چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟

چرا باید در پی علت هر اتفاق بود؟

مسئولیت پذیری  اولین نشانه بلوغ روانی در هر انسانی است . ما باید بپذیریم که هر کار عواقی دارد و پذیرای عواقب کارهایمان باشیم . اما هر اتفاق علت خاصی دارد. یافتن این علت در اقدامات و تصمیمات آینده ما تاثیر به سزایی دارد. در ادامه با وبسایت خودباور همراه باشید.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی وبسایت خودباور این است که  جهت استفاده هر چه بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون انسان“،  “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“،  “چرا اندیشه خلاق است؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چگونه با ذهن انرژی خلق کنیم“، “چرا تبدیل به آنچه که در ذهن دارید میشوید؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارند!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیست؟“، “شما وارث قدرت هستید!“، “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“، “تصویر سازی ، مهم ترین گام برای تحقق هدف!” ، “آیا زندگی شانسی و تصادفی است؟” و “3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!”  را نیز مطالعه کنید. در ادامه میتوانید خلاصه مقاله “3 لازمه ی خوشبختی را با نیروی اندیشه جذب کنید!” را مشاهده کنید.

خلاصه

  •  شرط ضروری داشتن حال خوب، انجام دادن کار خوب است.
  •  پیش شرط هر عمل درست، درست اندیشیدن است.
  • شرایط لازم برای اثر بخشی در هر مراوده تجاری یا هر رابطه اجتماعی دانستن حقیقت است.
  • با شناخت حقیقت می توانیم نتیجه هر عملی را پیش بینی کنیم.
  • وقتی حقیقت را درک می کنیم که بدانیم حقیقت اصل حیاتی عالم هستی است و بنابراین از قدرت مطلق برخوردار است.
  • حقیقت طبیعتی معنوی دارد و به کار بردن حقیقت معنوی راه حل هر مسئله ای است.
  • یکی از امتیازات روشهای معنوی این است که اینها همیشه حضور دارند. تنها لازمه آنها عبارت است از: 1 – به جای آوردن توانمندی مطلق “قدرت معنوی” و 2 – میل به دست آوردن اثرات سودمند آن.

 

 

علت و معلول

اگر به مفهوم ایده ای که در این مطلب آمده به درستی تسلط پیدا کنید “اینکه اتفاقی نمی افتد مگر علتی داشته باشد” می توانید با مراجعه به علت، هر موقعیتی را کنترل کنید. می توانید با علم و دانش همه برنامه های خود را تدوین کنید. و وقتی به هدفتان رسیدید، که حتماً هم می رسید، دلیلش را متوجه می شوید.

حتما بخوانید :   قدرت ذهن در درمان بیماری

 

اندیشه

انسان معمولی که اطلاع و دانشی قطعی درباره علت و معلول ندارد تحت تأثیر احساسات یا عواطف است. او در مقام توجیه کردن است. اگر به عنوان یک تاجر شکست بخورد، می گوید که بخت و اقبال علیه اوست. اگر موسیقی را دوست نداشته باشد می گوید آن موسیقی یک تجمل گران است. اگر یک کارمند فقیر دفتری است می گوید اگر بیرون و در دل طبیعت باشد بهتر کار می کند، اگر دوست نداشته باشد، می گوید کسی به درستی قدر او را نمی داند.
این اشخاص هرگز به ریشه مسایل و مشکلات خود پی نمی برند. آنها متوجه نیستند که هر معلولی ناشی از یک علت خاص است. به جای آن می خواهند توجیه کنند و بهانه بیاورند. می خواهند تنها در دفاع از خود حرف بزنند و قبول مسئولیت شخصی نکنند. برعکس، کسی که می داند معلولی بودن علت وجود ندارد، غیر شخصی فکر می کند، در مقام دفاع از خود نیست و نمی خواهد از زیر مسئولیت شانه خالی کند. این اشخاص بدون توجه به پیامدها دنبال اصول می گردند. دنبال حقیقت می روند تا آنچه را وجود دارد پیدا کنند. آنها به روشنی مسایل را درک می کنند، دیدی منصفانه دارند و نتیجه آن می شود که دنیا آنچه را باید به آنها می دهد: دوستی، افتخار، عشق و تأیید و تصدیق. همانطور که هنری دروموند می گوید:

همانطور که می دانیم در دنیای فیزیکی جاندار و غیرجاندار داریم.

 غیر جاندار دنیای معدنی مطلقاً از گیاه یا حیوان بریده شده است.

راه عبور بدون منفذ مهروموم شده است. کسی از این موانع عبور
نکرده است. هیچ تحولی در ماده، هیچ اصلاحی در محیط، هیچ
اقدامی شیمیایی، هیچ نیرویی از برق و الکتریسته، هیچ شکلی از
انرژی، هیچ نوعی از تکامل نمی تواند به یک اتم دنیای معدن
حیات ببخشد.
هاکسلی به “حیات تنها از حیات” اشاره دارد و تین دال
می گوید: “من این را تأیید می کنم. هیچ مدرکی نداریم که ثابت
کنیم حیات و زندگی در روزگار ما مستقل از حیات دیگری صورت
خارجی پیدا کرده باشد.”
قانون فیزیکی ممکن است غیر ارگانیک را توضیح دهد.
بیولوژی هم حیات و آنچه را ارگانیک می خوانیم توضیح می دهد.
همین گذر میان دنیای طبیعی و دنیای معنوی وجود دارد.
اما گیاه با رفتن به اعماق به دنیای معدن می رسد و به لطف رمز
و راز حیات، با آن در تماس می شود، بدینگونه خرد کیهانی به
ذهن انسان نفوذ می کند و به آن کیفیاتی عالی و شگفت انگیز
می دهد. تمام مردان و زنانی که در دنیای صنعت، تجارت و هنر
به موفقیتی دست یافته اند به خاطر این فرایند موفق شده اند.

با این مانع غیر قابل عبور میان ارگانیک و غیر ارگانیک، تنها طریقی که ماده می تواند رشد کند و متحول شود این است که از حیات باردار شود. وقتی یک بذر به دنیای معدنی می رسد و شروع به رشد کردن می کند، ماده مرده شروع به زندگی می کند. هزار انگشت نامرئی محیط جدیدی برای ورود جدید می بافند و قانون رشد شکل و حالت می گیرد. این فرایند آنقدر ادامه می یابد تا نیلوفر چهره می کند. به همین شکل یک اندیشه به ماده نامرئی خرد کیهانی راه پیدا می کند”آن ماده و جوهری که از آن هم چیز خلق می شود” و وقتی اندیشه ریشه می گیرد، قانون رشد صورت خارجی پیدا می کند. شرایط و محیط به عنوان شکل عینی اندیشه ما شکل می گیرند. اینگونه است که اندیشه به عنوان حلقه پیوند دهنده میان نهایت و بی نهایت، میان عالم هستی و نا مشخص، کار می کند.
اندیشه یک انرژی فعال و پویا ست که می تواند با شی رابطه برقرار کند. و آن را از ماده نامرئی که همه چیز از آن خلق می شود به دنیای عینی و مرئی بیاورد. این قانونی است که از طریق آن همه چیز تجلی پیدا می کند.

حتما بخوانید :   چطور زندگی کنیم؟

 

شما همراه محترم و دوست داشتنی وبسایت خودباور میتوانید ادامه این مطلب را در مقاله “چگونه با قدرت بی انتها هماهنگ باشیم؟” مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *