در زندگی به نقطه ای رسیده اید که حالتان از آن شرایط به هم می خورد، به هیچ عنوان با استانداردهایی که در ندگی برای خود متصورید هم خوانی ندارد و شما به خودتان می گویید دیگر کافی است، من هرگز حتی برای یک لحظه دیگر هم نمی خواهم در این وضعیت باشم! سپس برای تغییر این وضعیت شروع به انجام کارهایی می کنید که شاید انجام آن ها هم رنج دارد اما از رنج ماندن در وضعیت قبلی کمتر است.

از دست ندهید :   آیا نگرانی را باور کرده اید؟

در واقع رنج های ما همیشه هم بد نیستند. شاید اگر هیچ رنجی وحود نداشت، هیچ کس زحمتی به خودش نمی داد و کاری نمی کرد و ارزشی به این دنیا اضافه نمی شد. بیشتر تصمیماتی که ما می گیریم و تغییراتی که در طول زندگی خود ایجاد می کنیم، بیشتر برای کاهش رنج است تا رسیدن به خوشی!

 

شما چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
[تعداد امتیازات: 4 میانگین امتیاز: 3.8]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *